سلام بر شما
شما این فکر آزارنده را در خود حمل می کنید: "وضعیت خوبی ندارم"
و متوجه شدید این فکر درون شما تکرار می شه و گام بعدی را برایتان ایجاد می کنه.
یعنی:
شما این احساس را در خود دارید که زمزمه می کنه:"من داغونم"
و متوجه شدید این احساس هم درون شما در حال تکرار شدن هست.
در واقع وقایع بیرونی که رنج هایی را برای شما دارد. موجب می شود که درون شما فکرهای آزرانده و احساسات آزارنده ای فعال شوند و شما را زجر دهند.
یعنی وقایع مستقیم برای شما رنج دارند. پ
اما آنچه که زجر دهنده شما هستند افکاری هست که درونتان فعال می شوند و احساساتی که به شما تصویر داغون بودن را نشان می دهد.
پس ما در دو حیطه کار داریم.
یک حیطه وقایع بیرونی. که اگرچه نمی توانیم تغییر دهیم اما با مهارتها می توانیم روابطمان را تا اندازه ای با آنها تنظیم کنیم.
دو حیطه درونی. که افکار و احساسات آزارنده ما شروع به شکنجه ما می کنند. که اتفاقات اکثرا زجر ما از این ها هست.
در لینک ذیل بیشتر از فعالیت های ذهنی و ازارهایی که به ما می دهند بخوانید.
✤ رهایی از زندان ذهن ✤
می بینی طنین باران
حتی اگر نویسنده تاپیکی به این نام باشی.
یا مثل من مشاور هم باشی.
باز هم در تله های ذهنی می افتیم.
و نیاز به تمرین و عملگرایی داریم نسبت به آنچه می دانیم.
البته تا اندازه ای این افکار و احساسات آزارنده برای همه ما به وجود می آید و اینکه گاهی احساسات ناخوشایند را تجربه کنیم طبیعی هست و اصلا چه بسا لازم باشه.
اما نباید این افکار و احساسات ناخوشایند بک گراند و زمینه زندگی ما باشد و وجهه غالب پیدا کند.
بلکه مثل رنگ مشکی در نقاشی ، فقط بعضی جاها نیاز هست. نه اینکه کل نقاشی را پر کند.










پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)