ammin عزیز
خیلی ممنونم از مشاوره های ارزشمندتون
تک تک جملات تون رو چندین بار خوندم و اینقدر حال من رو خوب توصیف کرده بودین که فقط باهاش گریه می کردم
واقعا انگار فقط نیاز داشتم یک نفر صحبت هام رو درک کنه و مقابل حرفام جبهه نگیره
خیلی از چیزا رو به خدا واگذار کردم و آرامش رو فقط از خودش خواستم و به لطف و نگاه پرمهرش امیدوارم
متاسفانه یه مشکل بزرگ ما این هستش که تفاوت فرهنگی مون زیاده
من پدرم فوق العاده بهمون ابراز محبت می کرد و اهل شوخی و بگو و بخند بودن و الان یک سال میشه که سکته کردن و حالشون مثل قبل نیست و محبت ایشون رو هم مثل قبل ندارم
ولی پدر همسرم خییییلی باهاشون سرد و خشکه
و حتی بچه هاش روشون نمیشه دست بندازن دور گردنش و بوسش کنن و من این چند ساله ندیدم ابراز محبت کلامی نسبت به بچه هاش داشته باشه
و من و همسرم تو این مورد اصلا توافق نداریم
ببخشید میشه لطف کنیدپست هایی رو که برای پاییز ارسال کردین برام قرار بدین
چون پیداشون نکردم
- - - Updated - - -
خیلی ممنونم از وقتی که در اختیار من قرار دادین
واقعا صحبت هاتون برام مفید هستش
من و همسرم واقعا ارزش گذاری هامون یکی نیستش
من محبت کلامی و توجه و سعی در جلب اعتماد رو دوست داشتن میدونم
اون میگه همین که با وجود این همه مشکل همین که برای جدایی اقدام نکردم یعنی دوستت دارم
ولی این حرفش خیییلی به من برمیخوره یعنی داره میگه اینکه ارزش من فقط در این حد هستش که هنوز طلاقم نداده
حتما توی انجمن عضو میشم چون واقعا الان نیاز دارم حرف های انباشته توی دلم رو با یه مشاوری که بتونه کمکم کنه مطرح کنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)