به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 23

Hybrid View

  1. #1
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    افکار وکشش شما کاملا احساسی ،نسنجیده،تائید طلبانه منفی وکشش جنسی هست.

    شما هزاربارهم بگوئی قصد غیر اخلاقی از صمیمیت با ایشان ندارید قانون طبیعت را نمی توانید عوض کنید‌.تحقیقات علمی ثابت کرده که حتی دوتار موی دوجنس متفاوت در مجاورت هم به مرور ربایشی مثل جذب آهنربائی پیدا میکنند ومستند علمی آن از تلویزیون هم پخش شد که همین را آزمایش کرده بودند.
    وقتی طبیعت زن ومرد به گونه ای آفریده شده که در مجاورت مستمر کششهای جنسی غلبه می کند ومردان بخاطر طبیعتشون مهار این کشش وتلاش نکردن برای برقراری رابطه جنسی نه تنها براشون سخت بلکه حتی آسیب جسمی وروحی دارد که مستمر در معرض تحریکات واثر ترشحات دوپامینی باشند وامتناع از ارضاء داشته باشند..‌که هم از نظر ارولوژی دچار آسیب می شوند هم روحی وروانی....چگونه میتواند ادعا کندکه میتواند خود را حفظ کند.
    یکی از مهمترین حکمت های حجاب برای زنان وحفظ نگاه از سوی مردان وپرهیز از اختلاط جلوگیری از همین آسیب هاست.
    چطور شما تصور میکنید فقط با یک توجیه ذهنی اینکه نیت جنسی ندارید وغفلت از اینکه حتی کشش بر تصاحب ارتباطی با ایشان واحساس قدرت از برقراری رابطه صمیمانه هم از نظر علمی ریشه جنسیتی دارد می توانید روی قواعد وقوانین طبیعی پا بگذارید؟!!!!
    راه درست وسالم برای شما یا اقدام رسمی به خواستگاری وتصمیم به ازدواج است. یا دوری از ایشان اگر حتی شده تغییر محیط کار وکظم عین یعنی حفظ نگاه است.
    توجه شما به ظاهر وظرافت های اندامی وی مصداق عدم حفظ نگاه است ودر اصطلاح عامیانه به آن چشم چرانی می گویند که عاقبتش همین وضعیتیست که شما دچار شده اید .

    عدم حفظ نگاه که خداوند بسیار برآن برای مردان تاکید کرده باعث غلبه وطغیان غریزه بر اراده وعقل فرد می گردد تا آنجا که خودخواهانه به سوی سوژه می روند وحتی در شرایط فرهنگی آزاد مثل غرب گاه منجر به تجاوز می شود.
    بی پرده باید بگویم شما در شرایط غلبه غریزه هستید ومواظب طغیان آن باشید که باعث رفتارهائی می شود که هم مشکل ساز است هم موقعیتتان را به خطر می اندازد.
    کلا شما بسیار به کنترل نگاه نیاز دارید...پاشنه آشیل شما همین است.
    تمرین وتمرین وتمرین در این جهت که حتی از تصاویر عکس وفیلم زن وقتی جلب توجهتان می کند پرهیز کنید.

  2. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    نیکیا (یکشنبه 06 مرداد 98)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آبان 00 [ 22:47]
    تاریخ عضویت
    1394-11-20
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    5,288
    سطح
    46
    Points: 5,288, Level: 46
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 8 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    افکار وکشش شما کاملا احساسی ،نسنجیده،تائید طلبانه منفی وکشش جنسی هست.

