
نوشته اصلی توسط
Pooh
Cry عزیز، بله، من خیلی زیاااد به اینده فکر میکنم و بار نگرانی ازش رو به دوش میکشم. دلیل اصلیم هم اینه که با چیزهایی که در این 30-31 سال به دست اوردم، اصلا احساس امنیت برای اینده ام نمیکنم و بسیااار شدید آینده بد و دردناک و سختی در انتظار خودم میبینم. که البته بیراه هم نیست نگرانیم. البته میدونم باید ادم در لحظه حال باشه ولی خیلی هنر میخواد نگران اینده نبودن. به نظر من از خلاصی از گذشته، خیلییییی سخت تره. در مورد ارزش قایل بودن یرای خودمم، من میدونم توی خیلی چیزها استعداد دارم، ولی نمیدونم چرا به نظرم میاد اصلا چیزهایی نیستند که امنیت آینده رو برام تامین کنند. مثلا من استعداد آواز خیلی دارم. وقتی هم برای خودم میخونم لذتبخشه. کلا صدام خوبه، بارها شده توی خوابگاه و دانشگاه بهم گفتن برو گوینده شو، برو دوبلور شو. ولی خودم در خودم یک مشکلی هست که نمیتونم استعدادهام رو جدی بگیرم یا فکر کنم این چیزها به دردبخور باشه. البته حدس میزنم این حالتم از شکل تربیتی سختگیرانه خانواده بوده که در مخم رفته فقط اگه درس بخونی کار درستیه و بقیه چیزها اتلاف وقت و مسخره بازیه.
علاقه مندی ها (Bookmarks)