با تشکر از خانم سحر بهاری که همیشه کمک میکنند.
حرفتون بابت اینکه تضمین مالی جدید ندم کاملا قبول دارم . اگر تمایل به طلاق نداشت در مورد این خانوم بعید میدونم حتی خدا هم بدونه. کاملا نوسانی هستند و شرایطشون تابع غیر خطی از رفتار من شده و با کوچکترین حرف من نظرشون بشدت تغییر میکنه. البته در این مقطع درگیر توافق بر سر طلاق توافقی هستیم و کار کمی از فرسایش به سمت تعیین هدف پدرایشون پیش رفته.
من بر روی شروط دخالت نکردن پدرش و تعیین مهریه هستم و میدونم دخالت پدرش در صورت برگشت میتونه دوباره همین شرایط بشکل بدتر تکرار کنه. اینم میدونم که غیر از محدود کردن معاشرت خودم به خونه پدرش و جلوگیری از ورود پدرش به منزلم (یا خروج من از منزل هنگام ورود پدرش) این شرطم (در مورد پدرش) فقط در جهت معرفی پدرش به عنوان مقصر اصلی جنگ های دادگاهی هست و عملا کاربرد دیگه نداره!
در مورد وکلا باید با احترام بگم در این مدت قانون مطالعه کردم و قبل از هر اقدام خودم فکر میکنم و همزمان نظر وکیلمو میپرسم و مدتی هست احساس میکنم نظراتم پختگی لازم پیدا کرده.
در مورد مسیر باطل خانواده ایشون توصیف خیلی خوبی کردید. از شما بابت وقتی که گذاشتید تشکر میکنم و دوست دارم دراینده هم وقت بذارید و نکات لازم رو بگید.
با تشکر از بالهای صداقت عزیز.
بله من هم متوجه شدم که بخش زیادی از این مشکلات را خودم ایجاد کردم. در زمان خواستگاری فکر میکردم جنگ مهریه برای افراد دیگه هست و هیچوقت سمت من نمیاد. اگر اون روز اون ابزار شورش نمدادم دستشون، پدرش با کوچکترین ناراحتی فکر اذیت کردن نمی افتاد و سمت اجرای مهریه نمیرفت تا کار از دست دو طرف خارج بشه.
چند نکته در این رابطه وجود داره:
1- خانواده خانوم من بدون کوچکترین صحبتی رفتند مهریه اجرا گذاشتند. این نشون میده توانایی حل مسئله نداشتند و با ادمهای منطقی و عاقلی رودررو نیستم. قبلا در مواجه با سایر مشکلات در خانواده خانومم دیده بودم که بین دخترخاله ها و خاله های ایشون "به راحتی" جنگ ایجاد شده بود و این یک نشونه بود که اونها مسائل عقلانی حل نمیکنن.
2- خانوم من در محضر با صحبت محضر دار منصرف شده بود اما با اصرار پدرش این کار کرده بود. این نشون میده این خانم شخصیت مستقلی نداره و نخواهد داشت.
3- اینکه زندگی به این مرحله رسیده و پدرش دنبال تعیین شرایط مالی در پشت پرده هست نشون میده ایشون اینده نگری نداره و با ادم های سختی روبرو هستم. من اگر دختری میداشتم و در این شرایط گیر میکرد راضی بودم یک مهریه من به داماد بدم و دخترمو حتی یک روز در برزخ نگه ندارم (البته در مورد من برزخ اونها ایجاد کردند و من راضی هستم پول بدم تا برزخ برای اونها تموم بشه)!
به نظر من اگر مهریه این خانم 10 سکه بود ایشون هیچوقت سمت این جورکارهات نمیرفت البته من هم باید کمی بیشتر هوای ایشون میداشتم در زندگی.
با تشکر از Pooh عزیز
شما درمورد من لطف دارید. اره درست گفتید من دوست داشتم زنم از نظر درسی و تحصیلی نسبت به بقیه سر باشه.
خانوم من قرار بود توافقنامه برای طلاق توافقی بین من و خودش امضا کنه. خونش که بودم نزدیک من نشست و ابراز محبت کرد. من از این رفتارش جا خوردم و برای همین بعد از چند ساعت به ایشون گفتم وقتی تو فردا قرار هست یک ساعته از من طلاق بگیری (طبق محاسبات پدرشون البته) چرا این برخورد با هم داریم و من برای همین شب ازمنزل رفتم بیرون و ایشون بی تفاوت بود نسبت به رفتنم و من کاملا گیج بودم این زن مشکلش چیه، چرا این کارهای متناقضو میکنه! چرا محبت میکنم بازم میگه طلاق، محبت نمیکنم میاد جلو البته بازم ناقص میاد جلو.
بعد از دو روز چرخوندن من در شهرش از ماشین با عصبانیت پیاد شد که اگر من توافق نامه سر مهریه بنویسم و چک بگیرم خونتو ازاد میکنی و به من میگی برای طلاق بیا چک پس بده (بهانه اورد البته من فکر میکنم پدرش میخواد مبلغ تعیین نکنیم تا بتونه در اخرین لحظات کاردشو بیشتر به استخون برسونه و مبلغ ببره بالا). البته فراموش کره بود که من برای نوشتن همین توافقنامه رفته بودم شهرش. از اون روز تا الان هچ ارتباطی نداشتیم و من فکر میکنم چند روز قبل از جلسه مشاوره پیامی تهدید امیز مبنی بر فروش خونم از ایشون دریافت کنم تا مجبور بشم برم جلسه مشاوره اما پیش بینی میکنم اگر جلسه حاضر نشم ایشون شرایط واقعی بهتر درک میکنه.
گاهی روزهای تعطیل توخونه غذای جدید از اینترنت پیدا میکنم و درست میکنم. همه در دستور آشپزی میگن "نمک به میزان لازم". حالا این میزان لازم نمک برای من که مرد هستم واشپزی زیاد نمیدونم چقدر هست؟؟؟!! برای همین گاهی غذاهای جدید یا شور مشن یا بی نمک.
شما خیلی شبیه خانوم من حرف میزنید و اون هم شبیه شما!!! خوشحال میشم اگر به من کمک کنید و بگید در این مرحله خانوم من واقعا چی میخواد ؟ من چجوری باید برخورد کنم با جزئیات بگید. مرسی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)