سلام
حرف خیلی منطقی میزنید اما کلاً از نظر من یه رابطه مراحلی داره.مثلاً یک خانوم در ارزیابی طرف مقابل مراحلی رو باید در ذهن داشته باشه،اول شخصیت کلی رو ارزیابی میکنه،بعد وقتی دید طرف از نظر کلی انسان برازنده ای برای خودشه صمیمیت عاطفی رو شروع میکنه به دو علت:1-تا صمیمیت پیش نیاد رفتارهای شخصی تر فرد مشخص نمیشه(برای مثال میدونیم که دو تا دوست صمیمی بهتر همدیگرو میشناسن تا دو تا دوست عادی)2-میتونه ببینه از نظر عاطفی طرف قابل اتکا هست یا نه. اون شناختی که شما نگران از خدشه دار شدنش هستید قاعدتاً قبل از صمیمیت حاصل میشه و شناخت مرحله ی دوم بدون صمیمیت اصلاً ایجاد نمیشه.ببینید بسیاری از خانوم ها از عدم تناسب عواطفشون با همسر ناراضیند که مثال های زیادی در همین تالار رو شما میتونید ببینید.خب آیا این جزء مراحل شناخت نیست؟در عین حال عواطف وقتی شدت میگیره که این پسندها شدت میگیره.شما گفتید ممکنه این احساسات روی انتخابتون تأثیر بذاره اما من میگم این احساسات خود انتخاب شماست.یعنی اگر شما به تدریج عاشق طرف بشید این نشونه اینه که اونو پسندیدید و میتونید باهاش تعامل خوبی داشته باشید.در کل حرف من اینه که این عواطف وقتی غلطند که بدون شناخت به وجود بیان مثل عشقهای دوران نوجوانی.اما شما پس از شناخت کلی طرف مقابل و محک حداقلهای الزامی شخصیتش این عواطف رو شروع میکنید و در انتخاب نهایی تأثیر میدید.امیدوارم با این زبان گنگ تونسته باشم منظورم رو برسونم!![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)