نقل قول نوشته اصلی توسط Behrang نمایش پست ها
سلام.

امیدوارم که با روش پیشنهادی شما برای استفاده از کارشناس این سایت مشکل ایشون حل بشه

پیشنهاداتی که من (بقیه افرادی که برای ایشون نوشتند هم همچنین) دادم چکیده 3 سال مطالعه تدریجی کتابهای روانشناسی و مراجعه به چندین کارشناس مشاوره خانواده و روانشانس بوده و انچنان که تصور میشه دور از واقعیت نبود

در مورد مطالبی که برای ترک منزل توسط ایشون نوشتید با شما موافق هستم


اگر دقت کرده باشید من در (#73) در مورد صفات اخلاقی همسرشون نوشتم و در #82 در مورد خودشون اما ایشون نه تایید کرد و نه رد کرد. کاملا میتونم درک کنم چرا درگیری ایشون با همسرشون به روزهای بعد میرسه

ایشون در پیام #5 انتظار داشتند که همسرشون خواهر ایشون مثل خواهر خودش دوست داشته باشه!!! ایشون توقع منطقی از همسرشون ندارن و دوست دارن همسرشون در هیچ مورد جزئی (مثلا اسکاچ) هم نظرشو نده (مگه همسر ایشون گاهی ظرف نمیشوره؟ لیوان خودشو که برای قهوه یا چایی میشوره حق نداره بگه اسکاچ اینجا باشه!).

امیدوارم ایشون بتونه خودشو بشناسه و از بیرون راجب رفتار خودش قضاوت کنه


برای ایشون ارزوی موفقیت دارم.
بازم ممنون از توضیحات شما
و تجربه هایی که با من به اشتراک گزاشتین
متاسفاته خیلی سطحی به ماجرای ما نگاه کردین
موضوع اصلی اسکاچ نیست و خواهر من نیست
موصوع اصلی دعوا راه انداختن سر موصوعات بی ارزش و بی اهمیته
این شدت خشم برای یه اسکاچ یا هر موضوعی ک من چنیدین مورد رو نوشتم ایا طبیعیه؟
من اگر خونه رو ترک نمی کردم باید چی کار می کردم؟؟
باز می بخشیدم و ب کتک خوردن ادامه میدادم؟
من یک بار زدم اونم ب دلیل فحاشی که چند بار به پدر من کرد ولی او بارها به قصد کشت منو زد و کبود کرد این طبیعیه؟؟؟
به قول دوستی که اینجا ی حرف خوبی زد
گفت اگه همون مسیری رو بری که قبلا رفتی همون نتیجه قبل رو میگیری
وقتی یک زن می مونه و تحمل می کنه ب مرد فرصت دوباره تکرار کردن می ده
من از اون خونه بیرون اومدم ک جلوی این قضیه رو بگیرم و هیییچ راه دیگه ای نداشتم و راه گذشت و صبوری رو بارها امتحان کردم و جواب نگرفتم.