فرشته جان، مرسی عزیزم
نگرانم نباش عزیزم، هنوز امید هست. یا شاید من قلبا باورم نمی شه که چنین اتفاقی در عالم واقعیت رخ بده. در هرحال این خونه باید اجاره بره (برای تامین قسطش) و این زمان می بره. تو این فاصله شاید بشه کاری کرد.
اونجا هم بالاخره دنیا نیست، به زمین سیاه نشستن هم لطف خودش رو داره. و من بیشتر نگران خونوادم هستم که این مسئله می تونه خیلی براشون سنگین تموم بشه و خصوصا برای پدر و مادرم آسیب روانی و در نتیجه جسمی داشته باشه، حالا هرقدر هم که من خوب وانمود کنم که این تصمیم من بوده. وگرنه شاید برای خودم بهتر باشه اجازه بدم شوهرم راهی که صلاح می دونه رو طی کنه.
بنابراین من سعیم رو می کنم که نشه و اگه شد هم سعی می کنم خیرش رو ببینم.
ضمنا من حالم خوبه و آرومم، پس جای نگرانی نیست. هرچند اگه باشه هم نگرانی هیچ سودی نداره. رابطم با شوهرم هم آرومه.
مراقب خودت باش.
.....
پوهآدم تنها کسیه که در اولویت خودش نباشه. با خودش یکپارچه و متحد نباشه. چنین آدمی اگه اولویت یک صد نفر هم باشه، تنهاست. چون کسیکه خودش رو نفهمه و نپذیره و زیبایی خودش و اتحادش با عالم رو درک نکنه، دیگران و عشق و علاقه و اولویتشون رو هم نمی فهمه و ارزشش رو حس نمی کنه.
ما اصلا تنها نیستیم. و اگه احساس تنهایی کنیم (یعنی درکی از اتحادمون با خالقمون و با سایر مخلوقاتش نداشته باشیم)، آدم های دیگه فقط می تونن حواسمون رو از احساس جدا و تنها بودنمون پرت کنن و کار دیگه ای ازشون برنمیاد.
ببخشید با گوشی ام، سخته متنم رو از اول بخونم و ویرایش کنم.![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)