تشکرشده 2,355 در 760 پست
تشکرشده 7 در 5 پست
دوست عزيزم ممنونم به خاطر تعريفت از نام كاربريم. عزيزم مادر من هيچ وقت كسي نبوده و نيست كه يارگيري كنه يا بخواد پشت سر پدرم - با وجود تمامي بدي هايي كه در حقمون كرده - حرف بزنه (دقيقا بر عكس من. من معتقدم كسي كه بهت بدي مي كنه مستحق خوبي نيس) پدرم اخلاقي داره كه نمي تونيم به وسايلش دست بزنيم و چون حالت هاي روان پريشي داره مثلا شلوارش رو ميذاره وسط اتاق نشيمن و كسي اجازه نداره جيكش در بياد بگه لطفا اينو بردار يا آدم خودش بخواد برداره بذاره سر جاش. شما تصور بكن شلواري كه دو ماهه شسته نشده و كسي كه ازش استفاده كرده دو ماهه حموم نرفته شلوارش جلو چشمت و بوي شلوار هم توي دماغت باشه. خلاصه من مي خواستم شلوارش رو بردارم كه مادرم اجازه نداد گفت پدرت ديشب زياد سر حال نبود كاري به وسايلش نداشته باش. همين جمله كافيه تا من متوجه بشم چه خبر بوده و گير سه پيچ بدم براي كشف حقيقت و بيرون كشيدن حرف از دهن مادرم. تازه اين يك بار رو من متوجه نشدم ولي هر روز از اين اتفاقا تو خونه ما ميفته و من شاهدشون هستم.
گلم حرفات درسته و من مي تونم بگم تسليمم ولي خدا مي دونه ما چي كشيديم از دست پدرم. من بيش از سي ساله دارم كلاف سردرگم خونمون رو باز مي كنم و نتونستم. بيش از سي ساله كه بدو بدو كردم درد رو بفهمم، مشكل رو درك كنم، راهكار پيدا كنم و نتونستم. براي همين ديگه دنبال راه چاره نيستم، من به معناي واقعي كلمه پنجر شدم. خسته شدم. بيش تر از سي سال بخواي مشكلاتي كه يه نفر ايجاد كرده رو حل كني و نتوني هيچ، روز به روز بر مشكلاتي كه ايجاد مي كنه اضافه بشه.
عزيزم خدا نصيب هيشكي نكنه، وقتي كسي تو خونه هست كه از وقتي سه چهار سالت بوده خشونتش رو بر عليه خودت و ديگر اعضاي خانواده ديدي و ميبيني، وقتي خشونتي انجام بده نميتوني وايسي يه گوشه و تو هم ميري وسط معركه بلكه شانس بياري يكي دو تا از ضربه ها به تو بخوره نه به عزيزت. خون رو يكي ديگه را ميندازه و تو دفاع مي كني
Mvaz (یکشنبه 28 اردیبهشت 99)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)