لایه ظاهری و باطنی
آنچه برای توست از تو جدا نمیشود و آنچه از تو جدا شد هرگز برای تو نبوده است ،،،
آنچه برای توست راهش را پیدا میکند حتی اگر مسیرها بسته شوند ...حتی اگر آدم ها بروند ،حتی اگه فرصت ها از دست بروند ،،،
وقتی انسان از ترس ِ از دست دادن عبور کند وارد یه مقامی میشود به نام مقام مشاهده ،،،
در این مقام انسان فقط به ظاهر اتفاقات نگاه نمیکند ،،،
هر چه که میرود و می آید بر اساس حکمتی پنهان حرکت میکند ،،،
میفهمد جهان بی نظم نیست ، تقدیر بی رحم نیست و همه چیز در مسیر خودش در حرکت هست ،،،
آنچه برای تو هست پیش از رسیدن تو را امتحان میکند .. گاهی با سکوت - گاهی با فاصله - گاهی با تاخیر …نه برای اینکه تو را عذاب دهد برای اینکه تو را آماده کند ،،،
هر رزقی و هر رابطه ای و هر موفقیتی ظرف خود را میخواهد و اگر ظرف دل تو آماده نباشد نعمت به جای اینکه شما را بالا ببرد تو را سنگین میکند ،،،
نعمت نارَس رنج می آورد ... بعضی موقع ها یه چیزی دیر میرسد و یا اصلا نمیرسد …چون گاهی روح ما برای چیزی که میخواهیم آماده نیست .... ولی برای آنچه واقعا برای توست آماده میشود ، تربیت میشود ،،،
در این مسیر، زندگی اتفاقاتی را برایت می آورد که شاید در لحظه تلخ باشن …فاصله ها - نه شنیدن ها - پاسخ ندادن ها - راه هایی که اشتباه میروی - آدم هایی که می آیند و میروند ،،،
اما حقیقت این هست که تمام اینها برای ساختن ظرف تو هستن ..ظرفی که قرار است رزق واقعی ات را درست و بدون ریزش نگه دارد ،،،
وقتی انسان به این حقیقت آگاه شود اتفاق عجیبی برایش میافتد ...دیگر از دیر شدن نمیترسد زیرا میداند آنچه برای اوست راهش را پیدا میکند ،،،
دیگر از جلو افتادن دیگری حسادت نمیکند چون میداند سهم او در سینی تقدیر دیگری نیست ،،،
دیگر از رفتن ها نمیشکند ..چون میداند اگر چیزی رفت همان لحظه از مالکیت او خارج شده بود ،،،
در این مرحله برای انسان یه آرامش پنهان در دل شکل میگیرد، آرامشی که نه از امیدهای بیرونی مییاید و نه از حرف های دیگران ، بلکه از فهم این حقیقت که :
انسان در دو لایه عمل میکند - یکی لایه ظاهری و دیگری باطنی ...
در لایه ظاهری ، انسان انتخاب میکند ، تلاش میکند...
در لایه باطنی تقدیر اون را هدایت میکند...
هنر سالک اینکه میان این دو هماهنگی ایجاد کند ...
وقتی به این هماهنگی برسیم اتفاقی رخ میده که به آن موافقت میگوییم ...
یعنی موافقت انسان با جریان آفرینش...در این حالت ، مقاومت نداری - نزاعی نداری ،،،
چیزی که برای تو هست به تو میرسه و چیزی که از تو نیست آروم از تو دور میشه ....نه زخم میزنه و نه دردی ایجاد میکنه برای تو ....
خروج هر چیز ، بخشی از ورود یه چیز جدید میشود ...به این مرحله میگن تسلیم آگاهانه ....
هر گاه بنده با حقیقت تقدیر موافقت کند خلق جدید نصیب اون میشود ...
یعنی خدا چیز نو برای تو میسازد ... نقشه ای تازه ، رزقی تازه - راهی تازه - معنایی تازه ...
خلق جدید زمانی فعال میشه که انسان از مقاومت درونی جدا بشه ...
شاید در زندگی دوره هایی بوده که بی دلیل همه چیز متوقف شده ... نه پیشرفتی - نه نتیجه ای ،،،اینا تصادفی نیست ...خداوند در این مواقع در حال آماده سازی تو برای خلق جدید هست ....
خلق جدید در سکوت ایجاد میشه نه هیاهوی بیرونی ....
امکان داره وارد راهی بشیم که هیچ وقت فکرشو نمیکردیم ... یا قلبمون ما را وارد مسیر جدیدی کنه ....یا از کاری منصرف بشیم بدون اینکه دلیلش را بدونیم ،،،
در اینجا صبر نقش حفاظتی دارد - شکر نقش افزایشی ... نگاه نقش کشف کننده ،،،
بدون صبر ،، انسان چیزی را میخواهد ولی زمان را بر نمی تابه ... صبر تو را از تصمیم شتاب زده نجات میدهد ... صبر آرام سازی زمین دل ... صبر یعنی شناخت و اعتماد ... خیلی ها صبر را فقط تحمل سختی ها معنا میکنن ،،،
بدون شکر ،، می بینیم ولی قدر نمی دونیم ... شکر دلت را باز نگه میدارد - شکر ظرفیت را توسعه میدهد ،،، شُکر فقط شکر به داشته ها نیست ، شکر به چیزی که هنوز به ما نرسیده ...نعمت نیامده همچون نعمت آمده ،،،
نگاه ،، نشانه های خدا را آشکار میکند ... نگاه یعنی اتصال به جریان آفرینش ، یعنی دید آروم و باز …وقتی می بینیم خدا چگونه بر زندگی دمیده ما نیز هماهنگ با او نفس میکشیم ،،،
این سه مفهوم سه سنگ بنا ورود به کُن فَیَکُون هستن ...
کن فیکون برای انسان اینجوری نیست که به خدا بگیم و خدا فقط برامون انجام بده ...فرایندی هست که انسان باید آماده دریافت اون بشه و خودش را آماده کنه ...
اگه قلب ظرف نباشه خلق به اون نمیرسه ،،،خلق به قلب آماده میرسه نه قلب آشفته .









پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)