    شما هزاربارهم بگوئی قصد غیر اخلاقی از صمیمیت با ایشان ندارید قانون طبیعت را نمی توانید عوض کنید‌.تحقیقات علمی ثابت کرده که حتی دوتار موی دوجنس متفاوت در مجاورت هم به مرور ربایشی مثل جذب آهنربائی پیدا میکنند ومستند علمی آن از تلویزیون هم پخش شد که همین را آزمایش کرده بودند.
    وقتی طبیعت زن ومرد به گونه ای آفریده شده که در مجاورت مستمر کششهای جنسی غلبه می کند ومردان بخاطر طبیعتشون مهار این کشش وتلاش نکردن برای برقراری رابطه جنسی نه تنها براشون سخت بلکه حتی آسیب جسمی وروحی دارد که مستمر در معرض تحریکات واثر ترشحات دوپامینی باشند وامتناع از ارضاء داشته باشند..‌که هم از نظر ارولوژی دچار آسیب می شوند هم روحی وروانی....چگونه میتواند ادعا کندکه میتواند خود را حفظ کند.
    یکی از مهمترین حکمت های حجاب برای زنان وحفظ نگاه از سوی مردان وپرهیز از اختلاط جلوگیری از همین آسیب هاست.
    چطور شما تصور میکنید فقط با یک توجیه ذهنی اینکه نیت جنسی ندارید وغفلت از اینکه حتی کشش بر تصاحب ارتباطی با ایشان واحساس قدرت از برقراری رابطه صمیمانه هم از نظر علمی ریشه جنسیتی دارد می توانید روی قواعد وقوانین طبیعی پا بگذارید؟!!!!
    راه درست وسالم برای شما یا اقدام رسمی به خواستگاری وتصمیم به ازدواج است. یا دوری از ایشان اگر حتی شده تغییر محیط کار وکظم عین یعنی حفظ نگاه است.
    توجه شما به ظاهر وظرافت های اندامی وی مصداق عدم حفظ نگاه است ودر اصطلاح عامیانه به آن چشم چرانی می گویند که عاقبتش همین وضعیتیست که شما دچار شده اید .

    عدم حفظ نگاه که خداوند بسیار برآن برای مردان تاکید کرده باعث غلبه وطغیان غریزه بر اراده وعقل فرد می گردد تا آنجا که خودخواهانه به سوی سوژه می روند وحتی در شرایط فرهنگی آزاد مثل غرب گاه منجر به تجاوز می شود.
    بی پرده باید بگویم شما در شرایط غلبه غریزه هستید ومواظب طغیان آن باشید که باعث رفتارهائی می شود که هم مشکل ساز است هم موقعیتتان را به خطر می اندازد.
    کلا شما بسیار به کنترل نگاه نیاز دارید...پاشنه آشیل شما همین است.
    تمرین وتمرین وتمرین در این جهت که حتی از تصاویر عکس وفیلم زن وقتی جلب توجهتان می کند پرهیز کنید.
    با یه قسمت هایی از حرفاتون موافقم ولی با همشون نه. اینطوری که شما فرمودین پس با این حساب جنس مذکر یه موجودی هست که همیشه باید حس جنسی و ابراز احساسات خودشو سرکوب کنه. به نظرم قضیه فقط با کنترل نگاه مرد حل نمیشه. خیلی از آدما تو یه موقعیتی از ظاهر یک خانم خوششان می آید و با بررسی بقیه موارد طرف مقابل به خواستگاری میرن. اینطوری که شما میگی هیشکی نباید به قصد دوست داشتن به بقیه نگاه کنه.
    پوشش ایشون تو محل کار جلف نیس ولی خب لباس هایی که میپوشن هر کسی نگاشون کنه ظاهر و اندامشون جلب توجه میکنه. شاید یه دختر دیگه همون لباسا رو بپوشه اصلا جلب توجه نکنه ولی خب به خاطر اندام ایشون اینطوریه .
    من منکر این نیستم و شاید به قول شما همون غریزه باعث شده من جذب ایشون بشم.
    آدمم تا یه حدی میتونه نگاه نکنه ولی خب جایی که مجبوریم با هم کار کنیم ناخودگاه چشم آدم میوفته به ظاهر طرف مقابل.
    کنترل نگاه رو قبول دارم ولی اینکه شغل رو تغییر بدیم روش خوبی نیس به نظرم چون اینجا نباشه شاید یه جای دیگه دوباره همین اتفاق بیوفته.

