به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 22

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    سلام ارم جان

    در مورد پرستار باید بگم واقعا نمیتونم پسرم رو دست کسی بسپارم حتی اگر پرستار توی خونه ام باشه و خیلی سختگیرم نسبت به این موضوع.
    می خواستم درباره یه موضوعی با یه کوچولو تردید بنویسم ولی حالا مطمئن می نویسم

    یه روز خونه ها کامل بود
    یعنی چی
    یعنی از همه سن آدمی توی خونه ها بود
    کودک نوجوان بزرگسال و کهنسال

    اتفاقی که میافتاد این بود

    نوجوانها الگو داشتن و الگوشون برادر و خواهر بزگترشون بود یا حتی یه عمو و خاله ای که جوون بود
    که توی سن پیشرفت بودن یا دانشجو بودن یا شاغل بودن یا اهل مطالعه بودن ،، اینا الگوی نوجوونا بودن که این نوجوون ها با این سن آدما دوست بودن
    درد دل میکردن و راهنمایی میگرفتن و...


    پیرها و کهن سالها
    اینا دیگه در و دیوار خونه رو نگاه نمیکردن یکی از در برسه بهشون هفته ای یک بار سر بزنه
    اینا بچه های کوچولو و خردسال رو نگه میداشتن و باهاشون مشغول میشدن
    نتیجه این بود که ؛
    *اون بچه تحت مراقبت یه آدم مطمئن بود ( پدر بزرگ مادربزرگ)
    *پیرها حوصلشون سر نمیرفت
    *از همه ی اینا حتی مهمتر این بود که
    مادرها به کارهاشون میرسیدن

    خونه ی ما و ساختمونمون همین بود
    دقیقا تمام اینها رو شاهد بودیم
    و من همیشه میگم که ما یه خانواده ی کامل بودیم
    باعث شد همه حالشون خوب باشه
    همه باهم باشن ولی برای خودشون هم باشن ووو هزاران فایده دیگه

    شما خیلی این بچه رو چسبوندی به خودت
    خیلی داری به این بچه و خودت آسیب میزنی

    این بچه رو بسپار به پدربزرگ و مادربزرگش گاهی
    یه خلوتی با همسرت داشته باش بدون اینکه نگران بچه باشی
    چرا شما نباید باهم دوتایی برید کوهی دشتی دمنی
    هر جایی که یکم دور بشید
    بزنید بیرون شبیه دو نفر که بعد از مدتها میخوان همو ببینن و دوست دارن یه جای دنجی همو ببینن
    بعدش از کارو آینده و بچه و... حرف نزنید
    خاطراتتونو مرور کنید
    بذار یکم ذهنت استراحت کنه ، تفریح کنه .

    دور بشید از خونه و ونگ و ونگ بچه و غیره
    باور کن من اندازه شما بچه داری کردم
    خواهرم درس خوند دو سال بچه اش پیش من بود از 1 تا 3 سالگیش
    اون یکی خواهرم همینطور و الی آخر
    پس فکر نکنم خیلی دلم خوشه و واقع بین نیستم اینا رو میگم

    اگه صد در صد نمیتونی یه چیزایی رو هندل کنی یه درصدیش رو حداقل انجام بده
    ببخشید من همینطور دارم تند تند مینویسم و دیگه مرور نمیکنم
    غلط های این متنو ببخش
    درپناه حق

    تو میتونی .
    ویرایش توسط گیسو کمند : سه شنبه 22 مهر 99 در ساعت 13:22

  2. کاربر روبرو از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده است .

    Eram (سه شنبه 22 مهر 99)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.