خواهش میکنم
الان در دو پست قبلی که نقل قول کردین تمامی مواردی که بالا عرض کردم دیده میشه... مقابله به مثل، ناراحتی ، گریز و ...
وقتی میگیم بجای این واکنش ها شما بدنبال چرایی موضوع باشین، راه حل پیدا کنین تغییر کنین، برای همین هست. بله درست میگین ما در حالت عادی ممکنه اصلا ناراحت نشیم.
من فرضا سی و هشت سالمه، هنوزم دارم از پدر و مادرم پول خرجیمو میگیرم، هنوزم تو خونه خودمونم و ملالی نیست. طبیعتا خوش میگذره، حتی خوش هم نگذره بقول یه دوستی سه وعده غذای گرم برای سیر شدن و یه لحاف و بالش و یه سقف برای استراحت هست.
مطمئنا زندگی من و شما به اندازه ی زندگی یک چهره معروف نمیتونه برای مردم جذابیتی داشته باشه، اینکه فکر کنیم چون ازمون سؤال میکنن پس دنبال اینن بدونن تو زندگی شخصیمون چی میگذره این اشتباهه.
البته دقت کنین من الان دنبال این نیستم کار اون افراد یا اون فرد رو صحیح جلوه بدم، ولی در صدد اینم با این سؤالات تلنگری برای شما بوجود بیاد.
تلنگر و هوشیاری این نیست شما بفرمایین ؛
این همون گریزه، حتی میتونه یه بهانه ای چرب باشه من از زیر این کار هم در برم ! بهمین سادگی
این تغییره کی قراره اتفاق بیافته؟
ببینید عزیزم اتفاقا من بشما توصیه میکنم حتما شرکت کنید، توصیه میکنم اگر موقعیت ازدواج دارین، اما طبق گفتتون ...؛ ↓
علل رو با کمک یک متخصص بررسی کنین، راه حل پیدا کنین و قدم در راه تغییر بگذارین.
خیلی از موقعیت ها میتونن به پیشرفت ما کمک کنن، مقصود از هوشیاری همین هست. من خوشحال میشم کسی ازم چیزی نپرسه چون تغییر کردن درد خواهد داشت و شکستن این پوسته رو میطلبه.
از دیگران توقع نداشته باشین رفتار و گفتارشون رو در برخورد با شما تغییر بدن، چون همیشه یک نفر هست ازتون سؤال بپرسه. شما باید واکنشتون رو تغییر بدید، چون کنترلی بر دیگران ندارین اما فرمون زندگیتون تو دستای خودتون هست.
![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)