با سلام و احترام
واقعا به شما تبریک می گویم.
که چنین به واکاوی خود دست زده و برای رشد و بهبود خود دل نگران هستید.
در واقع بزرگترین خدمتی که به مادرتان کرده اید، این است که چنین بررسی و تحلیلی از خود کرده اید و در این راستا قدم بر می دارید.
قطعا اگر همین متن را برای مادرتون بخوانید و بگویید این مشکل من بوده و برای مشاور گفتم و نظر خواستم، او غرق لذت می شود.
و اما در مورد محتوای مشکل شما:
یک مورد مشترکی بین رفتار شما و مادرتون به چشم می خورد.
بر اساس آنچه دوست دارید عمل می کنید و محبتتون آن چیزی هست که خودتون دوست دارید.
با توجه به این نکته، تمام عیب و مشکل به شما مربوط نمی شود. اینکه مادرتون (که باید احتمال اضطراب و وسواس در او بررسی شود)، بر اساس نوع شخصیت خود رفتاری را بدون توجه با خواست دیگران انجام می دهد نباید در شما احساس گناه ایجاد کند.
او با انجام این شیوه و نوع کارها به خود آرامش می دهد.
پس اگر مادرتون افراطی کار می کنند، و افراطی همراهی های شما را رد می کنند این به شما مربوط نمی شود.
در این راستا بهترین کار این است که قدردانی و تایید برای او داشته باشید.
اما این نیمی از مسئله هست.
نیمه دوم دست شماست.
شما هم مثل مادرتون وقتی می خواهید خدمتی انجام دهید. بر اساس تمایل خود انجام می دهید. مثلا آب میوه می گیری برای مادر می فرستی.(تا اینجاهم مشکلی نیست)، اما اینکه مادرتون چیکار می کند به شما مربوط نمی شود.
آب میوه را زحمت کشیدید و تمام.
حالا اصلا او ممکن است بخواهد به همسایه بدهد. این نباید موجب ناراحتی شما بشود و اگر هم شد اجازه ندارید با مادر بحث کنید که هدف من چی بود.
هدف شما خوشحالی مادرتون هست. و او باید انتخاب کند.
نمیدونم تا چه اندازه تونستم مسئله را واضح کنم؟!
شما به صورت کاربردی باید اینطور عمل کنید.
با مادرتون صحبت کنید. بگویی مامان عزیز از بچگی همه کاری برایم کردی و می کنی.
تصمیم گرفتم برایت بهترین فرزند دنیا باشم.
اگر بخواهی خصوصیات یک فرزند خوب را بگویی چه رفتاری را از او می خواهی.
چه کارهایی انجام بدهم
چه کارهایی را انجام ندهم
(اینطور مجبور نیستی کارهایی را برای مادرت انجام دهی که خودت دوست داری، بلکه کارهایی را انجام می دهی که او دوست دارد.)
ممکن است مادرت تعارف کنه و بگوید من هیچ انتظاری از شما ندارم. فقط دوست دارم خوشبخت باشید.
در این صورت شما باید دقت بیشتری در رفتار مادرتون بکنید.
ممکن است همراه شدن با او برای رفتن به یک مهمانی برای او خوشایند باشد.
ممکن است از نظر کلامی او به شما نیاز دارد که ابراز محبت، ابراز همدلی، ابراز تایید بگیرد. توی جمع، جلوی همسرت، در همان مهمانی ها همه را یک لحظه ساکت کنی و قدردانی ویژه از مادرت بکنی و مصداقهایش رو بر شماری.
شاید خلاقیت بیشتری نیاز باشد. مثلا با دیگر افراد نزدیک، مثل خواهر ، برادر، پدر، فرزندو ... صحبت کنید و هر کدام یک نامه حاوی یک متن مصداقی محبت آمیز بنویسید. در آن مثلا بگویید تشکر می کنم از شما به خاطر .....، و قدردان شما هستم برای ......
و یک میهمانی مثل جشن تولد یا بهانه دیگری ترتیب بدهید وهر کدام نامه را در جمع برای مادرتان بخوانید. این از هدیه و کادو بیشتر اثر دارد.
یعنی ممکنه که نیاز به کارهای فیزیکی زیادی نباشه.
بلکه نیاز به همدلی و ابراز محبت نرم افزاری باشد.
دقت کنید شما مثل مادرتان در مورد فرزندتان عمل نکنید.
اینکه اتوماتیک از روی کمالگرایی یا از روی سخت کوشی یا .....، یک طرفه نگران فرزندتان باشید و عمل کنید و اجازه ندهید او خودش مسائل را لمس کند.
کمالگرایی موجب می شود که همه کارها را خودمان به دوش بگیریم. چون احساس می کنیم دیگران به خوبی ما انجام نمی دهد.
البته من اینها را کلی نوشتم، و ممکن است جزئیات زیادی از شما و مادرتان نیاز داشته باشیم تا دقیق تر راهنمایی کنیم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)