توصیه های mustafun خیلی خوب و ارزشمنده، مخصوصا مورد ششم.
ولی باور کنید این کار خیلی سخته، هر روز که از خواب پا می شم سعی می کنم این چیزا رو به خودم تلقین کنم. نامزدم رو دوست داشته باشم، از خدا خیلی می خوام که کمکم کنه و همیشه به خودم میگم اگه خودخواه نباشم و مثل یه آدم شریف تصمیم بگیرم حتما خدا کمکم می کنه و یه جای دیگه برام جبران می کنه.
ولی باور کنید خیلی سخته، اینا فقط تو حرف ساده است. اگه جای من بودید می دیدید که چقدر سخته. آخه من به خاطر موقعیت کاری مشترک و همچنین دوستی نامزدم با اون پسر،
همیشه باهاش در تماس هستم. همیشه در موردش صحبت هست. چون یکی از صمیمی ترین دوستهای نامزدمه.
در ضمن من مطمئنم هیچ وقت از ازدواج با عشقم پشیمون نمی شدم. من اون رو خوب میشناختم و ایده آل ترین فرد برای من و مطابق با همه معیارهای من بود.
BABY عزیز من الان دیگه مطمئن نیستم من رو می خواد یا نه، یه جورایی مطمئنم که یه زمانی من رو می خواسته (این موضوع خیلی من رو اذیت می کنه)، ولی الان دیگه ممکنه فراموش کرده باشه یا با این قضیه مه من دیگه ازدواج کردم کنار اومده.
من به یه مشاور هم مراجعه کردم، با دیدن اوضاع روحی من گفت بهتره از نامزدت حلالیت بطلبی و ازش جدا بشی، ولی اصلا منتظر نباش اون یکی بیاد سراغت.
آخر راه حل بود....









علاقه مندی ها (Bookmarks)