به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 25 , از مجموع 25
  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 01 اسفند 99 [ 16:50]
    تاریخ عضویت
    1399-11-25
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    1,454
    سطح
    21
    Points: 1,454, Level: 21
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    سلام.

    جناب بیگی، اون سقط چند وقت پیش بوده؟ در همین مدت شش ماه دور بودن شما؟بله موقعی که من اومدم شهرستان سقط انجام شد متاسفانه و پیشش نبودم که آرومش کنم،بخاطر کاری که مجدد شروع کرده بودم نتونستم برم اما من باتماس میگفتم عجله نکن، بذار تصمیم بهتری بگیریم، بی عقلی کردیم

    دلیل اینکه میگید خودتون رو مقصر سقط میدونید چیه؟ بیشتر توضیح میدید؟ ایشون خودشون میخواستن سقط کنن یا خواسته ی شما بود و این خواسته بهش تحمیل شد؟ اگر خواسته ی شما بوده، دلیل شما برای این خواسته چی بوده؟ خواسته من نبود اما منو متقاعد کرد، من مخالف بودم اما گفت پیشم نیستی و نمیتونم،بخاطرفشار اقتصادی هم بود متاسفانه، هیچ تحمیلی نبود

    کلا چند وقته ایشون حرف طلاق میزنن؟57روز


    جناب بیگی، شخصا فکر میکنم به جای اینکه دنبال این باشید که حق با شماست یا خانمتون، به دنبال حرف زدن با هم بر سر مشکلاتتون در فرصتی مناسب باشید. و اگر تحت نظر مشاور باشه حرفهاتون، خیلی بهتره.(((قبول دارم اما میگه من تصمیممو گرفتم و حرفام رو هم زدم و حتی رییس جمهور هم بشی دیگه نمیخوامت، من یکماه قبل خونشون رفتم و هرچی صحبت کردم، انگار داشت با دشمنش صحبت میکرد، باهام صحبت کرد،،،، فقط از خاطرات بد گفت، اصلا خاطرات خوب رو انگار فراموش کرده بود،


    اینکه ایشون میگن دیگه بهتون احساسی ندارن و به دوریتون عادت کردن، شاید بیانی کلی است از احساساتشون. ولی باید ببینید مساله ایشون دقیقا چیه. مثلا شاید اگر بپرسید در چه موقعیت هایی از دستتون ناراحت شده؟ چی اونو به این مرحله رسونده؟ خواسته هاش چی بوده که پاسخ ندیده؟ توقعاتش چه بوده؟ بهتر بتونید مسایلتون رو ارزیابی کنید.

    من فکر میکنم صحبت جامع و مناسبی برای حل مسائلتون با هم نداشته اید. یا اگر هم خواسته اید صحبت کنید شاید به گونه ای اجازه نداده اید که حرفشو بزنه. مثلا شاید اینکه میگید براش از فداکاریهام گفتم، باعث میشه ایشون فکر کنه اصلا حرف اونو نمیخواید بشنوید و درک کنید و میخواید از خودتون دفاع کنید.... و این میشه که صحبت مؤثر و سازنده ای بینتون صورت نمیگیره.


    سایر دوستان نظرشون این هست که نمیخوادت پس غرورتو نشکن و به فکر خودت باش و .... ولی من فکر نمیکنم این دیدگاه درست باشه. چون بالاخره دوازده سال زندگی کرده اید و زن و شوهرید، نه دوست دختر و دوست پسر که بیاید بدون تلاش اصولی و اساسی برای حفظ زندگیتون و رفع ضعفها و نواقصی که در ارتباط و تعامل و زندگیتون داشته اید، نتیجه بگیرید که خب نمیخوادم پس چرا ناز بکشم؟؟


    من تخصص ندارم و نمیدونم راه حل قضیه شما چیه؟ ولی میدونم هر راه حلی، بدون حرف زدن صادقانه و شفاف و منطقی و اصولی و شنیدن و درک کردن منطقی همدیگه، راه حل مناسبی نخواهد بود‌.


