این پست گواه اینه ،‌كه وقتی مهارت ارتباطی نداشته باشیم، اگر نتوانیم از خودمحوری بیرون بیاییم، اگر نتوانیم احساسات خود را كنترل و در جهت صحیح سوق دهیم، اگر نتوانیم دیگران را درك كنیم، و اگر ضعفهای شخصیتی خود را نشناسیم، چه موافق موضوعی باشیم چه مخالف آن موضوع هیچ فرقی نداره!!!!!
كسانی كه به راحتی به دیگران ،‌اندیشه های آنها اهانت می كنند و سعی می كنند با مصادره حفظیات خود به نفع دفاع از خویشتن بپردازند(به جای دفاع از اندیشه اشان)،‌اینها قلمها و كلمات طعنه آمیز، تمسخر آمیز و تحقیر آمیز دارند. هر كس به عنوان شاهد ، مطالب آنها را می خواند از این برون ریزی احساسات به راحتی می فهمد بحث اندیشه نیست. بحث منیت و احساسات وابسته به شخص هست.
كجا پیامبر و امام چنین مباحثه می كردند. و اشخاص را له كنند تا حقانیت خود را به اثبات برساند. به قول وهم هر كس اینجا حرفی زده از یكی از طرفین مشتی خورده است.
بعضی ها چنان در این تاپیك حق و باطل را درهم آمیخته اند، كه خودشان هم به راحتی نمی توانند تفكیك كنند.
اگر نظری خلاف نظر دیگران داریم چرا شخصیتش را ترور می كنیم و به او مارك می زنیم.

دوستان تا وقتی ضعفهای خود را نشناسیم و متوجه نشویم كه چگونه از درون كنترل می شویم. ممكن است هر خطای خودمون را به شكل موجه آمیزی مطرح كنیم.
این بحث و هزاران بحث هر روزه به هرز می رود،‌چون ما بلد نیستیم. تخصص نداریم. به راحتی بحث را منحرف می كنیم،‌ به راحتی دوست و دشمن را با هم قاطی می كنیم. و به راحتی به جای موضوع به دفاع از خویشتن می پردازیم.
و بعضی ها فكر می كنند كه بحث داره پخته می شود و تاپیك داغ می شود. نه دوستان. اندیشه با آتش احساس می سوزد.
این تاپیك مثال واضحی از جابجایی پرخاشگری هست.
نسبت به كسانی كه نوع دیگری می اندیشند.

همچنین من از كسانی كه در این تاپیك بحث را بدون موجهای احساسی و كلمات دو پهلو و طعنه های گزنده و تحقیر دیگران ادامه دادند كمال قدردانی را دارم.