سلام
ممنون از شما
1- این کلمه فکر کنم همون لاتین روان رنجوری باشه. و چون من روانشناس نیستم راستش زیاد نمی تونم نظر بدم. ولی احتمالا یه بخشی مربوط به فیزیولوژی بدن و کم و زیاد بودن هورمونها و ایناست. یه بخشیش هم به طرز فکر بستگی داره. مثل افسردگی. برای افسردگی هم اونطور که من مطالعه کردم، درمان دو بخشه. هم دارو و هم درمان شناختی رفتاری. ورزش و رفت و امد با آدم های شاد و پرانگیزه خیلی کمک کننده می تونه باشه. برداشتن قدم اول برای درمان هم به نظرم خیلی مهمه.
2- من متاهل هستم. توصیه که زیاد هست ولی اگه من بخوام از نظر خودم مهمتریناش رو بگم. اولا قبل از ازدواج حتما خودتون رو خوب بشناسین و هدفتون از ازدواج و وظایف و تکالفیتون در مقابل همسرتون. توی مرحله آشنایی هم خیلی دقت باید کرد و بجز خود فرد خانواده رو هم در نظر گرفت. رفتار پدر و مادر اون فرد باهم و ارتباطشون خیلی می تونه کمک کنه به شناخت خود اون فرد.
3- از دروغ، ظلم و ... از این حالت خودم هم که بعضی وقتها احساس قربانی بودن بهم دست میده متنفرم و انرژیمو می گیره. هرچند دارم روش کار می کنم.
4- بستگی داره چه کسی انتقاد کنه، چطوری انتقاد کنه، و با چه نیتی و با چه زبان بدنی. مثلا یه بار یکی از همکارای من از عملکرد من در یه موضوعی انتقاد کرد و من همون لحظه متواضعانه پذیرفتم (چون تقریبا منظقی بود) و اصلاح کردم. ولی بعدا متوجه شدم ایشون اون مورد رو پیش چند همکار دیگه گفتن. که اینجا بود که ناراحت شدم.
ولی در کل فکر می کنم انتقاد پذیرم. مخصوصا وقتی درست ازم انتقاد بشه.
5- یه دوره ای حدود 25 26 سالگی عالی بود. همیشه حسرت اون دوره رو می خورم و خوشحالم از اینکه حداقل یه دوره ای از زندگیم این تجربه فوق العاده رو داشتم و الان وقتی میگن رابطه خوب با خدا، حداقل یه تصور کوچیکی ازش دارم. ولی الان متاسفانه خیر. اونجوری که باید باشه نیست. راضی نیستم.
6- چه سوالی :))) یاد سریال ماه رمضون افتادم. تمام مواقعی که من حق رو ناحق کردم مثلا سوء ظن داشتم، ذهن خوانی کردم، زیر قولم زدم و ...
7- من بیرون چادری هستم. البته یه جاهایی هم چادر نمیزنم ولی پوشش کامل دارم.
ضرورتش برای من آرامشی هست که با حجاب کامل دارم.









علاقه مندی ها (Bookmarks)