ممنونم
شاید بحران سی سالگی که میگن اینه
دیگه از خیلی کارها خوشحال نمیشم
دیگه حوصله خیلی کارهارو ندارم
وسواسمم که همچنان هست بهتر شدم ولی هنوز اون طوری که میخوام نشدم دکترم اومد یه قرص خوب برام بنویسه اما میدونید خیلی عوارض دارن و ایشون هم ننوشت
سون خانوم شما الان برای وسواستون چه قرصی مصرف میکنید ایا خوب بوده تونسته جلوی فکرهای اضافتونو بگیره
اینکه میفرمایید فکر منفی نکن مغز من دنبال منفی میگرده اصلا حتی اگر همه چی در اون لحظه خوب باشه البته بهتر شدم ولی...
یادمه ارزوم بود یه موبایل داشته باشم از صبح تا شب از این بازیهای اندرویدی انجام بدم ولی الان ازش لذت نمیبرم
یا مثلا ازدواج من پیش اومد و من خیلی تو فکر این چیزا نبودم
ولی الان به فکر ازدواج متعهدانه هستم اونم شاید روزی صد بار
این منو اذیت میکنه
اصلا چرا باید انقدر مغز من مشغول این مساله بشه در حالی که نبوده
حتمی ریشه بالینی داره و انگار من همه کمبودهامو در ازدواج پیدا میکنم
و این خیلی بد
سررشته خاصی در این مساله ندارم ولی احساس میکنم شاید سبب عزت نفس من میشه یا همون اعتماد بنفس
شاید همه کمبودهامو زیر نقاب همسر میتونم قایم کنم یا به همه ثابت کنم من شکست خورده نیستم و از نگاه دیگران نسبت به زندگی من اعتماد بنفس بگیرم
نمیدونم ولی حس میکنم ریشه بالینی داره این حس من








علاقه مندی ها (Bookmarks)