سلام ، باز من اومدم همدردی و این تاپیکو برای خودم کردم
مدتی بود من برنجایی که اضافه میومد میریختم پشت پنجره و قسمتی از تراس
دیدم گنجشکا میان برنج میخورنهمین طور هر روز میومدن تا اینکه متوجه شدم یه یار کریم هم اومد. من امروز دیدم با نوکش شاخه درختو گرفته داره تو تراس مون لونه میسازه انقدر ذوق کردم
زنگ زدم واسه همسرم
و خدا هم در و تخته رو جور کرده
همسرمم بیشتر از من ذوق کردند خلاصه که دوست داشتم حس خوبم رو با شما به اشتراک بذارم . صداشم خیلی قشنگه صبح آواز میخونه
خب دیگه من رفتم خدانگهدار تا سال بعد![]()








همین طور هر روز میومدن تا اینکه متوجه شدم یه یار کریم هم اومد. من امروز دیدم با نوکش شاخه درختو گرفته داره تو تراس مون لونه میسازه انقدر ذوق کردم
زنگ زدم واسه همسرم
و خدا هم در و تخته رو جور کرده
همسرمم بیشتر از من ذوق کردند خلاصه که دوست داشتم حس خوبم رو با شما به اشتراک بذارم . صداشم خیلی قشنگه صبح آواز میخونه
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)