    فعلا با خانوادتون درگیر نشید، درخواست ایشون مبنی بر طلاق رو فعلا علنی نکنید و به خانوادتون نگید. فعلا به عنوان یک راز بین خودتون و ایشون نگهش دارید. سعی کنید فعلا شرایط رو مدیریت کنید و تنشهای جنبی دیگه ایجاد نشه، تا زمانی که فرصت مناسب برای حرف زدن فراهم بشه.
    ####من توی این 6ماه حدود 23میلیون حمایتش کردم، اصلا نذاشتم کمبودی حس کنه، 4بار هم رفتم و دیدمش و فقط اشتباهم این بود که خونشون نرفتم و بیرون دیدمش،،، خانواده من خیلی بی احساسن، مغرورن متاسفانه، حاضرن همه چیزبهم بخوره، اصلا حال منو نمیبینن، عقاید بدوی دارن هنوزکه مثلا زن آدمو بخواد باید بیاد تو بیابون باهات زندگی کنه حتی

  2. کاربر روبرو از پست مفید رضابیگی تشکرکرده است .

    Pooh (جمعه 01 اسفند 99)

  3. #22
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 خرداد 00 [ 09:12]
    تاریخ عضویت
    1399-6-01
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    1,788
    سطح
    24
    Points: 1,788, Level: 24
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط رضابیگی نمایش پست ها
    اینکه ایشون میگن دیگه بهتون احساسی ندارن و به دوریتون عادت کردن، شاید بیانی کلی است از احساساتشون. ولی باید ببینید مساله ایشون دقیقا چیه. مثلا شاید اگر بپرسید در چه موقعیت هایی از دستتون ناراحت شده؟ چی اونو به این مرحله رسونده؟ خواسته هاش چی بوده که پاسخ ندیده؟ توقعاتش چه بوده؟ بهتر بتونید مسایلتون رو ارزیابی کنید.
    بازم میگم ایشاللا چیزی نیست ولی اینکه میگه همه چیز تمومه و میگید همدیگرو دوست داشتید یخوره عجیبه
    با چشم باز زندگی کن
    ویرایش توسط سحر بهاری : جمعه 01 اسفند 99 در ساعت 18:39 دلیل: مشاوره اشتباه

  4. #23
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 18 آذر 02 [ 05:53]
    تاریخ عضویت
    1395-1-26
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    6,627
    سطح
    53
    Points: 6,627, Level: 53
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 123
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 29 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.
    من صحبتای شما رو نگاه کردم. به نظر من خیلی بی معنیه که خانم شما به خاطر کار کردن خودش و درآوردن هزینه برای کمک به شما آزرده خاطر شده باشه! همت شما برای شرکت در آزمون استخدامی ستودنیه. بخش زیادی از مشکلات به خاطر شرایط اقتصادی کشور هست که دامنگیر همه هست. اما اگه قرار باشه تا خانواده به سختی افتاد یکی از طرفین بدون متحمل شدن زحمت و سختی بخواد اون رابطه رو ترک کنه، خب طرف دیگه ( یعنی شما ) اصلا چرا باید ناراحت بشه؟ شما هم انسان با ارزشی هستی قطعا. من دیشب فیلم در جستجوی شادی رو دیدم و داستانش در کلیت شبیه به شما بود. فروشنده ای که ورشکست شده بود و زنش هم ترکش کرد به خاطر مشکلات مالی و ایشون 6 ماه کارآموزی بدون حقوق تو بورس نیویورک شرکت کرد تا از بین 20 نفر قرار بود یه نفر انتخاب بشه و آخرش هم شد و بعد ها میلیونر شد. توصیه می کنم این فیلم رو ببینی. اگه قرار به موندن در شرایط رفاه باشه که همه میتونن ...
    البته صحبت های من با فرض این بود که خانم شما دوست نداره سختی مالی رو تحمل کنه یا خدای ناکرده در تامیین مخارج خانه به شما کمک کنه یا لااقل صرفه جویی کنه. شاید مشکلات دیگری همونطور که دوستان اشاره کردند هم باشه از نظر ایشون. الله اعلم.

