سلام
دوستان یه موضوعی هست که خیلی اذیتم میکنه و فکرمو به خودش مشغول کرده.. بیشتر از شبی که رفتم خونه پدر شوهرم برای عذرخواهی از مادشوهرم.. اون شب مادر شوهرم خیلی حرفای ناحقی درباره من زد که خب بعضی هاشو به صورت توضیح دادن براشون گفتم اما انقد با پرخاش و داد تند تند مسائل مختلفو میگف که اصلا اجازه نمیداد توضیحات من شنیده شه.. و حس میکنم تمام سعیش چه در حضور من چه پشت سر من تخریب کامل چهره ی من پیش پدر شوهرمه..چون پدر شوهر از قبل ازدواج ما هم عقیدش این بود فقط هر مشکلی پیش بیاد زن و شوهر باید تعمیر کنن نه تعویض و گفته بود ما چیزی به اسم طلاق تو خانوادمون نداریم .. حالا من حس میکنم مادر شوهرم ازین راه داره سعی نظر شوهرشم موافق خودش وپسرش کنه ..
چیزی که خیلی داره آزارم میده اینه که من خیلی کارا برای زندگیم کردم برای حفظ آرامشش برای تنوع و..خیلی ..این در واقع منم که درونم پر خشم فروخورده و خواسته های سرکوب شده و سازش مداوم برا حفظ زندگی و تلاش برای قشنگ تر کردن زندگی بوده .. اینکه شوهرم از یه طرف با دروغاش منو داره تخریب میکنه یجور دلمو داره درد میاره اما اینکه مادرش حتی ازونم بیشتر داره روم ایراد میزاره به ناااحق بیشتر داغونم کرده.. هیچکی درست خبر نداره شوهرم در عین اینکه ادعای دوست داشتنمو داشت چقدررر با اعصاب و روان من بازی کرد و تا چه حد من با خودم همش کلنجار میرفتم تا تحمل کنم و بگذرم در حالیکه که تازه اون قهر میکرد .. و حاالا بعد از همه اون کارای من همه چون خبر ندارن دارن منو مقصر اصلی میدونن یا این جمله که مادرش میگه هنر زنیت نداشتی برای منی که از همه جهات به زندگیم میرسیدم ینی واقعا از اکثر جهات خیلی سنگینه و درد آوره..
دوس دارم حداقل یبار تو تلگرام پیامی هم شده برای پدرش همه ی کارایی که تو موقعیت های مختلف برای پسرش انجام دادم یا برای این زندگی رو بگم تا حداقل یکی تو اون خانواده حقیقتو بدونه .. الان جوزی شده که انگار من واقعا مقصر این ماجرام یا هنر جذب همسرمو نداشتم یا کم گذاشتم ..نمیگم بی عیب بودم اما عیب های من اونقد بزرگ نبودن یا خیلی هاش نتیجه رفتار بد طولانی مدت شوهرم بوده .. انگار این زندگی یه طرفه رو دوش من بوده ..
آیا الان این راه بده که من خیلی مسائلو که میدونم پدر شوهرم ازش خبر نداره و داره نظرش هر دفعه به من بدتر میشه (کسی که به شدت مخالف طلاق بود حتی بعد این دعوا اما اخرین بار که دیدمش خیلی راحت از طلاق حرف زد!! و گف اگه یوقت طلاق گرفتین بنظرم با مادری که تو داری بهتره تا آخر عمر مجرد بمونی ) رو با ذکر نمونه های موقعیت های مختلف بگم تا خودش قضاوت کنه من کوتاهی خاصی کردم یا نه یا هنر سیاست برای زندگیم بخرج ندادم بیشتر وقتا؟ و بدونه پسرش چه کارا در حقم کرده؟یا از خیلی رفتارای زشت همسرش در حق من خبر نداره و فقط رفتار بد مادر منو به شکل خیلی غلو شده تر از پسر و همسرش شنیده .. بدونه که اگه منم تقصیراتی داشتم شاید نهایت در حد 20 درصد بوده اما کوتاهی ها و تقصیرات شوهرم 80 درصد اونوقت الان این منم که دارم مواخذه میشم بجای اون..
نمیدونم شاید دوس دارم یه حامی تو اون خانواده داشته باشم که اگه مادرش هی تو گوش پسرش از طلاق میگه و از بد بودن من حداقل پدری باشه که با دونستن حقایق شاید نصیحتش کنه و جو سازی منفی مادرشو متعادلتر کنه و اونو شایید بتونه به فکر ببره..
حس میکنم سکوت من الان مصداق همون جملس که میگه مظلومی که در برابر ظلم سکوت میکنه خودش هم اندازه ظالم مقصره.. دلم میخواد از خودم در برابر این همه حرفای اشتباه و ناحق دفاع کنم اما نمیدونم الان جاش هست یا نه ..
یا اینکه انقد همه تقصیر ها رو گردن مادرم میندازن درسته منم از رفتار های مادرم شاکی هستم اما دیگه اونقد بزرگ و بغرنج نبوده کسی بخاطرش حرف جدایی بزنه .مادر منم رفتاراش بازخورد رفتارای زشت شوهرم و خانوادش بوده منتهی میتونس شیوه بهتری پیش بگیره بجای اینکه با برخورد غلط تر مشکلاتو زیادتر کنه .. اما حقیقتا اشتباه های مادر همسرم اگه بیشتر از مادر من نباشه کمتر هم نبوده فقط انقد هنر و سیاست و زبون مغلطه کار داره که کسی خیلی متوجه کاراش نمیشه ..
دلم میخواد حداقل خانواده خودش بدونن پسرشون دلیل اصلیش جا زدن هست فرار از مسولیت ازدواج و زندگی هست تمایل به زندگی مجردی و غرق شدن تو رفیق بازی و موسیقی هس اما انقد شهامت رو نداره که اعتراف کنه .. گفتم که شوهرم قبل این مساله دعوا گفته بود جدا شیم .. .و یجواریی این دعوا انگار بهانش شد فقط.. کلا تصورش از ازدواج یه زندگی کاملا گل و بلبل بوده که مشکل و سختی و ناراحتی توش وجود نداره حالا که به وجود اومد پس باید دورشو خط کشیذ حتی اگه اون مشکلات خیلی هاش بخاطر رفتار زشت خودش و خانوادش یا کوتاهی هاشون به وجود اومده باشه..
برای من خیلی سنگینه که هم باید درد نامردی و رفیق نیمه راه بودن شوهرمو تحمل کنم هم مقصر اصلی من شناخته شم ..یجورایی میخوام از حقم از خودم دفاع کنم اما نمیدونم الان وقت مناسبی هست یا نه ؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)