به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 52
  1. #41
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 فروردین 02 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1397-2-11
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    7,883
    سطح
    59
    Points: 7,883, Level: 59
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    431

    تشکرشده 358 در 165 پست

    Rep Power
    51
    Array
    ممنون از همه دوستان که واقعا لطف دارین و همراهی می کنید و راهنمایی می کنید.

    فکور جان همسرم خیلی تمایل به کنترل پول من داره که مبادا به کسی بدم یا سرمایه گذاری باهاش انجام بدم. از شما چه پنهان من هم دقیقا همین حس رو دارم که باید نظارت داشته باشم روی حقوق همسرم. شاید این چالش بین خیلی از زوج ها که هر دو شاغل هستن وجود داشته باشه. مخصوصا اونایی که درآمد مساوی دارند.
    حتم با مشاور صحبت می کنیم در این مورد.

    الهه جان ما یه خونه خریدیم که نصف نصف سند زدیم و دقیقا نصف نصف هزینه داده بودیم.
    جدا از سبک زندگی شرقی و غربی خودتون چطوری دوست دارید؟
    من خودم راستش با توجه به اینکه احساس نیاز به حمایت مالی دارم، دوست دارم همسرم خرج کنه بیشتر. و این چند ماه اخیر که با هم بودیم هم سعی داشتم این وظیفه اش رو بهش برگردونم و سعی می کردم بابت چیزایی که لازمه شوهر تهیه کنه، خرج نکنم. ولی همین موضوع باعث رنجش ایشون شده بوده و فکر می کرده که من پول دوستم و نمی خوام پول خرج کنم.


    جناب باغبان ممنونم از راهنمایی و پیگیریتون
    من پیشنهاد شما مبنی بر یک سوم دوسوم رو که به نظرم منطقی میاد، با همسرم هم مطرح کردم. گویا به نظر اون هم بد نیومد. ولی می گفت برای خرج های سنگین باید نصف نصف باشیم. قرار شد برای هزینه مشاوره هم همینطور رفتار کنیم. دو جلسه با ایشون یه جلسه با من. دستتون درد نکنه پیشنهاد خوبی بود.
    ولی الان مشکلی که هست ما در مورد خرج کردن هم مشکل داریم. چیزهایی از نظر من باید خریده بشه ولی از نظر ایشون لازم نیست یا برعکس.
    اصلا این بحث اقتصادی و برنامه ریزی برای اون شده یه معضل بزرگ برای ما. شاید به قول بهاره این معضل ریشه اش جاهای دیگه هست. عدم اعتماد، عدم امنیت و ... حالا با مشاور هم حضوری صحبت می کنیم. ولی به نظرم وقتی شوهر از زنش انتظار داره که کاملا شفاف باشه در این مورد، خودشم متقابلا باید شفاف باشه. در صورتیکه همسر من می خواد هم کاملا مستقل از من باشه و درآمد و چیزای دیگش رو من ندونم و هم می خواد کاملا بر روی درآمد من کنترل داشته باشه. اینجوری راضی راضی میشه. ولی اگه حتی هردو شفاف باشیم بازم راضی نیست. حتی من پیشنهاد دادم یه درصدی از حقوقمون رو برداریم برای خودمون و طرف مقابل اصلا کاری نداشته باشه بهش. ولی هرچند بدش هم نیومد ولی بازم راضی نیود و می گفت اونجور که تو همه چیز منو می دونی. نمی دونم شاید یکی از ویژگیهای مردا اینه که دوست دارن کسی روی اونا کنترل نداشته باشه ولی خودشون روی دیگران کاملا کنترل داشته باشن.
    خلاصه فکر کنم چندین جلسه با مشاور و بدون مشاور لازم باشه حرف بزنیم تا شاید به نتیجه برسیم.
    راستی ممنون از لینک هایی که گذاشتین.


