این طرز تفکر که خانمها این کار رو دوست دارند، مرد ها این وظایف رو دارند، زن باید نو این چهار چوب باشه، به نظر من جالب نیست چون ما به سرعت فراموش میکنیم که ما ادم ها فراتر از جنسیت مون فکر و زندگی میکنیم.
زن و مرد، در صورت رسیدن به بلوغ زندگی میدونند که اولویت زندگی باید زندگی جدیدشون باشه و تصمیماتشون در راستای زندگی مشترک جدید باشه.
محل زندگی یکی از مهمترین فاکتور های ازدواج هست و آنقدر مهم هست که یک سری افراد هدفشان گاهی فقط ازدواج با افرادی هست. که در یک کشور یا محل خاصی زندگی میکنند. احتمالا شما هم وقتی ازدواج کردید، میدونستید که همسرتان در تصورشان، خودشون رو تو این محل و با همین شرایط زندگی تجسم کردند.
بعد ها شما به دلایلی تصمیم گرفتید که به خاطر همسرتان و نزدیکی بیشتر به خانواده شان، محل زندگیتون رو تغییر بدید. احتمالا نشستید و فکر کردید و از خانم تان هم پرسیدید که راضی هست و اون هم از خدا خواسته گفته راضی ام.
بعد ۶ ماه شما پشیمان شدید. در حالیکه تمام شرایطی که باعث شده شما نقل مکان کنید، به قوت خودش مونده. این نشون میده که شما تصمیمات مهم و بزرگ رو بدون فکر و هیجانی میگیرید که بهتره در آینده روی خودتون بیشتر کار کنید.
الان هم تنها یه راه وجود داره، خانم و بچه ها رو جمع کنید و صادقانه و از ته دل بگید که از تغییر محل سکونت ناراحت هستید و اگر اونها هم موافقند، به محل قبلی نقل مکان کنید. اگر هم گفتند نه، شرمنده، شما تصمیم اشتباه گرفتید و باید نتیجه اش رو هم قبول کنید.
نهایتا، فراموش نکنید که همسر شما سابقه خودکشی داشتند و آدمی که از نظر روحی داغون هست، یه دل خوش میخواهد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)