    این چند روزه یه ذره که دقیق فکر کردم به این نتیجه رسیدم که شاید عدم تمایل من به تشکیل زندگی با ایشون به خاطر بعضی رفتارهاشون هست که البته شاید اقتضای سنشون باشه.
    ایشون خیلی مبادی آداب هستن و معاشرت خوبی دارن با همه ولی خب به عنوان مثلا کلا تن صدای بلندی دارن و انگار دست خودشون هم نیس یا اینکه بلند میخندن. یا مثلا یه وقتایی حین صحبت راجع به موضوع خاص بعضی جمله ها رو خیلی تند و زمخت مطرح میکنن و ظرافت زنانه به خرج نمیدن.
    یه حسی هم بهم میگه که خیلی درصد کمی کله شق باشن توی بحث و جدل و زیاد منعطف نیستن. البته اطمینان کامل ندارم راجع به این مورد ولی حدس میزنم.
    یه چیزی هم درگوشی بگم اینه که چند وقت قبل خواستم نظر ایشون رو راجع به ازدواج محک بزنم و به صورت آنلاین ولی ناشناس ازشون خواستم که تمایل به ازدواج دارن یا نه اول پرسیدن که کی هستم و من گفتم یه دوست مشترک معرفی کرده بعد نه گذاشت نه برداشت پشت سر هم پرسید خونه دارید، ماشین دارید و....
    در حالی که میتونست بحث رو یه جور دیگه شروع کنه. یعنی یه جورایی هنوز اخلاق و رفتار طرف رو نشناخته داره دو دو تا چارتا میکنه که از لحاظ مالی میصرفه بهش یا نه.
    این موضوع جالب نبود واسم و شایدم بی تاثیر نبوده رو اینکه به جدیت کامل راغب به پا پیش گذاشتن نباشم

  4. 3 کاربر از پست مفید mehrdad.mp تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (جمعه 04 مرداد 98), نیکیا (یکشنبه 06 مرداد 98), مدیرهمدردی (جمعه 11 مرداد 98)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 خرداد 05 [ 19:34]
    تاریخ عضویت
    1398-1-10
    نوشته ها
    813
    امتیاز
    25,716
    سطح
    96
    Points: 25,716, Level: 96
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 634
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,748

    تشکرشده 1,848 در 755 پست

    Rep Power
    181
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mehrdad.mp نمایش پست ها
    با یه قسمت هایی از حرفاتون موافقم ولی با همشون نه. اینطوری که شما فرمودین پس با این حساب جنس مذکر یه موجودی هست که همیشه باید حس جنسی و ابراز احساسات خودشو سرکوب کنه. به نظرم قضیه فقط با کنترل نگاه مرد حل نمیشه. خیلی از آدما تو یه موقعیتی از ظاهر یک خانم خوششان می آید و با بررسی بقیه موارد طرف مقابل به خواستگاری میرن. اینطوری که شما میگی هیشکی نباید به قصد دوست داشتن به بقیه نگاه کنه.
    پوشش ایشون تو محل کار جلف نیس ولی خب لباس هایی که میپوشن هر کسی نگاشون کنه ظاهر و اندامشون جلب توجه میکنه. شاید یه دختر دیگه همون لباسا رو بپوشه اصلا جلب توجه نکنه ولی خب به خاطر اندام ایشون اینطوریه .
    من منکر این نیستم و شاید به قول شما همون غریزه باعث شده من جذب ایشون بشم.
    آدمم تا یه حدی میتونه نگاه نکنه ولی خب جایی که مجبوریم با هم کار کنیم ناخودگاه چشم آدم میوفته به ظاهر طرف مقابل.
    کنترل نگاه رو قبول دارم ولی اینکه شغل رو تغییر بدیم روش خوبی نیس به نظرم چون اینجا نباشه شاید یه جای دیگه دوباره همین اتفاق بیوفته.