    بهاره جان ممنون که همراهم هستی
    مثلا اگر باور همسرت این باشه که فقط خانواده پدری قابل اعتماد هستن و همسر آدم قابل اعتماد نیست ... اونوقت پولش رو به خانواده خودش میده ... پس اندازش رو از همسرش پنهان می کنه ....
    یا اگر این سوظن رو داشته باشه که زن ها از شوهرشون سواستفاده میکنن ... اونوقت تو خرج کردن درامدش یا کمک کردن در کار منزل وسواس به خرج میده ...
    همه این باورها و سوظن ها باعث اضطراب و خشم و پرخاشگری هم میشه ..
    تا حالا که من احساس می کنم شوهرم این سوء ظن رو نسبت بمن داشته در کارهای خونه و ... که من دارم ازش سوء استفاده می کنم. و اعتماد بین ما هم راستش از بابت مسائل مالی تا حدودی از بین رفته. بخاطر رفتارهای قبلی ایشون که چند مورد پنهانکاری داشتن و من کشف کردم! و نتونستم تغافل پیشه کنم و به روش آوردم و کار بدتر شد.

    آیا وضعیت شما نسبت به یکی دوسال پیش که در مورد اختلاف در مسائل مالی تاپیک زدی، تغییری کرده؟ اون موقع توافق نتیجه بخش بود؟
    حتی اگر در امور مالی یا کارهای منزل هم با هم توافق کنین باز هم این سوظن ها در جای دیگه ای خودش رو نشون میده ... واقعیت زندگی اینه که توافق مهم و ضروری هست. ولی افراد اگر پیش زمینه های منفی ذهنی داشته باشن،‌ میتونن توافق ها رو هم دور بزنن ..
    بهاره جان الان رو نگاه نکن ما داریم حرف می زنیم. باور کن اصلا حرف نمی زدیم با هم که بتونیم به توافق برسیم. من اصلا یادم نمیاد توی این چند سال تونسته باشیم دو ساعت سر یه مسأله ای گفتگو کنیم. بنابراین هیچ توافقی صورت نمی گرفت و هرچه که بود خشم بود و سوء ظن و چیزهایی که زندگی مارو به اینجا کشوند.
    حتی الانم که داریم گفتگوهایی می کنیم، همسرم توی بعضی چیزا همون حرف قدیم رو میزنه. مثلا در مورد کمک کردم توی پذیرایی از مهمون چون خوشش نمیاد میگه که اصلا مهمون دعوت نمی کنیم. یعنی می گه من اصلا در پذیرایی از مهمون هیچ کمکی نمی کنم. یا وقتی حرف از بچه میشه خیلی جبهه میگیره که من اصلا کاری ندارم.
    ولی همینکه حداقل تونستیم چند جلسه چند ساعته داشته باشیم برای من امیدوار کننده است.


    راستی همسرم دیگه نمیگه دنبالت نمیام. و احتمالا با پدرشون بیان دنبالم.

    یه چیزی هم بگم. من واقعا از گفتگو برای حل مسأله لذت می برم. اصلا خیلی برام جالبه که وقتی دو نفر در تعارض منافع هستن چطوری به یه وضعیت برد برد برسن. و معتقدم بالاخره هر مشکلی و هر تعارضی یه راهی داره. اگه از اول همسرم اهل گفتگو بود مطمئنم کار به اینجا نمی رسید.

  2. کاربر روبرو از پست مفید فرزانه 123 تشکرکرده است .

    باغبان (یکشنبه 19 اردیبهشت 00)

  3. #42
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام
    خواهش می کنم.
    خیلی خوبه ، در مسیر حل تعارض با همسرتون ، هر دو بزرگوار دارید خوب تلاش می کنید.
    اون سیستم پادشاه و ملکه ، قیچی ، آب و دست و.... یادتون هست :)
    با پارچه ابریشم برید سراغ قیچی و قیچی را کندش کنید ،،،قیچی وقتی پارچه ابریشم را ببینه تیزیش کم میشه .
    آب را مُشت کنیم آب از دستمون رفته .
    می خوام بگم حس پادشاهی بودن را به مردتون القا کنید ،، و خود ملکه باشید و به همراه پادشاه ،،،پادشاهی کنید .
    این منظور نیست هندونه بدید به همسرتون .
    رواشناختی مرد اینجوری هست که باید حس قدرت بهش القا بشه ،،،،مخصوصا از طرف همسر .
    شاید تو زندگی ، بعضی موقع ها مدیریت زنانه ایجاد کنه 2 امتیاز بدید ....ولی بعدش بعدها فقط باید برید سبد را بردارید امتیازها ی خودتون که همسرتون بهتون میده را جمع کنید :)
    الان از انجمن مردها تماس گرفتن می گن نگید این چیزها را :))
    ولی رمزش دارم بهتون میگم .



