به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 27

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    خیلی ممنونم آقای c.r.y.
    هرچی که از زندگی مشترک ما میگذره من هم بیشتر با تفاوت ها کنار میام و مدیریتش میکنم. اما بعضی کارهاشون و حرف هاشون رو نمیتونم فراموش کنم. یه جوری که انگار به رابطه ما زخم زده باشه و التیامش سخته. چاره چیه؟
    میخوام برای رهایی خودم همه رو فراموش کنم و اصلا وقت و بی وقت به یادم نیارم.
    متأسفانه این حس و حال روی رابطه من و همسرم هم گاهی تأثیر می ذاره. و عصبانیم میکنه و غرغروووو میشم. یه جوری ادامه ای این افکار تیشه به ریشه ی خود زدنه. از طرفی تغییر افکار تدریجیه و زمان بر.
    اگر نخوام کمال گرایی کنم میگم خب نمیشه یه شبه درست بشی از قسمت آسونش شروع کن از یه تغییر کوچک.
    شاید قدم اول نوشتن خاطرات منفی و واکاوی احساس و رفتارم باشه. ببینم واقعا چی منو ناراحت کرد و چه نیازی در من بود که برآورده نشد؟!
    به نظر میرسه اگر احساسات منفی گذشته ام رو واکاوی نکنم تا مدت ها اونهارو به دوش بکشم. ازین به بعد سعی میکنم تاپیک رو به این سمت ببرم که در مسیر واکاوی احساساتم اگر به سوالی برخوردم اینجا بپرسم. یعنی یکم جزئی تر بشه.
    در مورد مواظبت از نقش گفتید که هرکسی مایل هست تا نقشش رو ایفا کنه و دوست نداره اثرگذاریش رو از دست بده.
    من چند موردی که خیلی برام ناراحت کننده بود ( وقتی باهاش مواجه شدم) رو بررسی کردم. متوجه شدم تو اکثر اونها مادرشوهرم رو میبینم درحالی از ایفای نقش خودش فراتر رفته و این برای من یه حس بدی داشته. از این که مادرشوهرم نقش من رو پوشش بده خوشم نمیاد. اینجا دوتا مسأله برای من پیش میاد که دوست دارم برام روشن بشه.
    ـ آیا گاهی من خیلی حدومرز برای نزدیک شدن دیگران به سمت خودم تعیین میکنم؟ چرا و ریشه های این تمایل چیه؟
    ـ آیا مادرشوهرم گاهی بیش از حد و بدون توجه به علائم راهنمایی و رانندگی( بازخورد های اولیه من) وارد محدوده ی من میشه ؟ حالا من چیکار کنم؟
    توی پست بعدی سعی میکنم مثال بزنم.
    سپاس

  2. کاربر روبرو از پست مفید Eram تشکرکرده است .


  3. #2
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Eram نمایش پست ها

    خیلی ممنونم آقای c.r.y.
    هرچی که از زندگی مشترک ما میگذره من هم بیشتر با تفاوت ها کنار میام و مدیریتش میکنم. اما بعضی کارهاشون و حرف هاشون رو نمیتونم فراموش کنم. یه جوری که انگار به رابطه ما زخم زده باشه و التیامش سخته. چاره چیه؟
    میخوام برای رهایی خودم همه رو فراموش کنم و اصلا وقت و بی وقت به یادم نیارم.

    با سلام
    ممنون از پاسختون
    به نظرم چاره اینکه : گذشته را شخم نزنیم و نگران آینده نباشیم

    این یک دو سه روز نوبتِ عمر گذشت
    چون آب به جویبار و چون باد به دشت
    هرگز غمِ دو روز مرا یاد نگشت
    روزی که نیامده‌ست و روزی که گذشت



    ......................


    نقل قول نوشته اصلی توسط Eram نمایش پست ها
    متأسفانه این حس و حال روی رابطه من و همسرم هم گاهی تأثیر می ذاره. و عصبانیم میکنه و غرغروووو میشم. یه جوری ادامه ای این افکار تیشه به ریشه ی خود زدنه. از طرفی تغییر افکار تدریجیه و زمان بر.
    اگر نخوام کمال گرایی کنم میگم خب نمیشه یه شبه درست بشی از قسمت آسونش شروع کن از یه تغییر کوچک.


    بله خب طبیعی ست،،
    به نظرم پیشرفت برای ما باید هیجان انگیز باشه
    مثلا وقتی به کوه نرودی میریم نباید رسیدن به قله برای ما فقط شادی باشه ،،،
    بلکه مسیر کوه ، خطرات و سختی های کوه ، هم برای ما باید شادی باشه ،،این نگاه باعث میشه در برنامه ریزی های بلند مدت استقامت بهتری داشته باشیم ،،
    در واقع عشق ( هدف ما ) مرکب سفره ،،نه مفصد سفر




    ..............




