سلام.
منم مثل دوست شما فکر میکنم.
دیشب داشتم لباسامو با دستم میشستم، به دستام نگاه میکردم و خداروشکر میکردم که همین دو دست رو دارم میتونم کارامو خودم انجام بدم.
من خیییییییلییییییی وقته که در انتظارم که سختی ها تموم بشن، انقدری که زمان از دستم در رفته، نمیدونم دو سال، شایدم چهار سال.
داشتم فکر میکردم کاش حداقل یه جوری بمیرم که اعضای بدنم به بقیه اهدا بشه و اینجوری یه آدم مفید باشم، یه مرگ مفید داشته باشم.
تو زنده بودنم که هیچی ...








علاقه مندی ها (Bookmarks)