    اینکه همسر شما نمیخواد شما همه چیزش را بدونی ،،یه چیز طبیعی هست :)
    وقتی من شخصیت همسرتون را دارم نگاه می کنم ، می بینم همسرتون زیاد سکرت نیست و معمولی هست تو این قضیه .( البته با این شناخت نصف و نیمه تو این تاپیک )
    آدم هایی هستن که تمام اعضا خانواده ( پدر و مادر - همسر و ...) تا آخر عمر از شغل - در آمد و ...چیزی نمیدون کامل ،،، و خوشبخت هم دارن زندگی می کنن .



    موفق باشین .
    ویرایش توسط باغبان : دوشنبه 20 اردیبهشت 00 در ساعت 00:28

  4. کاربر روبرو از پست مفید باغبان تشکرکرده است .

    فرزانه 123 (دوشنبه 20 اردیبهشت 00)

  5. #43
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 فروردین 02 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1397-2-11
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    7,883
    سطح
    59
    Points: 7,883, Level: 59
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    431

    تشکرشده 358 در 165 پست

    Rep Power
    51
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط باغبان نمایش پست ها
    با سلام
    خواهش می کنم.
    خیلی خوبه ، در مسیر حل تعارض با همسرتون ، هر دو بزرگوار دارید خوب تلاش می کنید.
    اون سیستم پادشاه و ملکه ، قیچی ، آب و دست و.... یادتون هست :)
    با پارچه ابریشم برید سراغ قیچی و قیچی را کندش کنید ،،،قیچی وقتی پارچه ابریشم را ببینه تیزیش کم میشه و از بین میره .
    می خوام بگه حس پادشاهی بودن را به مردتون القا کنید ،، و خود ملکه باشید و به همراه پادشاه ،،،پادشاهی کنید .
    این منظور نیست هندونه بدید به همسرتون .
    رواشناختی مرد اینجوری هست که باید حس قدرت بهش القا بشه ،،حس سرپرست ،،،،،مخصوصا از طرف همسر .
    شاید تو زندگی بعضی موقع ها مدیریت زنانه ایجاد کنه 2 امتیاز بدید ....ولی بعدش بعدها فقط باید برید سبد را بردارید امتیازها ی خودتون که همسرتون بهتون میده را جمع کنید :)
    الان از انجمن مردها تماس گرفتن می گن نگید این چیزها را :))
    ولی رمزش دارم بهتون میگم .



    اینکه همسر شما نمیخواد شما همه چیزش را بدونی ،،یه چیز طبیعی هست :)
    وقتی من شخصیت همسرتون را دارم نگاه می کنم ، می بینم همسرتون زیاد سکرت نیست و معمولی هست تو این قضیه .( البته با این شناخت نصف و نیمه تو این تاپیک )
    آدم هایی هستن که تمام اعضا خانواده ( پدر و مادر - همسر و ...) تا آخر عمر از شغل - در آمد و ...چیزی نمیدون کامل ،،، و خوشبخت هم دارن زندگی می کنن .
    سلام
    ممنون از توجه و پاسختون
    سعی می کنم از همین تکنیک که گفتین استفاده کنم.

    راستی خواستم اطلاع بدم که امروز هم با مشاور صحبت کردیم. در مورد نحوه برگشت هم ایشون گفت بهتره شوهرم یه شام در رستوران بده و تمام اعضای خانواده دوطرف رو دعوت کنه. همونجا از من و پدرم هم دلجویی کنه. مشاور البته به شوهرم تاکید کرد که کارش بسیار اشتباه بوده و اصلا بالغانه عمل نکرده که به پدرم زنگ زده و گفته بیاد دنبال من.
    جلسه خوبی بود.
    بعدش من با پدر و مادرم در مورد پیشنهاد مشاور صحبت کردم. مادرم که خیلی استقبال کرد. ولی پدرم یه کم عصبانی بود ولی در نهایت گفت هرجور خودتون صلاح می دونید. البته ناراحتیش کلا از همسرم بود و هی می گفت که چرا این کارو کرد و ...
    حالا به نظر شما با توجه به اینکه یه بار هم به پدرم زنگ زده و عذرخواهی کرده، لازمه بهش بگم بهتره بیای حضوری پدرم رو دعوت کنی برای شام؟ یا لازم نیست حضوری بیاد؟
    می ترسم پدرم هنوز دلچرکین باشه از همسرم. چون واقعا برای یه پدر سخته این اتفاق برای دخترش بیفته.
    نظرتون چیه؟
    ویرایش توسط فرزانه 123 : دوشنبه 20 اردیبهشت 00 در ساعت 00:34

  6. کاربر روبرو از پست مفید فرزانه 123 تشکرکرده است .

