RE: اشتباه بزرگ
سلام afsoon520 من موضوع شما رو پیگیر بودم ولی چون دوستان جواب هایی مشابه داده بودند ترجیح دادم نظر تکراری ندم.
خوشحال شدم که مسیر ذهنیت عوض شد. اگر هر موقع دوباره افکار طلاق و جدایی به سراغت اومد سعی کنید که اونو رد کنید.مثلا به خودتون بگید از کجا معلوم بعد از جدایی شرایط بهتر بشه! از کجا معلوم بتونم شخص آرمانیمو پیدا کنم(چون باید قبول کنیم شرایط برای خانم های مطلقه کمی سخت تر است)
تا آخر عمر مجرد بودن هم خیلی سخته.
شما بهتره با تمام دوستانتون دوباره رابطه برقرار کنید و با افتخار شوهرتونو بهشون نشون بدید.اگر شما برای شوهرت خیلی ارزش قائل بشی مطمئن باشید اونها هم شوهرتون رو سطح پایین نمی بینند.
راستشو بخواید یکی از نزدیکان من هم در انتخابش مثل شمارفتار کرد،ومتاسفانه به خاطر فرار از مشکلاتش ازدواج کردحالا شما که خوبه اون ناخواسته دو ماه بعد از ازدواجش بچه دار هم شد.خودم شاهدم که شوهرشو دوست نداشت به خاطر حامله شدنش زجر میکشید و اصلا شوهرشو تحویل نمیگرفت.تا 2 سال این ماجرا ادامه داشت. از دوستاش برید،تحصیلاتشو ادامه نداد،ناراحتی روحی پیداکرد،با زمین و زمان درگیر بود...
الان 8 سال از ازدواجشون میگذره و میتونم به جرات بگم که خوشبختند از همه لحاظ. وقتی ازش پرسیدم که چی شد اینقدر عوض شدی؟180 درجه تغییر؟میگه خوبی های شوهرش از رو بردش،و در اصل مسیر فکریشو عوض کرد. وقتی دیده بود شوهرش اینقدر مهربان و فداکار و خوبه ومهمتر از همه خیلییییییییییی دوسش داره،این خیلی باارزشه.درسته چهره و تحصیلات عالی نداره ولی خوبی های زیادی داره که اکثر خواستگارهای تحصیل کرده و زیبای قبلیش نداشتند.
خیلی خوبه آدم با رغبت تمتم انتخاب کنه ولی بعد از اینکه انتخاب کرد تمام سعیشو بکنه که خوبیهارو ببینه و به اونا افتخار کنه.خود خدا هم کمک میکنه...
موفق باشی
[align=justify][align=center]
[size=large]عشق یکسان ناز درویش و توانگر میکشد
این ترازو سنگ و گوهر را برابر می کشد[/size][/align][/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)