سلام
نقل قول نوشته اصلی توسط afsoon520
من آدمیم که تنها زندگی کردن رو خیلی دوست دارم و برای همین زیر بار ازدواج نمی رفتم . دوست داشتم تنها زندگی کنم اما همیشه خانواده ام مخالف بودند و هم فکر میکردم یک دختر توجیهی برای تنها زندگی کردن نداره . وقتی برادرم ازدواج کرد این فکر به سرم زد که برای جدا شدن از خانواده تنها راه ممکن ازدواج و بعد طلاق هست .
با این قسمت از صحبتت به شدت همدردی می کنم. و با قاطعیت می گم که مثل تو زیاد هست. یکیش خود من، اگه برای من هم فرصت تنها زندگی کردن بود، هرگز شوهر نمی کردم. من خانه و تمامی اثاث منزلم را خودم تهیه کردم و آرزویم این بود که مستقل در آن زندگی کنم. اما به دلیل مخالفت خانواده ام تن به ازدواج دادم!
دوست و همکار من، او هم بعد از ازدواج برادر کوچکترش با دلیل مشابه از ایران رفت و الان خارج از ایران یک زندگی مستقل دارد!
اما چرا خانواده های ما با زندگی مستقل دخترانشان مخالفت می کنند؟
جواب ریشه در بافتهای عقاید سنتی حاکم بر جامعه ما دارد. اما این وظیفه ماست که کمر همت بر اصلاح آن ببندیم و مسلما رسیدن به آن، کار یک روز و یک شب نیست. شاید می بایست یک نسل خود را قربانی کند تا نسل آینده نتیجه اش را احساس کند. چراکه اگر تلاش ایثارگرانه مادران و دختران نسل قبل از ما نبود، من و شما امروز شاید حتی فرصت تحصیل را هم نداشتیم!

اما در رابطه با زندگی حال شما، افسون عزیز
اول بگویم که من هم لیسانس دانشگاه آزاد دارم و چندان هم خوش قیافه نیستم، اگر ما رو قاطی آدما قبول دارین یه چند جمله ای عرض کنم خدمتتون!
اول، موندم شوهر شما چطور حاضر شد که زن از دانشگاه شریف بگیره!! آخه ما دانشگاه آزادیها اصلا شریفیها را قبول نداریم. چون می گیم اونا همون بچه مدرسه بودند که نه بخاطر هوششون، بلکه بخاطر و تارک دنیا شدنشون رفتن شریف و از روابط بین آدما چیزی نمی دونن!
دوم، شما می گین اهل خاله زنک بازی نیستین! پس اینکه می گین اگه دوستام شوهرمو ببینن خجالت می کشم، اسمش چیه؟!:P
سوم، راستی چرا دوست پسرتون نیومد خواستگاریتون؟
چهارم، اگه شما به شوهرتون بین دیگران افتخار کنید و محکم کنارش راه برید، مطمئن باشید که دیگران هم اونو و هم انتخاب شما رو با تحسین نگاه می کنن.
پنجم، در مورد تغییر رفتار اخیر شوهرتون یکم تیزبین تر باشین و سعی کنید علت رو پیدا کنین، افراط و تفریط نکنید، با شوهرتون دوست باشین

در آخر ببخشید که خیلی بالای منبر رفتم، یکی نیست بگه تو اگه بلدی برو زندگی خودت رو درست کن