    باغبان (دوشنبه 20 اردیبهشت 00)

  7. #44
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array

    ***مشاور پیشنهاد خوبی داده
    هم شما و هم همسرتون این پیشنهاد را شنیدید و به قول شما فقط اجراش مونده .
    همسرتون هم کار خوبی کرده زنگ زدن به پدر گرامیتون و معذرت خواهی کردن .
    از طرفی وقتی خانواده یاد خاطرات قدیم میافتن که مثلا : چرا اینجوری شد ، نباید این کار را می کرد و ....
    از همسرتون دفاع کنید و بگید یه اتفاقی بود افتاد و هر کدام هم سهمی داریم حالا یکی کمتر و یکی بیشتر ..ولی می خوایم این چیزها را فراموش کنیم و از اول شروع کنیم .
    پدرتون دل چرکی نیست ،،،همون قضیه پادشاه هست .
    پادشاه با پادشاه هم ( داماد - پدر زن ) ، تکنیک های خودش را می طلبد که خارج از بحث تالار همدردی هست



    ***واقعیتش من که بودم حضوری می رفتم و حضوری بهتره ....ولی بایدی وجود نداره به نظرم ،،مهم اصل مسئله هست که حل بشه .
    تو حل تعارض ها منافع جمع مهمه و این انعطاف برای همه هست و باید باشه .( چه خانواده شما و چه خانواده همسرتون )
    چون مشاور با شرایط و روحیه هر دو بزرگوار آشنا هست ،،،از مشاور بپرسید و اگه مشاور نظرشون این هست حضوری بهتره ، بگید مشاور با همسرتون صحبت کنه،،البته بدون حضور شما .
    نکته ای که در این جا هست اینکه اگه هم می خواین خودتون صحبت کنین ،،با هسرتون یه قرار بذارید و در این مورد صحبتتون جوری باشه دستوری نشه .
    یه جوری باید پازل را بچینید طرف پازل شما را انتخاب کنه و اگه انتخاب هم نکرد اتفاق خواستی نیافتاده .
    به همسرتون بگید :
    "" به نظر شما بهتر نیست تو این کرونایی که می خوایم مهمانی بگیریم شما حضوری بیاین و پدر و مادرم را دعوت کنید گُلم ؟
    این کلمه گل خیلی مهمه دقت داشته باشید :)
    البته می تونید اون کلمه کرونا را حذف کنید :)
    خانم های تالار بهتر میتونتد جمله سازی کنند ،،یه نمونه مثال بود .
    البته این جمله سازی ها شما در خانه باعث میشه مردتون بیشتر یاد بگیره و اون هم بیاد و روشن بشه .
    خب ، بعد ببینید نظرشون چیه .
    ببنیید چه اصتحکاکی بوجود مییاد .
    یه تکنیک هست به نام تکنیک پای جرات مند !
    یعنی جراتمندانه حرفتون را بگید ،،،به طوری که منافع ، احترام و ... طرفین حفظ بشه و هردو هم برنده بشید .
    ولی نباید وابسته به نتیجه شخصی خودمون باشیم ( منافع خانواده مهم تره )
    بعدش بگید اگه شما بخواین ، من هم پدر و مادر شما را دعوت می کنم( حالا با هر روشی ) ( این مورد می تونید مطرح نکنید - بستگی به خودتون داره )
    در کل یه امتیاز بدید ...یه امتیاز بگیرید .
    بعضی موقع ها یه امتیاز میدیم و چندین امتیاز می گیریم .
    مثل طبیعت که یه دانه سیب می کاریم و طبیعت، 10 ها سیب به ما میده .





    زیاد سخت نگیرید .
    موفق باشین
    ویرایش توسط باغبان : دوشنبه 20 اردیبهشت 00 در ساعت 03:28 دلیل: تصحیح تایپی

  8. کاربر روبرو از پست مفید باغبان تشکرکرده است .

