سلامنوشته اصلی توسط ;469506
طبیعتا وقتی مشکلی برامون پیش مییاد و یا اوضاع وفق مرادمون نیست ، سریع دنبال این هستیم که حل بشه ... ولی واقعیتش اینکه اون مشکل و مسئله و شرایط ، میخواد یه چیز دیگه بگه به ما و ما امکان داره دنبال معنی حقیقی اون نباشیم ....
من خودم که اینجوری بودم یعنی یه مشکلی پیش می یامد به خودم میگفتم چجوری حلش کنم - حل نشه او وقت چی....
نتیجه اش شد یه زنبیل پر از مشکل و مسائل که بعضی هاش را حل کردم و بعضی هاش را نتونستم حل کنم و اینکه آیا به راز پُشت اون مشکل و مسائل پی بردم ؟!
یه موقع یه مسائلی برامون پیش میاد که باعث میشه شرایط اکنون ما مراد ما نباشه و این دید در ما شرطی شده که حتما اوضاع باید بر اساس دلخواه ما تغییر کنه تا برسیم به این که بگیم مشکل حل شده ....
در حالی که بعضی موقع ها مشکل میاد تا دیدمون را عوض کنیم .... با عوض کردن دیدمون به زندگی اون مشکل هم حل میشه ....چون رشد کردیم .
در واقع ما باید و نباید هایی داریم برای آرامش خودمون و این باید و نبایدها بر اساس نظام فکری و احساسی خودمون هست نه لزوما واقعیت .
به نظرم اهمیت اینکه مشکل حل میشه یا نمیشه را بذاریم کنار .... اول ببینیم اون مشکل چی میخواد به ما بگه.
چرخ برهَم زنم ار غیرِمرادم گردد / من نه آنم که زبونی کَشَم از چرخِ فلک
رضا به داده بده وز جَبین گره بگشای / که بر من و تو درِاختیار نَگشادَست
در پناه خدا .







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)