    این چند روزه یه ذره که دقیق فکر کردم به این نتیجه رسیدم که شاید عدم تمایل من به تشکیل زندگی با ایشون به خاطر بعضی رفتارهاشون هست که البته شاید اقتضای سنشون باشه.
    ایشون خیلی مبادی آداب هستن و معاشرت خوبی دارن با همه ولی خب به عنوان مثلا کلا تن صدای بلندی دارن و انگار دست خودشون هم نیس یا اینکه بلند میخندن. یا مثلا یه وقتایی حین صحبت راجع به موضوع خاص بعضی جمله ها رو خیلی تند و زمخت مطرح میکنن و ظرافت زنانه به خرج نمیدن.
    یه حسی هم بهم میگه که خیلی درصد کمی کله شق باشن توی بحث و جدل و زیاد منعطف نیستن. البته اطمینان کامل ندارم راجع به این مورد ولی حدس میزنم.
    یه چیزی هم درگوشی بگم اینه که چند وقت قبل خواستم نظر ایشون رو راجع به ازدواج محک بزنم و به صورت آنلاین ولی ناشناس ازشون خواستم که تمایل به ازدواج دارن یا نه اول پرسیدن که کی هستم و من گفتم یه دوست مشترک معرفی کرده بعد نه گذاشت نه برداشت پشت سر هم پرسید خونه دارید، ماشین دارید و....
    در حالی که میتونست بحث رو یه جور دیگه شروع کنه. یعنی یه جورایی هنوز اخلاق و رفتار طرف رو نشناخته داره دو دو تا چارتا میکنه که از لحاظ مالی میصرفه بهش یا نه.
    این موضوع جالب نبود واسم و شایدم بی تاثیر نبوده رو اینکه به جدیت کامل راغب به پا پیش گذاشتن نباشم

    سلام

    حرف من به موضوع شما مرتبط نیست، ولی از صحبت های شما متوجه شدم برای ازدواج خیلی کار داری، بخش بزرگی از ازدواج به شناخت بر میگرده. شناخت از خودت، از طرفت از خانواده ها و فرهنگ ها و غیره . بخش دیگری اش به مهارت بر میگرده. مهارت صحبت؛ مهارت خواستگاری صحیح، مهارت شناخت پیدا کردن. از همه مهمتر مهارت مشاوره و گوش دادن به حرف با تجربه ها.

    شما نه تنها برای ازدواج، بلکه برای همه ارکان زندگی ات نیاز به داشتن شناخت دقییقی از خودت که هستی فکر میکنم مثل من خیلی تو این زمینه جای کار داری.


    هر چند که روش شناخت پیدا کردن شما از اون خانم رو نپسنیدیم ولی الان که نظرت راحع به ازدواج با ایشون منتفیه، سعی کن از تکنینک های سلف کنترل ( خود کنترلی) برای مواجه شدن با چنین موقعیت هایی استفاده کنی. تا شما رو از جاده اصلی زندگی ات هر چند برای مدت کوتاه خارج نکنه.

    در مورد دوستی و غیره هم سعی کن ابدا بهش فکر نکنی. حرف های مشاور سایت رو هم که بهت گفت یه بار دیگه با تامل بخون.



    تو همدردی فراوان تاپیک هایی هست که روش های غیر ازدواجی را برای برطرف کردن نیاز های انسان مطرود میشمارد. سعی کن اون ها رو مطالعه کنی. مثل :

    http://www.hamdardi.net/thread-17296.html
    ویرایش توسط Mvaz : پنجشنبه 03 مرداد 98 در ساعت 22:19

  6. 5 کاربر از پست مفید Mvaz تشکرکرده اند .

    ammin (شنبه 05 مرداد 98), mehrdad.mp (جمعه 04 مرداد 98), فرشته مهربان (جمعه 04 مرداد 98), نیکیا (یکشنبه 06 مرداد 98), مدیرهمدردی (جمعه 11 مرداد 98)

  7. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آبان 00 [ 22:47]
    تاریخ عضویت
    1394-11-20
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    5,288
    سطح
    46
    Points: 5,288, Level: 46
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 8 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Mvaz نمایش پست ها
    سلام

    حرف من به موضوع شما مرتبط نیست، ولی از صحبت های شما متوجه شدم برای ازدواج خیلی کار داری، بخش بزرگی از ازدواج به شناخت بر میگرده. شناخت از خودت، از طرفت از خانواده ها و فرهنگ ها و غیره . بخش دیگری اش به مهارت بر میگرده. مهارت صحبت؛ مهارت خواستگاری صحیح، مهارت شناخت پیدا کردن. از همه مهمتر مهارت مشاوره و گوش دادن به حرف با تجربه ها.