    فرزانه 123 (سه شنبه 21 اردیبهشت 00)

  9. #45
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 فروردین 02 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1397-2-11
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    7,883
    سطح
    59
    Points: 7,883, Level: 59
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    431

    تشکرشده 358 در 165 پست

    Rep Power
    51
    Array
    سلام
    این دو روز اتفاقاتی افتاد و بالاخره من برگشتم خونه. ممنون بابت راهنمای و همراهی دوستان.

    ولی یه چیزایی و یه احساساتی دارم. گفتم با شما درمیون بذارم ببینم چقدرش واقعیه و چقدرش زاییده تله های شخصیتی منه.

    همونطور که قبلا هم گفته بودم مشاور به همسرم گفته بود که برای برگشت زنگ بزنه به خانواده ها و همه رو دعوت کنه به افطاری در رستوران و اونجا به من گل و کادو بده و همچنین یه دلجویی از پدرم و من بعمل بیاد. قرار شد در مورد جزییاتش من و همسرم صحبت کنیم. بخاطر همین پریروز من با همسرم صحبت کردیم. اولا ایشون فکر می کرد فقط پدر و مادرا رو دعوت کنه، ولی من فکر می کردم مشاور گفته خواهرا و برادرا رو هم دعوت کنیم. نمی دونم من حرف مشاور رو من اشتباه متوجه شده بودم یا ایشون. بهرحال من گفتم بهتره خواهر برادرو دعوت کنی و اونم قبول کرد.

    بعد گفت برادر تو منو بیرون دیده ولی سرشو انداخته پایین و ... من دعوتش نمی کنم. خودت دعوت کن. گفتم باشه چون تو احساس خوبی نداری من دعوت می کنمش. بعد من خواسته ام رو مبنی بر اینکه بیاد حضوری پدرم رو دعوت کنه بهش گفتم. اونم اول مخالفت کرد ولی آخر شب اومد هم عذرخواهی کرد و هم دعوت.

    حالا قضیه ای که هست اینه که ایشون به پدر و مادر و خواهر برادرا ی خودش نگفته که دعوت از طرف خودشه. بلکه موقع دعوت کردن گفته که من و فرزانه دعوتتون می کنیم. این منو ناراحت می کنه. احساس می کنم ارزشم میاد پایین!!! می دونم شاید اشتباه باشه ولی اینکه همسرم کاری که قرار بود انجام بده رو انجام نداده اذیتم می کنه., در کل احساس می کنم پیش خانواده خودش حتی یه ذره هم خودشو مقصر نشون نداده و نیازی به دلجویی از من و پدرم پیش اونا ندیده. اصلا و ابدا. هرچند هم از من و هم از پدرم عذرخواهی کرد ولی خوشش نمیاد اونا بدونن که اینکارو کرده. چون همون شبی هم که اومد از پدرم عذرخواهی کنه دیروقت اومد ولی می تونست زودتر بیاد. چون از خونه پدرش داشت می اومد و مطمئنم حتی به اونا نگفته که داره میاد خونه ما برای دعوت.

    البته همسرم برام کادو و دسته گل هم خریده بود که قرار بود بیاره رستوران ولی خودم پیشنهاد دادم که نیاری هم مشکلی نیست. همون خونه بهم بده. چون احساس کردم معذب میشه.

    حالا من با این احساس بد به نظرتون چیکار کنم؟ آیا اصلا درسته که من همچین احساسی دارم؟
    ویرایش توسط فرزانه 123 : چهارشنبه 22 اردیبهشت 00 در ساعت 10:57

  10. 2 کاربر از پست مفید فرزانه 123 تشکرکرده اند .

    الهه زیبایی ها (چهارشنبه 22 اردیبهشت 00), بهاره جون (چهارشنبه 22 اردیبهشت 00)

  11. #46
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 18:06]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    848
    امتیاز
    28,286
    سطح
    98
    Points: 28,286, Level: 98
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,354 در 759 پست

    Rep Power
    211
    Array
    سلام فرزانه خانم عزیز
    خداروشکر
    من نظرم اینه که روحیه استقلال در شما کمه.
    البته من تجربه ای ندارم تو زندگی مشترک ....احتمال ایتکه اشتباه کنم هست.
    نمیدونم حالا میگم تعیین دزست و غلطیش با خودتوت.


