پرستو جان درک موقعیت شما، و تشخیص کار درست برای من ساده نیست. احتمالا درستش همینه که شما می گی: به هوشیاری و توجه شما نیاز هست که وضعیت از این بدتر نشه. اما بازم فکر می کنم بهتره روی پذیرش این واقعیت تلخ (که حتی می تونه تبعات فردی شیرینی به لحاظ استقلال و رشد شخصیتی برای شما داشته باشه) کار کنی.
می دونم یه حس عاشقانه چقدر شیرینه. ولی اگه مبتنی بر واقعیات نباشه، نمی ارزه به ناکامی ها و سرخوردگی های گاه و بی گاهش.
ضمنا هوشیاری شما می تونه درسطح بالاتری از چک کردن و صحبت مستقیم شکل بگیره. ولی همه چیز به نظرم وابسته به استحکام عزت نفسته. این وضعیت این موقعیت رو در اختیار شما گذاشته که روی عزت نفست کار کنی. اگه اون درست بشه، و شما مستقل از انتخاب های اطرافیانت و مستقل از شرایط، احساس ارزشمندی و قدرت درونی داشته باشی، اگه ریشه های خودت رو در جاییمتعالی تر از خونوادت حس کنی، اونوقت تشخیص کار درست هم خیلی برات ساده تر می شه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)