    شما نه تنها برای ازدواج، بلکه برای همه ارکان زندگی ات نیاز به داشتن شناخت دقییقی از خودت که هستی فکر میکنم مثل من خیلی تو این زمینه جای کار داری.


    هر چند که روش شناخت پیدا کردن شما از اون خانم رو نپسنیدیم ولی الان که نظرت راحع به ازدواج با ایشون منتفیه، سعی کن از تکنینک های سلف کنترل ( خود کنترلی) برای مواجه شدن با چنین موقعیت هایی استفاده کنی. تا شما رو از جاده اصلی زندگی ات هر چند برای مدت کوتاه خارج نکنه.

    در مورد دوستی و غیره هم سعی کن ابدا بهش فکر نکنی. حرف های مشاور سایت رو هم که بهت گفت یه بار دیگه با تامل بخون.



    تو همدردی فراوان تاپیک هایی هست که روش های غیر ازدواجی را برای برطرف کردن نیاز های انسان مطرود میشمارد. سعی کن اون ها رو مطالعه کنی. مثل :

    http://www.hamdardi.net/thread-17296.html
    ممنونم.
    ببینید من تقریبا میدونم مشکل من از کجا نشات میگیره و تلاش هم میکنم که کنترلش کنم ولی بعضی وقتا واقعا عاجزم ازش.
    30 رو که رد کردم ، یه دغدغه فکری خیلی بدی که پیدا کردم اینه که تمایل به ارتباط با تیپ های مختلفی از جنس مخالف بیشتر شده. میدونم که هیشکی قادر نیس با همه تیپ دختری ارتباط داشته باشه ولی یه حس بدی از وجودم تمایل داره با یک جنس مخالف که مشخصات ظاهری مورد پسند منو داشته باشه رابطه صمیمی داشته باشم حتی برای مدت زمان خیلی کوتاه ولی بالاخره اون رابطه رو شکل بدم .
    میدونم که این راه ته نداره و چشم و دل عادم هیچ وقت سیر نمیشه و میدونمم که راهش به قول شما کنترل نگاه یا کنترل خودمه ، این در حرف آسونه ولی در عمل برای من خیلی سخته
    همش میترسم ازدواج کنم ولی بعدا دچار حس تنوع طلبی بشم و زندگیم نابود بشه. میگم قبل ازدواج این مشکل رو حل کنم خیلی بهتره.

    استرس اینو دارم که نکنه همسر آینده ام با اینکه اخلاقش خوب باشه ولی اندامش مورد پسند من نباشه . غیر قابل تغییر بودن این وضعیت حتی بیشتر نگرانم میکنه. چون بر فرض شاید بشه اخلاق یک شخصی رو تغییر داد ولی خب مشخصه های ظاهری رو نمیشه. با این دلایل بیهوده خودم رو توجیه میکنم که اگه قبل ازدواج تجربه های متفاوتی از ارتباط با افراد مختلف داشته باشم دیگه بعد ازدواج لااقل افسوس نمیخورم که تجربه نکردم.
    نمیدونم شاید دلیلش این بوده که تو سال های گذشته مشغول تحصیل و کار بودم یا محدودیت داشتم و الان که سنم میگذره یه احساس کمبود می کنم که چرا تو گذشته این تجربه ها رو نکردم و الان که وقت میگذره باید جبران کنم.
    الان که اینا رو مینویسم از صمیم قلب برای خودم افسوس میخورم.
    شاید اگه یه لحظه خودتون رو بذارید جای من بتونید شرایطم رو درک کنید.
    ببخشید از موضوع تاپیک یکم حاشیه رفتم

