مرسی عزیزم ازت
بله دلیلی نداره دایی باشه .خود پسر صدبار گفتن فقط خانواده من و شما باشن نه افراد دیگه
اما چه کنم که بابای من نمیاد .اگرم بیاد هیچ حرفی نمیزنه فقط اخم و اخم و ممکنه دعوا کنه و فحش بده و ...
دایی هام اومدن که یکم قضیه جمع شه .قبلش بهشون گفتم من از این خوشم اومده .به 50 سکه ام راضی ام .
گفتن نه تو نمیفهمی و ارزشت میاد پایین و فلان .حداقل فلان قدر باید باشه .
اخه ارزش من چرا باید به سکه باشه!!
داییم اگر الان کوتاه بیای سرهمه چی باید کوتاه بیای .انتخاب مهمه و فلان.انگار من از تو جوب پسر رو پیدا کردم .
خیلی ناراحتم.بعد عمری احساس میکردم یکیو با تمام کم و کاستی هاش میحوام .دوست دارم تو تمام سختی هاش کنارش باشم ...
اخه تو شرایط من مگه هستن .واقعا تا کی باید بر کنم و تمام نیاز هامو سرکوب کنم تا یکی پیدا شه که همینقدر دوسش داشته باشم و به سکه و باقی شرایطشون اوکی بده .انگار صف بستن برام .
صدبار گفتم مامان دوست ندارم کسی بفهمه .خصوصا که خودشون دختر مجرد دارن .گفت نمیشه و بابات حرف نمیزنه و ممکنه دعوا کنه و نیاد و فلان ...
تو حساسی و مشکل از تو هست اصلا بفهمن مگه چی میشه ...
از نظر سکه چرا باید سرزنش کنم خودمو .من هیچکاره بودم .
پدرم یک عمر همین بوده .کوچکترین تغییری نکرده.کلا اخلاقای خاصی داره .به لحاظ درامد مشکلی نداره ولی خونه ی ما در حد یک زندگی خیلی معمولی رو به پایینه .
در حدی که این پسر بمن میگفت مام مثل شما وضعمون خوب نبود!!!!منم هیجی نگفتم.
نمیتونستم بیام حساب بانکی بابامو نشون بدم.در حدیع که دیوار خونمون گچش ریخته خیلی فجیع.
با اینا کنار اومدم .کسی بخواد بخاطر پول بابام بیاد جلو میحوام نیاد .طبیعتا کسی که بخاطر پول نمیاد هم پولدار نیست !!!معمولیه .بعد انتظار همه چی ازش دارن ..
چقد دلم براش تنگ شده .دوسش داشتم .دلم نمیحواست از دستش بدم .
چقدر من بی کسم .دارم چوب چیو میخورم تو زندگیم نمیدونم .
حتی اگر اگر اگر یکی دیکه هم پیدا شه همینه.با این اخلاقای پدرم و شرایط من ،باز هم همینجوری میشه ...
دلیلشم برای عدم اردواج من اینه که اصلا میخوای چکار؟برا عمه هامم همینو میگفت .انگار هیچکسی نیاز به همدم نداره .
نمیحواد چون حوصله استرس و مهمون اومدن نداره .
چقدر پدرمو با همه بدی هاش دوست دارم .کاش دست خودش بود این اخلاقاش .میدونم دست خودش نیست .یه عمر عادت کرده ..
چکار کنم یکم اروم شم .هر لحظه فکرش میاد تو ذهنم ...حال روحیم خیلی بده .هر لحظه حتی توی جمع گریم میگیره بی اختیار ...










اگه عاقلانه تو یاد خدا باشیم میشه.

علاقه مندی ها (Bookmarks)