    من و فرزانه دعوت میکنیم یعنی ما باهمیم و هردو تصمیم گیرنده.
    کلا از این به بعد همه چیز همینطوری باشه دو تایی.
    منظورتون اینه که این دخیل بودن فرزانه تو دعوت معنی اینو میده که
    فرزانه قبول تقصیر کرده و داره ازتون دلجویی میکنه؟؟

    حتی اگه اینم باشه به نظر من مهم نیست
    دنبال حفظ ارزشتون حای دیگه باشین

    چیزهای مهمتری بود که اونها رو نگران باشی
    مثلا خشم همسرتون کنترل شد یانه؟
    اطلاعات اگاهیتون چقدر رفت بالا
    ایا حاضرید بازم مشاوره رو ادامه بدید
    مسیر مشاورا و اگاهی که توش قرار گرفتید شما رو به اشتی رسوند
    نکنه ازش دور شید اون وقت میرسیم سر پله اول.
    و خیلی چیرهای دیگه

    اون وقت شما فکر میکنی خانوادش چی میگن چی فکر میکنن

    اگر حس میکنی اونها دارن میگن که فرزانه خودش برگشت و ارزش اش اوند پایین و علان

    اگر شما بری سر زندگی و عشق بینتون و حل شدن اختلافات تون و درست زندگی کردنتون و هر کسی ببینه .....بهترین جوابه براش.

    - - - Updated - - -

    ببخشید بابت غلط املایی ها

    برای اینکه به افکار پخته تری برسیم
    قبلش فکر کنیم که ایا این حس یا فکر
    چقدر تعیین کننده خوشبختی و ارامش منه
    چقدر در برطرف شدن مشکلات من موثره
    ویرایش توسط الهه زیبایی ها : چهارشنبه 22 اردیبهشت 00 در ساعت 12:12

  12. 2 کاربر از پست مفید الهه زیبایی ها تشکرکرده اند .

    بهاره جون (چهارشنبه 22 اردیبهشت 00), زن ایرانی (دوشنبه 27 اردیبهشت 00)

  13. #47
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 فروردین 02 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1397-2-11
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    7,883
    سطح
    59
    Points: 7,883, Level: 59
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    431

    تشکرشده 358 در 165 پست

    Rep Power
    51
    Array

    Posticon (1)

    سلام الهه جان واقعا ممنونم از توجهت. این قلب هم که بالاس تقدیم شما. واقعا خوشبختم که دوستانی مثل شما در اینجا پیدا کردم.
    راس می گی
    الان که یه روز گذشت از این قضیه یه مقدار این احساسم کمرنگتر شد.
    بهتره روی رابطه مون تمرکز کنم. اگه رابطه ما خوب باشه این احساسهای منفی فک کنم از بین میره کم کم.
    ویرایش توسط فرزانه 123 : چهارشنبه 22 اردیبهشت 00 در ساعت 17:53

  14. 2 کاربر از پست مفید فرزانه 123 تشکرکرده اند .

    الهه زیبایی ها (چهارشنبه 22 اردیبهشت 00), بهاره جون (چهارشنبه 22 اردیبهشت 00)

  15. #48
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 مهر 01 [ 02:09]
    تاریخ عضویت
    1395-4-23
    نوشته ها
    229
    امتیاز
    8,211
    سطح
    61
    Points: 8,211, Level: 61
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 239
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    255

    تشکرشده 417 در 195 پست

    Rep Power
    52
    Array
    فرزانه جان
    خوشحالم که شرایط داره برای تو وهمسرت بهتر میشه ...
    من هم با الهه زیبایی کاملا موافقم. مساله مهم کیفیت رابطه تو و همسرت و حل ریشه ای اختلافاتتون هست ...

    ولی یه نکته رو از نوشته ت برداشت کردم ... اینکه به نظر و تایید دیگران بیش از اندازه اهمیت میدی. میخوای کاری کنی که اونا تو رو خوب بدونن ... خانواده همسرت به یه شکل ... خانواده خودت به شکل دیگه ... در صورتی که دیگران ما رو از نگاه و برداشت خودشون قضاوت می کنن ...

    تو هر مساله ای ببین اول صلاح تو و همسرت چیه ... تو این مساله ای که مطرح کردی، به نظرم نباید همسرت رو زیاد برای عذرخواهی تحت فشار قرار بدی ... یه تعادلی بین خواسته های هردوتون باید وجود داشته باشه .... وگرنه خود این مساله عاملی برای خشم میشه ...
    ویرایش توسط بهاره جون : چهارشنبه 22 اردیبهشت 00 در ساعت 19:24

  16. کاربر روبرو از پست مفید بهاره جون تشکرکرده است .