    نقل قول نوشته اصلی توسط Eram نمایش پست ها

    شاید قدم اول نوشتن خاطرات منفی و واکاوی احساس و رفتارم باشه. ببینم واقعا چی منو ناراحت کرد و چه نیازی در من بود که برآورده نشد؟!
    به نظر میرسه اگر احساسات منفی گذشته ام رو واکاوی نکنم تا مدت ها اونهارو به دوش بکشم. ازین به بعد سعی میکنم تاپیک رو به این سمت ببرم که در مسیر واکاوی احساساتم اگر به سوالی برخوردم اینجا بپرسم. یعنی یکم جزئی تر بشه.

    خیلی خوبه
    تو کاغد بنویسید ،،همه آدم ها باید یه پارکینگی داشته باشند ،،پارکینگی که غم و غصه های خودشون را خالی کنند
    نوشتن کمک خوبی می کنه
    کتال " بنویس تا اتفاق بیافتد " را بخونید ، کمکتون می کنه .


    .......................



    نقل قول نوشته اصلی توسط Eram نمایش پست ها

    در مورد مواظبت از نقش گفتید که هرکسی مایل هست تا نقشش رو ایفا کنه و دوست نداره اثرگذاریش رو از دست بده.
    من چند موردی که خیلی برام ناراحت کننده بود ( وقتی باهاش مواجه شدم) رو بررسی کردم. متوجه شدم تو اکثر اونها مادرشوهرم رو میبینم درحالی از ایفای نقش خودش فراتر رفته و این برای من یه حس بدی داشته. از این که مادرشوهرم نقش من رو پوشش بده خوشم نمیاد. اینجا دوتا مسأله برای من پیش میاد که دوست دارم برام روشن بشه.
    ـ آیا گاهی من خیلی حدومرز برای نزدیک شدن دیگران به سمت خودم تعیین میکنم؟ چرا و ریشه های این تمایل چیه؟
    ـ آیا مادرشوهرم گاهی بیش از حد و بدون توجه به علائم راهنمایی و رانندگی( بازخورد های اولیه من) وارد محدوده ی من میشه ؟ حالا من چیکار کنم؟
    سپاس



    من نمی دونم رفت و آمد شما با خانواده همسرتون ( مادر شوهر ) چطوری هست ،،آیا جوری هست که منزلتون به ایشون نزدیکه و این دید و بازدید ها خیلی زیاده یا خیر ،،
    سیستم مادر شوهر و عروس مخصوصا در نسل ما جوری هست که اگه منزلشون از هم دورتر باشه و یا مدیریت بهتری در رفت وآمد داشته باشند بهتره ،،
    مثلا به جای اینکه هفته ای سه با برن پیش مادر شوهر ،،هفته ای یه بار برن و دوبار زنگ بزنند !
    حالا اگه اون هفته ای یه بار ، یا 10 روز یه بار که ، میرن پیش مادر شوهر ،،بذارید مادرشوهر با کامیون سواری کنه و اگه هم وارد محدوده شما شد بذارید بیاد ،،چه اشکالی داره :))
    تو پست قبلی خدمتتون گفتم یه چیز بالینی هست بیشترش ،،، و گاهی هم عدم مهارت های ارتباطی طرفین.
    بعضی موقع زودرنجی و کمال گرایی تاثیر داره ( چه مادر زن - چه مادر شوهر - چه عروس و دوماد و...) ،،که باید برطرف بشه .


    ببنید خانم ارم سه تا تکنیک هست که کمک می کنه در مسائل :
    - تکنیک حل
    - تکنیک هضم
    - تکنیک حذف


    بهترین راه حل ، حل مساله ست -
    اگه حل مسئله را نتونستیم و یا دچار محدودیت ها یی به ناچار شدیم ، هضم هست که کمک می کنه
    تکنیک حذف ، تکنیکی هست که بیشتر ماها میریم دنبال این یعنی به جای حل و هضم ،طرف را حذف می کنیم :)
    مادر شوهر - مادر زن ، عروس ، داماد جزئی از خانوده اصلی هستند ،،پس باید ، یا مساله را حل کنیم یا هضم کنیم .
    هضم یعنی بپذیریم یه شخصیتی با همچین مشخصه ای ( با الگوهای تربیتی و رفتاری که سال ها در او ایجاد شده ) وجود داره و قرار نیست طبق بایدها و نباید های ما عمل کنه .

    ​
    ​​​
    ویرایش توسط باغبان : چهارشنبه 13 فروردین 99 در ساعت 19:08


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.