سلام من پست اول شما رو خوندم و من رو ببخشید که کمی تند می نویسم
مگه شما عروسک خریدید که اینطور در مورد ایشون صحبت می کنید ؟
مگه قراره ایشون فقط برای شما جذا بیت جنسی تعریف بشه که شما حتی مدل لباس یا رنگ موی ایشون رو تعیین می کنید و اگر خلاف خواسته اتون باشه ناراحت میشید ؟
ازدواج یه تعهده اما بردگی و بندگی نیست
باز هم ببخشید که کمی تند می نویسم اما وای بر این خانم که چنین توقعاتی رو از شما بپذیره
مطمئنا شما از روز اول دانسته به خواستگاری ایشون رفتید و ایشون رو دیدید و پوشش ایشون و خانواده اشون رو دیدید ... هنوز نامزدید اما برای ایشون تعیین تکلیف میکنید که چون من رنگ موهات رو دوست دارم ( دقت کنید من ...من دوست دارم)پس رنگ موهات رو تغییر نده و ایشون هم (به گمان من ) از سر بچگی و سادگی قبول می کنند اما بعدش چی ....واضحه که از قولی که به شما دادن پشیمون میشن چون آزادی برترین موهبتی است که خداوند به انسان داده
و البته واضحه که منظورم از آزادی هرج و مرج نیست و اون بحث قدیمی و نخ نمای این که آزادی با اخلاقیات در تناقض یا رو بروی هم قرار می گیرند رو هم کاری ندارم
.
برای بار چندم ازتون عذر میخوام که تند نوشتم
برادر من ...با آدمی که سر مسائل سطحی و ساده هم چالش دارید چه طور میخواهید یه عمر سر کنید
آیا می تونید ایشون رو در بند بکشید که فقط در سیطره شما باشند ؟
آیا ایشون قبول میکنه مثل یه عروسک تو دست شما باشه؟
چند سال بعد که این خانم طراوت و زیبایی روز اول رو نداره شما به امید چه چیزی میخواهید از این که خلاف خواسته شما عمل کنه بگذرید ؟(البته با فرض این که شما بخواهید با همین رویه ادامه بدید )
من تجربه تقریبا مشابهی داشتم
الان متن شما رو خوندم و یاد خودم افتادم که چه طور برای همسرم به آب و آتش می زدم و همیشه مطابق میل ایشون بودم
و چه اشتباه بزرگی ....
چون خودم رو همیشه نادیده میگرفتم و این حس نادیده گرفته شدن رو با عشق او ، تحمل میکردم
اما چه اشتباهی
این ره به ناکجا خواهد رفت








علاقه مندی ها (Bookmarks)