به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 52

Threaded View

  1. #15
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 22 اردیبهشت 02 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1393-10-26
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    15,299
    سطح
    79
    Points: 15,299, Level: 79
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 91.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    526

    تشکرشده 1,129 در 328 پست

    Rep Power
    103
    Array
    سلام مجدد.ممنون ازتون دوست عزیزم فکور

    در مورد نظر خونوادم: پدر، مادر و دو تا برادرم که هر دوشون متاهل و بزرگتر از من هستن متفق القول میگن این آدم اصلاح نمیشه و میگن با برگشت به اون زندگی فقط بیشتر ضرر میکنی و فردا با یه بچه برمیگردی و میگی کاش همون موقع تمومش کرده بودم.

    من همون طور که گفتم زمان آشنایی یک سری نشونه ها از همسرم دیده بودم و تقصیر و سهل انگاری از جانب خودم بود که به اونها توجهی نکردم. تو دوره آشنایی وقتی میومدم این نشونه ها و حرفهای رد و بدل شده بینمون رو به خونوادم میگفتم پدرم گفت به نظر من این آدم نرمالی نیستش و بیخیالش شو. اما من به خاطر وابستگی و ابراز علاقه های شدید همسرم حرف پدرم رو جدی نگرفتم.

    بعد از عقد و عروسی هم چندین بار با همسرم بحث های شدیدی داشتیم اوایل من به خاطر بیماری سختی که پدرم داشت به خونوادم چیزی نمیگفتم اما دیگه خسته شدم و چندباری تو دوره عقد و چندین بار هم بعد از عروسی، همسرم اومد خونه پدرم و پیش پدر و مادرم قول داد که دیگه رفتارش رو اصلاح کنه. من حتی تا قبل از دعوای آخرمون نذاشتم برادرهام خیلی متوجه این قضیه بشن دوست نداشتم وجهه همسرم پیش برادرام خراب بشه. همسرم هم از اول میگفت حق نداری چیزی به خونواده من بگی پدرم ناراحتی قلبی داره بفهمه سکته میکنه در ثانی من خودم تو رو انتخاب کردم پس حق نداری بهشون چیزی بگی.

    فقط یه بار پارسال تابستون بعد از کتک های شدید که از همسرم خورده بودم مادرم به مادرش زنگ زد. یکی هم در همین دعوای اخیرمون بود که مادرش چندین بار به همسرم زنگ میزنه و همسرم هر بار بهونه میاره یه بار میگه آی تک سرکاره یه بار میگه حمومه و...تا اینکه مادرش شک میکنه و تماس گرفت باهام و متوجه دعوامون شد.

    تو دعواهای قبلی وقتی میومدم خونه پدرم، با قول های الکی که همسرم میداد تا دیگه رفتارش رو تکرار نکنه برمیگشتم اما این بار روز اولی که اومدم خونه پدرم به پدرم التماس کردم که هر وقت من خواستم مثل سابق حماقت کنم و برگردم نذار برگردم. به پدرم گفتم کاش همون موقع که گفتی اون آدم نرمالی نیستش به زور مجبورم میکردی باهاش کات کنم.

    با این حال کلا خونواده دیکتاتوری ندارم درسته که میگن این آدم اصلاح نمیشه اما در نهایت میگن تصمیم با خودته، زندگی خودته. واقعیتش این دفعه میخوام به نظر خونوادم توجه کنم چون انگار خودم از روی احساسات بازم ممکنه تصمیم اشتباهی بگیرم.


    مجددا تشکر میکنم ازتون

  2. 2 کاربر از پست مفید آی تک تشکرکرده اند .

    فکور (پنجشنبه 17 تیر 00), اثر راشومون (پنجشنبه 17 تیر 00)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.