    الهه زیبایی ها (چهارشنبه 22 اردیبهشت 00)

  17. #49
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 فروردین 02 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1397-2-11
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    7,883
    سطح
    59
    Points: 7,883, Level: 59
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    431

    تشکرشده 358 در 165 پست

    Rep Power
    51
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بهاره جون نمایش پست ها
    فرزانه جان
    خوشحالم که شرایط داره برای تو وهمسرت بهتر میشه ...
    من هم با الهه زیبایی کاملا موافقم. مساله مهم کیفیت رابطه تو و همسرت و حل ریشه ای اختلافاتتون هست ...

    ولی یه نکته رو از نوشته ت برداشت کردم ... اینکه به نظر و تایید دیگران بیش از اندازه اهمیت میدی. میخوای کاری کنی که اونا تو رو خوب بدونن ... خانواده همسرت به یه شکل ... خانواده خودت به شکل دیگه ... در صورتی که دیگران ما رو از نگاه و برداشت خودشون قضاوت می کنن ...

    تو هر مساله ای ببین اول صلاح تو و همسرت چیه ... تو این مساله ای که مطرح کردی، به نظرم نباید همسرت رو زیاد برای عذرخواهی تحت فشار قرار بدی ... یه تعادلی بین خواسته های هردوتون باید وجود داشته باشه .... وگرنه خود این مساله عاملی برای خشم میشه ...
    سلام ممنون بهاره جان
    راستش اینکه تایید طلب هستم و نظر دیگران برام همه درسته . ولی ناراحتی من بیشتر به این خاطر بود که احساس می کردم همسرم داره منو دور میزنه و کارهایی که قرار بود انجام بده رو انجام نمی ده. ولی بهرحال گذشت. در کل یه جاهایی من کوتاه اومدم. یه جاهایی اون.

    حالا خداروشکر خونه مشترکمون هستیم و بعد از این طوفان سهمگین امیدوارم از این به بعد بتونیم با هم کناز بیایم. و کیفیت رابطه رو باهم بالا ببریم.

    همسرم کتابهای خوبی تهیه کرده و فایل های صوتی هم دانلود کرده و خداروشکر داره مرتب پیگیری می کنه و مطالعه می کنه (برخلاف قبل) این بهم امید میده واقعا. خودمم سعی می کنم کاستی های قبل رو نداشته باشم.
    امیدوارم مشکل همه حل بشه انشالله .

    عید فطر رو هم خدمت همه دوستان تبریک می گم. با آرزوی قبولی طاعات و عبادات



  18. کاربر روبرو از پست مفید فرزانه 123 تشکرکرده است .

    الهه زیبایی ها (چهارشنبه 22 اردیبهشت 00)

  19. #50
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 18:06]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    848
    امتیاز
    28,286
    سطح
    98
    Points: 28,286, Level: 98
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,354 در 759 پست

    Rep Power
    211
    Array
    من ممنونم از شما فرزانه جان که با گفتن موفقیت ها و خوشی هاتونم شادمون کردین.
    مرسی از قلب مهربونت
    یادتوته گفتم مجردا ناامید میشن حالا میگم پس متاهلی فصل های قشنگ هم داره.
    ان شالله به امید ی شروع تازه و نو پر از تلاش و عشق
    اینم بگم
    ی بار خانم دکتری میگفت شوهراتونو خیلی ببرید بالا خیلی بها بدین
    بعد من گفتم خب خانم دکتر اگه ی دفعه ی اشتباه تابلویی کرد که بازم نمیشه تاییدش کرد!!
    گفت اون موقع بگو ازت بعید بود انتظارش و نداشتم
    دفعه بعد بیشتر حواسش و جمع میکنه.

    کلا زبون نرم و قربون صدقه تونم فعال باشه و البته گفتگو

    درست یادم باشه گفتین همسرتون تم مذهبی هم داره
    اینم راه خوبیه حرفاتونو به گوشش برسونین.

    سلامت و پر از لحظات عاشقانه باشید

  20. کاربر روبرو از پست مفید الهه زیبایی ها تشکرکرده است .

    فرزانه 123 (پنجشنبه 23 اردیبهشت 00)


 
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.