  8. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 31 تیر 04 [ 16:23]
    تاریخ عضویت
    1397-1-08
    نوشته ها
    150
    امتیاز
    8,453
    سطح
    62
    Points: 8,453, Level: 62
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 297
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    233

    تشکرشده 371 در 127 پست

    Rep Power
    42
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mehrdad.mp نمایش پست ها
    ممنونم.
    ببینید من تقریبا میدونم مشکل من از کجا نشات میگیره و تلاش هم میکنم که کنترلش کنم ولی بعضی وقتا واقعا عاجزم ازش.
    30 رو که رد کردم ، یه دغدغه فکری خیلی بدی که پیدا کردم اینه که تمایل به ارتباط با تیپ های مختلفی از جنس مخالف بیشتر شده. میدونم که هیشکی قادر نیس با همه تیپ دختری ارتباط داشته باشه ولی یه حس بدی از وجودم تمایل داره با یک جنس مخالف که مشخصات ظاهری مورد پسند منو داشته باشه رابطه صمیمی داشته باشم حتی برای مدت زمان خیلی کوتاه ولی بالاخره اون رابطه رو شکل بدم .
    میدونم که این راه ته نداره و چشم و دل عادم هیچ وقت سیر نمیشه و میدونمم که راهش به قول شما کنترل نگاه یا کنترل خودمه ، این در حرف آسونه ولی در عمل برای من خیلی سخته
    همش میترسم ازدواج کنم ولی بعدا دچار حس تنوع طلبی بشم و زندگیم نابود بشه. میگم قبل ازدواج این مشکل رو حل کنم خیلی بهتره.
    ببین احساست چیز عجیب غریبی نیست. یه جو بدی تو جامعه ایجاد شده که هرکی دختربازتر و پسربازتر باشه رو خیلی خفن و کاردرست میدونن و آدمایی که کم رابطه داشتن یا اصلا رابطه نداشتن رو ساده و امل و عقب مونده. الانم شما 30 سالگی رو رد کردی و فکر میکنی آنچنان که باید ارتباط نداشتی با دخترا. ولی مسئله اینجاس که تنوع طلبی چیزی نیست که با امتحان کردنش بتونی ازش فرار کنی، در واقع بدترش میکنی! و اگر هم تا بحال همچین حالتی نداشتی بهش دچار میشی! اینارو باید بشینی با خودت حل کنی. هدفت از رابطه با اون دختر چیه؟ اگر قصد ازدواج داری همون اول بهش بگو. اگر قصد دوستی ساده داری همون اول بهش بگو. اگر قصد دوستی غیرساده! داری بازم همون اول بهش بگو. شاید هر کدوم از این موارد رو قبول نکنه. اشکالی نداره. همه مدل آدمی تو جامعه پیدا میشه و بالاخره کسی پیدا میشه که مطابق معیار و خواسته ی تو از رابطه باشه. ولی بالاغیرتا دروغ نگو، امید واهی نده، اگر قصد ازدواج نداری قول ازدواج نده. هر برنامه ای داری همون اول بگو. وارد رابطه شدن اشکالی نداره به شرط اینکه از همون اول تکلیف نوع اون رابطه معلوم باشه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط mehrdad.mp نمایش پست ها
    استرس اینو دارم که نکنه همسر آینده ام با اینکه اخلاقش خوب باشه ولی اندامش مورد پسند من نباشه . غیر قابل تغییر بودن این وضعیت حتی بیشتر نگرانم میکنه. چون بر فرض شاید بشه اخلاق یک شخصی رو تغییر داد ولی خب مشخصه های ظاهری رو نمیشه.
    خوب این دیگه استرس نداره همسر آیندتو کسی انتخاب کن که معیارای مهمتو داشته باشه. و اتفاقا نه تنها اندام، بلکه اخلاق کسی که شخصیتش دیگه شکل گرفته رو نمیشه تغییر داد! اصلا به امید تغییر هیچکس نباش. حتی خودت! خودت هم تغییر نمیکنی در این رابطه هم به کسی قول و وعده نده.

