
نوشته اصلی توسط
عطریاس
مادرعزیز ممنون از پاسخت
شمافکر میکنید این مشکلات دلیلی واسه جدایی نیست؟اگه من باکس دیگه ای هم ازدواج کرده بودم همین بودزندگیم؟میدونم گناهه مخصوصااالان که بادردارم ولی خیلی به این فک میکنم که اگه با خاستگاردیگه ای ازدواج کرده بودم شایدالان خیلی خوشبخت بودم ازین فکر خیلی بهم میریزم کلاازاول بارداریم حال جسمی وروحیم بده دیگه بااین رفتارا ی همسرم وبقیه بدترم وهمش گریه میکنم. اخه زندگی یه طرفه خیلی بده واین همون چیزیه که شوهرم میگه چرامابایدتنهاباشیم چرابقیه اینقدرداماددوستن شمانه ومامجبوریم تنهاباشیم دقیقا من همینکارومیکنم شایدماهی یه بارم همونبینیم بجزهمون ۲هفته، شوهرم هم میگه وطیفه مادردختره همه مامانا به بجشون کمک میکنن مادرتوچرااینطوریه.واینکه درست گفتید خیلی بمادرم وابسته بودم بدون نظرش یه کیف هم نمیخریدم ونطرش برام مهم بود اول ازدواجم باهمسرم خیلی بدرفتاری میکردم بخاطر اینکه حرفای مامانم روم اثرداشت ولی بعدازدواج خودموخیلی جمع وجورکردم
علاقه مندی ها (Bookmarks)