ممنون از راهنماییتون،این شکست بدترین شکست برام بوده،انگار یه تیکه از وجودتو دارن ازت جدا میکنن،من تقریبا همه راههای ارتباطی رو با ایشون قطع کردم همونطور هم که اشاره کردین تو مغزم یه دید مثبت بهشون دارم و نمیدونم باید چیکار کنم صبح که از خواب پامیشم تا شب که بخوابم صدبار میا تو ذهنم منی که پر از انرژی بودم الان شدم یه ادم درمانده،هیچ انگیزه ای برای ادامه زندگی ندارم،با اینکه کلاس موسیقی میرم کوه میرم ولی تمام اینکارا بخاطر اون بود که بدونه چقد حالم خوبه در صورتیکه همشو بزور انجام میدم و الانم دیگه بدتر،انسان باید یه هدف داشته باشه یه امید که بخاطر اون بجنگه،اون هدف یا امید تو من وجود داره








علاقه مندی ها (Bookmarks)