    نقل قول نوشته اصلی توسط mehrdad.mp نمایش پست ها
    نمیدونم شاید دلیلش این بوده که تو سال های گذشته مشغول تحصیل و کار بودم یا محدودیت داشتم و الان که سنم میگذره یه احساس کمبود می کنم که چرا تو گذشته این تجربه ها رو نکردم و الان که وقت میگذره باید جبران کنم.
    الان که اینا رو مینویسم از صمیم قلب برای خودم افسوس میخورم.
    شاید اگه یه لحظه خودتون رو بذارید جای من بتونید شرایطم رو درک کنید.
    ببخشید از موضوع تاپیک یکم حاشیه رفتم
    تنها بودن حداقل یه نکته ی مثبت داره اونم اینکه پولت تو جیبت میمونه و وقتت با آدمای نامناسب هدر نمیره. من حتی لازم نیست خودمو بذارم جات بلکه شرایطم کاملا مشابه شرایط توئه و ای بسا بدتر. پس هرچیزی که میگی و همه ی حرفات رو قبلا خودم کلی بهش فکر کردم

  9. کاربر روبرو از پست مفید scarface تشکرکرده است .

    mehrdad.mp (شنبه 05 مرداد 98)

  10. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آبان 00 [ 22:47]
    تاریخ عضویت
    1394-11-20
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    5,288
    سطح
    46
    Points: 5,288, Level: 46
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 8 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط scarface نمایش پست ها
    ببین احساست چیز عجیب غریبی نیست. یه جو بدی تو جامعه ایجاد شده که هرکی دختربازتر و پسربازتر باشه رو خیلی خفن و کاردرست میدونن و آدمایی که کم رابطه داشتن یا اصلا رابطه نداشتن رو ساده و امل و عقب مونده. الانم شما 30 سالگی رو رد کردی و فکر میکنی آنچنان که باید ارتباط نداشتی با دخترا. ولی مسئله اینجاس که تنوع طلبی چیزی نیست که با امتحان کردنش بتونی ازش فرار کنی، در واقع بدترش میکنی! و اگر هم تا بحال همچین حالتی نداشتی بهش دچار میشی! اینارو باید بشینی با خودت حل کنی. هدفت از رابطه با اون دختر چیه؟ اگر قصد ازدواج داری همون اول بهش بگو. اگر قصد دوستی ساده داری همون اول بهش بگو. اگر قصد دوستی غیرساده! داری بازم همون اول بهش بگو. شاید هر کدوم از این موارد رو قبول نکنه. اشکالی نداره. همه مدل آدمی تو جامعه پیدا میشه و بالاخره کسی پیدا میشه که مطابق معیار و خواسته ی تو از رابطه باشه. ولی بالاغیرتا دروغ نگو، امید واهی نده، اگر قصد ازدواج نداری قول ازدواج نده. هر برنامه ای داری همون اول بگو. وارد رابطه شدن اشکالی نداره به شرط اینکه از همون اول تکلیف نوع اون رابطه معلوم باشه.



    خوب این دیگه استرس نداره همسر آیندتو کسی انتخاب کن که معیارای مهمتو داشته باشه. و اتفاقا نه تنها اندام، بلکه اخلاق کسی که شخصیتش دیگه شکل گرفته رو نمیشه تغییر داد! اصلا به امید تغییر هیچکس نباش. حتی خودت! خودت هم تغییر نمیکنی در این رابطه هم به کسی قول و وعده نده.



    تنها بودن حداقل یه نکته ی مثبت داره اونم اینکه پولت تو جیبت میمونه و وقتت با آدمای نامناسب هدر نمیره. من حتی لازم نیست خودمو بذارم جات بلکه شرایطم کاملا مشابه شرایط توئه و ای بسا بدتر. پس هرچیزی که میگی و همه ی حرفات رو قبلا خودم کلی بهش فکر کردم
    بله درسته . الان تو جامعه ضد ارزش ها جای ارزش ها رو گرفتن.
    من میخوام که طبق معیار های خودم انتخاب کنم ولی طبق اون توضیحاتی که تو پست قبلی دادم واقعا سخته

