سلام
خوبی باران جان؟ چه خبرا دختر خوب؟
تو این مدت به حرفای خودت و نوشته های دوستان فکر کردی؟
درد و دل تاثیری روت داشت عزیزم یا نه؟ فشاری از روت کم شد؟
وقتی بچه بودی وسط مشکلاتی که می گی داشتی کسی هم بود که مریض باشه و حالش خوب نشه؟ مثلا یه مدت طولانی قرص مصرف کنه و تو شاهدش باشی؟ می دونی چیه دارم فکر می کنم شاید ناخواسته از کسی کم آوردن رو یاد گرفتی و خیلی ناخود آگاه داری ازش استفاده می کنی.
البته اگه اشتباه فکر می کنم معذرت میخوام. من جای تو نیستم که بدونم چه خبره و چی به تو گذشته. بهتره بیشتر از خودت بگی تا بشناسیمت.
بچه بودی مقصر نبودی و مجبور بودی به دیگران اهمیت بدی
تو دیگه الان بچه نیستی که مقصر نباشی. اتفاقا الان مسئول زندگیت هستی و هر کی هر چقدر خواست غر بزنه و ساز مخالف تو همیشه باید به فکر منافع خودت و مسئولیتت در قبال خودت باشی. ول کن طرز فکر و رفتار دیگران رو. پول لازمته کار کن. درس لازمته بخون. لباس لازمته بخر. دوست لازمته پیدا کن. ازدواج میخوای همسر پیدا کن. خودت باید همه ی این کارا رو برای خودت بکنی. دیگرانی وجود نداره.
نه تنها واسه تو بلکه برای همه. هیچ کس از این مسئله که باید از خودش مراقبت کنه مستثنی نیست. بابت پول نداشتن ناراحت نباش شده. هر جوری شده یه هنری یاد بگیر.دیر نیست. امروز بلد نیستی دو سال رو یه چیزی تمرکز کنی یاد می گیری. زندگیت دو سال دیگه هم ادامه داره. به فکر آینده ات باش. تا کی بشینی خونه از اینترنت واسه خودت مریضی جور کنی؟ جاش روانشناسی میخوندی الان دکتر شده بودی!!!
خب این که بتونی بری پیش یه مشاور اولین مزیتی که برات داره اینه که از حالت سردرگمی درت میاره. مثلا اگه واقعا بیماری ای داره دیگه خیالت از بقیه حدس و گمان ها راحت میشه و میتونی فکرت رو متمرکز کنی رو بهبودت.
حالا که امکانش رو نداری بهتره سراغ برچسب های خاص رو خودت زدن نری.
مثلا منیک دیپریشن که خودت تشخیص دادی شاید فقط یه جورایی سطح انرژی بالا باشه و یا اونقدر خفیف و کم باشه که اصلا مریضی حساب نشه که لازم باشه قرص بخوری!!!
البته به عنوان یه دوست بهت توصیه می کنم رو اضطرابت کار کنی.
تمام بیماری ها از اضطراب میاد و با حل شدن این مشکل همه ی زندگیت درست میشه. همه هم اضطراب رو دارن و یه چیز عادیه. منم اضطراب دارم.
ببین در مورد مشاورای بهزیستی خب لازم نیست که حتما بری پیششون
میتونی تلفنی تماس بگیری یا آنلاین صحبت کنی باهاشون.
راستی خیلی برام عجیبه که نمی تونی به روانشناس اعتماد کنی!!! شهرمون کوچیکه یعنی چی؟؟؟؟؟ بعضی چیزا هستن که مهم ان که آدم قایم کنه ولی دکتر رفتن...
آخه مگه مردم بی کارن یا بیمارن که بخوان بشینن در مورد مشکل تو با بقیه حرف بزنن اونم آدمای با سواد و شاغل؟؟؟ حالا مگه تو چقدر مهمی؟
فکر کن بری روانشناس دفعه ی دوم اسمت رو یادت باشه!!!
نمیدونم چرا این طور فکر می کنی و خودتو عذاب میدی؟
اونا میخوان کمکت کنن. کارشون اینه!!! مطب زدن دانشگاه رفتن درس خوندن که به من و تو کمک کنن دیگه. حالا بهزیستی باشه یا خصوصی.
مردم تو روز روشن کلاه برداری می کنن و دزدی می کنن خجالت نمی کشن اونوقت تو به خاطر یکم حال روحی بد داری خودتو تو خونه قایم می کنی که کسی نفهمه؟؟؟؟ چرا این کارو با خودت می کنی عزیز دلم؟
خب اصلا بفهمن!!!! کل شهر بفهمن!!! کل جهان بفهمن!!! چی میشه اونوقت؟ ها؟ چه اتفاقی میوفته؟
تبعیدت می کنن؟ تنهات میذارن؟ زندانیت میکنن؟ مسخره ات میکنن؟
مگه تا الان کسی کمکت کرده و بهت توجه کرده که بعد از فهمیدن ماجرای مشکل روحی تو حالا دیگه ازت رو برگردونن!!!
مگه تا الان حقوق میلیونی بهت می دادن که دیگه ندن!!!
جزام که نیست نهایتش یه افسردگی هست که الا ماشاالله همه دارن!!!
حالا مثلا افسردگی نه منیک دیپریشن. خب بابا باران پاییزی هم آدمه مثل هزار تا آدم که تو این دنیا منیک دیپریشن داره.
به خدا آبرو ریزی نیست. به خدا حرف بد نیست. به خدا عیب و ایراد نیست.
فقط و فقط یه مریضی قابل حله.
هیچی نمیشه عزیزم. هیچ کس تو خیابون با دست نشونت نمیده هیچ کسی هم بهت نمی خنده.
آدمایی که دیگران رو مسخره می کنن یا آزار میدن یه مشت بیمارن که همون بهتر که ازشون دور باشی و کمک های انسان دوستانه و توجهات لحظه به لحظه شونو از دست بدی.
این فکرا رو از سرت بنداز دور و راحت زندگی تو بکن.
بیا اینجا نظرت رو بنویس. حالا خواستی بیا یکم با من دعوا کنیم مثلا دیگه ولی من دوست دارم خوب شدن حالت رو ببینم.
ممنون که حرفام بهت بر نمی خوره و میفهمی که اگه برام مهمی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)