سلام
نظر من کارشناسی نیست،فقط از روی تجربه میگم،چون خودمم سالیان طولانی این مشکل رو داشتم
اول اینکه،احساس مسئولیت نسبت به دیگران به خودیِ خود چیز بدی نیست،نوشتین چند ساعت ذهنتون درگیر میشه،خب این طبیعیه و نشون میده شما انسان مسئولیت پذیری هستین
اما اگر این احساسات زندگی شمارو مختل میکنه و خودتون رو خیلی درگیر میکنید جای تمرین داره واسه بهتر شدن.
من نکته ای میگم امیدوارم کمک کننده باشه
ممکنه رفتاروالدین شما در گذشته هم بی تاثیر نباشه،مثلا اگر پدر یا مادرتون از شما میخواستن حواستون به رفتارتون باشه تا کسی از شما ناراحت نشه حتی اگه حقِ شما ضایع میشده،میشه نتیجه گرفت که این عذاب وجدان ها و کلنجار رفتن با خودتون بی تاثیر از این نوع تربیت نیست
نکته دیگه اینکه به نظرم بهتر بود راجع به این سوتفاهم با همکارتون صحبت میکردین،حتی اگه مطمئن باشید که ایشون متوجه این سوتفاهم شدند باز هم شما باید اشاره کوچکی میکردی،حداقل برای اینکه ذهنِ خودتون درگیر نشه
تصور کنید درمورد این موضوع باهم صحبت میکردین چه بسا شاید با لبخند و رضایت کامل مسئله بین تون حل میشد
اساسا صحبت کردن و گفتمان بهتر از منفعل بودن هست،در همه مسائل ومشکلات زندگی باید اینگونه باشیم
اگر ما با طرف مقابل صحبت کنیم دیگه لازم نیست ساعت ها توی ذهنمون حرف بزنیم
حالا نظر کارشناسیش رو نمیدونم دقیقا چیه اما کمی هم باید بتونیم ذهن روکنترل کنیم ونگذاریم خیلی پیشروی کنه در زمینه ای که سودی واسمون نداره
من اگر بخوام یه توصیه کنم که خیلی هم پیچیده نشه میگم که :پرهیز کنیم از فکر کردن به مسائلی که نه تنها سودی نداره واسمون بلکه جلوی رشدمون رو هم میگیره و بی جهت وقت ما رو هدر میده.
توصیه آخرم :گاهی وقتها هم لازمه به ناراحتی های اطرافیان توجه بشه،یا گاهی باید بتونیم از خود گذشتگی کنیم اما نه اونجوری که حقی ازخودمون ضایع بشه،باید در جهت رضایت خداوند باشه
موفق باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)