  11. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 آذر 00 [ 21:47]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    421
    امتیاز
    12,188
    سطح
    72
    Points: 12,188, Level: 72
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 262
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 635 در 275 پست

    Rep Power
    70
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mehrdad.mp نمایش پست ها
    ممنونم.
    ببینید من تقریبا میدونم مشکل من از کجا نشات میگیره و تلاش هم میکنم که کنترلش کنم ولی بعضی وقتا واقعا عاجزم ازش.
    30 رو که رد کردم ، یه دغدغه فکری خیلی بدی که پیدا کردم اینه که تمایل به ارتباط با تیپ های مختلفی از جنس مخالف بیشتر شده. میدونم که هیشکی قادر نیس با همه تیپ دختری ارتباط داشته باشه ولی یه حس بدی از وجودم تمایل داره با یک جنس مخالف که مشخصات ظاهری مورد پسند منو داشته باشه رابطه صمیمی داشته باشم حتی برای مدت زمان خیلی کوتاه ولی بالاخره اون رابطه رو شکل بدم .
    میدونم که این راه ته نداره و چشم و دل عادم هیچ وقت سیر نمیشه و میدونمم که راهش به قول شما کنترل نگاه یا کنترل خودمه ، این در حرف آسونه ولی در عمل برای من خیلی سخته
    همش میترسم ازدواج کنم ولی بعدا دچار حس تنوع طلبی بشم و زندگیم نابود بشه. میگم قبل ازدواج این مشکل رو حل کنم خیلی بهتره.

    استرس اینو دارم که نکنه همسر آینده ام با اینکه اخلاقش خوب باشه ولی اندامش مورد پسند من نباشه . غیر قابل تغییر بودن این وضعیت حتی بیشتر نگرانم میکنه. چون بر فرض شاید بشه اخلاق یک شخصی رو تغییر داد ولی خب مشخصه های ظاهری رو نمیشه. با این دلایل بیهوده خودم رو توجیه میکنم که اگه قبل ازدواج تجربه های متفاوتی از ارتباط با افراد مختلف داشته باشم دیگه بعد ازدواج لااقل افسوس نمیخورم که تجربه نکردم.
    نمیدونم شاید دلیلش این بوده که تو سال های گذشته مشغول تحصیل و کار بودم یا محدودیت داشتم و الان که سنم میگذره یه احساس کمبود می کنم که چرا تو گذشته این تجربه ها رو نکردم و الان که وقت میگذره باید جبران کنم.
    الان که اینا رو مینویسم از صمیم قلب برای خودم افسوس میخورم.
    شاید اگه یه لحظه خودتون رو بذارید جای من بتونید شرایطم رو درک کنید.
    ببخشید از موضوع تاپیک یکم حاشیه رفتم
    اینو قبول کنید که کسی 100 در 100 منطبق با ایده آل های شما بیدا نمیشه مگه اینکه علم اینقدر بیشرفت کنه که بشه سفارش داد و براتون همون چیزی که میخوای بزنن ولی این دلیل نمیشه که دنبال خواسته ات و رسیدن به ایده أل ههای ذهنی ات نباشی
    ولی این که میگی تحربه های مختلف داشته باشیو متوجه نمیشم یا کسیو می بسندی یا نمی بسندی خوب دیگه در هر دو مورد تکلیفت معلومه ولی اینکه تنوع میخوای بدی اصلا برام قابل درک وفهم نیس

    در ضمن اینم بگم که یه خانم اگه بدونه طرف مقابلش روزگاری تجربه هایی داشته خیییییییییییییلیییییییییی یی به سختی با این موضوع کنار میاد و همیشه گوشه ذهنش یه صفحه تاریک نسبت به این آقاداره
    خدایا کمکم کن تا ایمان، نام و نان برایم نیاورد

  12. 3 کاربر از پست مفید نازنین2010 تشکرکرده اند .

    f_aghaba (یکشنبه 06 مرداد 98), mehrdad.mp (یکشنبه 06 مرداد 98), نیکیا (یکشنبه 06 مرداد 98)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.