به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 493

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 مهر 04 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    30,538
    سطح
    100
    Points: 30,538, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    3,307

    تشکرشده 2,402 در 566 پست

    Rep Power
    169
    Array
    سلام دوستان خوبین همه؟
    الهه چقدر دلم پستای قشنگ پر انرژی طنزتو میخواد
    دلم واس خیلیاتون تنگ شده میشل، گیسوکمند، پاییزه، الهه، فرشته و....
    ان شاالله همتون هرجا هستید در مسیر بندگی خدا موفق باشین
    از وقتی که سرکار میرم بدون اغراق شاید به تعداد انگشتای دست برای مریضی دخترم گریه کرده باشم... منیکه هرروز و روزی چندبار پر از غم میشدم و گریه میکردم
    نمیدونم خوبه یا نه. راستش وقتی خیلی تلاش میکنم تا کارای کاردرمانا و گفتاردرمانگرارو انحام بدم بیشتر یاس و غم سراغم میاد
    چون بیشتر در عمق ناتوانی ذهنی دخترم فرو میرم...
    ولی مثل الان که میبرمش کاردرمانی اما اونطوری نیستم که خیلی باهاش تمرین کنم یا گفتار هم همینطور تقریبا هرچندروز یکبار تمرین میکنم اما روانم خیلی ارومتره
    هرچی کمتر کارای درمانی میکنم کمتر اذیت میشم...
    داروهاشو به موقع میدما نکه اهمال کنم اما زور اضافه نمیزنم چون تلاش زیاد واس من متوقعم میکنه چرا پس پیشرفت نمیکنه و اینجاست که باز افسرده میشم...
    نمیدونم شایدم خودخواهیه ولی شرایط الانو خیلی بیشتر دوست دارم
    اون دوره قبلی خودم گم بودم، همه چی به محور بچه ها بود... شایدم همون درست بوده
    خدا عاقبتمون بخیر کنه

    - - - Updated - - -

    سلام دوستان خوبین همه؟
    الهه چقدر دلم پستای قشنگ پر انرژی طنزتو میخواد
    دلم واس خیلیاتون تنگ شده میشل، گیسوکمند، پاییزه، الهه، فرشته و....
    ان شاالله همتون هرجا هستید در مسیر بندگی خدا موفق باشین
    از وقتی که سرکار میرم بدون اغراق شاید به تعداد انگشتای دست برای مریضی دخترم گریه کرده باشم... منیکه هرروز و روزی چندبار پر از غم میشدم و گریه میکردم
    نمیدونم خوبه یا نه. راستش وقتی خیلی تلاش میکنم تا کارای کاردرمانا و گفتاردرمانگرارو انحام بدم بیشتر یاس و غم سراغم میاد
    چون بیشتر در عمق ناتوانی ذهنی دخترم فرو میرم...
    ولی مثل الان که میبرمش کاردرمانی اما اونطوری نیستم که خیلی باهاش تمرین کنم یا گفتار هم همینطور تقریبا هرچندروز یکبار تمرین میکنم اما روانم خیلی ارومتره
    هرچی کمتر کارای درمانی میکنم کمتر اذیت میشم...
    داروهاشو به موقع میدما نکه اهمال کنم اما زور اضافه نمیزنم چون تلاش زیاد واس من متوقعم میکنه چرا پس پیشرفت نمیکنه و اینجاست که باز افسرده میشم...
    نمیدونم شایدم خودخواهیه ولی شرایط الانو خیلی بیشتر دوست دارم
    اون دوره قبلی خودم گم بودم، همه چی به محور بچه ها بود... شایدم همون درست بوده
    خدا عاقبتمون بخیر کنه

  2. 5 کاربر از پست مفید شمیم الزهرا تشکرکرده اند .

    Mvaz (سه شنبه 17 آبان 01), paiize (سه شنبه 25 بهمن 01), فرزانه 123 (سه شنبه 17 آبان 01), میشل (دوشنبه 16 آبان 01), سحر بهاری (جمعه 20 آبان 01)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.