سلام
"اما خب من و همسر سابقم چون در یک خیابان زندگی میکنیم خیلی روزها که از سرکار برمیگردم متاسفانه ایشون رو میبینم و ایشونم ی غم بدی تو چهره ش هست " میدونید چرا این کار میکنه؟ چون میخواد شما رو عذاب بده و شما شناخته که با این کارش تحریک میشید!
داره کار میکنه که شما دردت بیاد و این نشون میده که تحت فشار روانی در داخل خونه هست و منظور واقعیش برعکس ظاهرش هست و میخواد خودشو ناراحت نشون بده تا شما ناراحت بشی و با دیدن نارحتی شما به خودش دلداری بده که ....
کسی که واقعا ناراحت باشه خودشو خوشحال نشون میده و وانمود به خوشی میکنه نه ناراحتی! ادم مرموز با رفتار غیرمردانه هست!
درگیر این نقش بازی کردن ایشون نشو. هرگز. هیچوقت!
"فعلا هم توانایی مستقل شدن و جدایی از خانواده و رفتن از این منطقه را ندارم ." مستقل شدن برای شما در این جامعه خواه یا ناخواه دید منفی ایجاد میکنه.
با توجه به انتقادات زیادی که در دادگاه از شما شده، شاید خودت رو دیگه قبول نداری ، ولی این شما هستی که باید به تنهایی به آینده خودت مسیر بدی و محکم باش.
اون خانواده این رفتاری که با شما کردند قطعا با نفر بعداز شما هم تکرار (البته شدیدتر) خواهند کرد و به دلیل تفاوت طرف مقابل، نتیجه متفاوتی از مورد شما خواهند دید. البته اینم دیگه مهم نیست!
درسته. خانوم من خواست با خواهرش بره خارج و بصورت خواسته یا ناخواسته شروع به ناسازگاری و بهانه گیری با من کرده بود. خواهرش خارج کشور خونه و پول لازم داشت و با مهریه ایشون یه خونه میشد خرید.
پدر ایشون مرد اندیشمندی هستند و با تفکر تهدید به فرصت تبدیل کرد و نقشه شومی برای من در خلوت شبهای خودش بدقت ترسیم و طراحی کرد! ایشون در ابتدا دخترش و پولهای داخل منزل منو برد.
این خانم مثل مردهای بی وجدانی که موقع طلاق رو همسر خودش اسید میریزن قصد داشت با از بین بردن کار و سرمایه من، اقتصاد من رو اسید پاشی کنه. این خانم یک ماه رفت منزل پدرش و من نرفتم دنبالش و در فاصله یک ماه بعد حدود 10 شکایت از ایشون دست من رسید (نسبت به هر چیزی که قابل شکایت بود شکایت کرده بودن) و دادگاه و دادگاه کشی شروع کردن و من مثل یه مرد به تنهایی یا ایشون و پدرش و چندتا وکیلشون جنگیدم و اوضاع تحت کنترل خودم درآوردم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)