  5. #24
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 01 اسفند 99 [ 16:50]
    تاریخ عضویت
    1399-11-25
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    1,454
    سطح
    21
    Points: 1,454, Level: 21
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Lman نمایش پست ها
    سلام.
    من صحبتای شما رو نگاه کردم. به نظر من خیلی بی معنیه که خانم شما به خاطر کار کردن خودش و درآوردن هزینه برای کمک به شما آزرده خاطر شده باشه! همت شما برای شرکت در آزمون استخدامی ستودنیه. بخش زیادی از مشکلات به خاطر شرایط اقتصادی کشور هست که دامنگیر همه هست. اما اگه قرار باشه تا خانواده به سختی افتاد یکی از طرفین بدون متحمل شدن زحمت و سختی بخواد اون رابطه رو ترک کنه، خب طرف دیگه ( یعنی شما ) اصلا چرا باید ناراحت بشه؟ شما هم انسان با ارزشی هستی قطعا. من دیشب فیلم در جستجوی شادی رو دیدم و داستانش در کلیت شبیه به شما بود. فروشنده ای که ورشکست شده بود و زنش هم ترکش کرد به خاطر مشکلات مالی و ایشون 6 ماه کارآموزی بدون حقوق تو بورس نیویورک شرکت کرد تا از بین 20 نفر قرار بود یه نفر انتخاب بشه و آخرش هم شد و بعد ها میلیونر شد. توصیه می کنم این فیلم رو ببینی. اگه قرار به موندن در شرایط رفاه باشه که همه میتونن ...
    البته صحبت های من با فرض این بود که خانم شما دوست نداره سختی مالی رو تحمل کنه یا خدای ناکرده در تامیین مخارج خانه به شما کمک کنه یا لااقل صرفه جویی کنه. شاید مشکلات دیگری همونطور که دوستان اشاره کردند هم باشه از نظر ایشون. الله اعلم.
    ###میگه همه اتفاقای بد زندگی روی هم جمع شده و منو به اینجا کشونده، مشکلات اقتصادی، نداشتن کار دائمی خوب، سر کار رفتن خودش، سقط، دور شدن از همدیگه..... من واقعا حقم این رفتار نیست، من الان دارم استخدام دولت میشم و یه شرکت توی شهر خودمون ثبت کردم و دارم باتمام قوا تلاش میکنم اما میگه دیگه نمیخوامت و احساسم بهت خراب شده و از خانوادتم خوشم نمیاد، همه رفتاراش شده تنفر

    - - - Updated - - -

    باور کنید اینقدر بهش اعتماد دارم نمیتونم همچین فکری بکنم، اما آدمیه و شیطان و بی انصافی،، امیدوارم اینجوری نباشه، قطعا تحقیق میکنم و پیگیر میشم،حتی اگه تیمارستانی هم بشم، بفهمم خیانت کرده، ولش می کنم

  6. #25
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 02 [ 11:21]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    1,559
    امتیاز
    27,432
    سطح
    98
    Points: 27,432, Level: 98
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 918
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    1,379

    تشکرشده 2,656 در 1,207 پست

    Rep Power
    295
    Array
    با سلام

    آقای بیگی نیاز هست با مشاوره در ارتباط باشین و از ایشان راهنمایی های لازم بگیرید. شما در کنار همسرتان با هم نیاز به کمک تخصصی دارید.

    متأسفانه این تاپیک به سمت حدس و گمان های بی پایه و اساس در حال حرکت هست و چاره و پاسخ به مسئله ی شما نیست. لذا لطفا به طریق دیگری مثل استفاده از مشاوره خصوصی این سایت یا ... پیگیر باشید و سعی کنید از این زمان به بعد از گرفتن مشاوره های غیر تخصصی ( دوستان ، همکاران ، فامیل و ... ) خودداری کنید.

    تاپیک شما بسته میشه، انشالله مسئلتون حل خواهد شد.


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.