من تجربه خودم در اوایل ازدواج رو بهتون میگم شاید براتون مفید بشه
من هم از همسرم بزرگترم
بارها این مسئله رو مادرشوهرم به روم آورده حتی ظاهر منو با پیرزنهای 60 ساله مقایسه کرده و یا مثلا گفته قرار بوده فلانی رو بگیریم یا فلانی عاشق پسرم بود ..فلانی اومده بود التماسم کرد که دخترشو بگیرم و........درحالی که ازدواجم کاملا سنتی بود مادرش منو پسندید و دخترها و خانواده های این شهر اصولا مغرورن و امکان نداره همچین کاری بکنند
اوایل من خیلی عصبی میشدم به همسرم بارها گفتم ایشون حمایت آنچنانی نکرد
کلا این مطالب رو جلوی همسرم نمیگفت
من هم تا با خودم مرور میکردم حرفهاشو یا چیز جدیدی میگفت میومدم خونه همه رو جمع میکردم و به همسرم و مادرش توهین میکردم
یا در زمان عقد که یه خطایی داشتن من تا حالا هنوز یادم نرفته ...هرچند با کمک سحربهاری و...یه هفته است دارم رو خودم کار میکنم کمی کمرنگ تر شده
کارهمسرتون درست نیست
ولی شما هم باید ببینید علت رفتارش چیه
بزرگتر بودن همسرتون هم بی تاثیر نیست
من خودم همیشه تو ناخودآگاهم اینه که همسرم منو زشت و پیر فرض می کنه








علاقه مندی ها (Bookmarks)