نقل قول نوشته اصلی توسط خندون نمایش پست ها
حالت رو درک میکنم چون خودم این روزها رو گذروندم

همه چیز رو به خدا بسپار، اگه خدا بخواد همه چیز درست میشه،منم مثل تو کسی که خیلی دوستش داشتم تو کما بود و از شدت شوک عصبی بیماری گرفتم که سالها همرامه، الانم اشک تو چشام جمع شده حتی یادآوریش هم واسم سخته

ببین گلم یه سری چیزها دست ما نیست و تو تقدیرمون نوشته شده، باور کن اگه عمرش به دنیا باشه حتی اگه مدتها هم تو کما باشه برمیگرده به زندگی، من اون زمان خودم هم تو کما رفتم از نظر روحی،اصلا زمان و مکان حالیم نمیشد فقط به تنها چیزی که فکر میکردم این بود که چی میشه؟ و سعی میکردم خوشبین باشم

زندگی سختی زیاد داره،الانم سعی کن خودت رو به جریان زندگی بسپاری،یه آب سرد و خنک به صورتت بزن و سعی کن به خاطرات خوبتون فکر کنی.

دعا میکنم هم واسه عزیزت که ایشالا به هوش بیاد و هم واسه خودت که کمی آرام و قرار بگیری
مرسی خندون عزیز
ببخشین میپرسما مریض تون درجه هشیاریشون چقد بود؟
مغزشون آسیب دیده بود؟ یا..
قصد دخالت ندارم خواستم با عشق عزیز خودم مقایسه کنم آخه شرایط ایشون خیلی بده درجه هشیاری پایینه و قلبشون مشکل جدی داره و الان نزدیک دو ماهه در کما هستن و اخیرا عفونت ریه هم پیش اومده..
کلا هم هیکل لاغری داشتن از اول و الان نحیف ترم شدن
بطور کلی بدنشون و قلبشون ضعیفه

خدا رو شکر که شخص مورد علاقه ات حالشون خوب شد ولی کاش همیشه یکسان بود که متاسفانه نیست و شاید آدم با آدم و کما با کما فرق داشته باشه
باور کن هرکار میکنم نمیتونم به آرامش برسم حوصله هیچکسیو ندارم همش تو اتاقمم حال بدی دارم دست و پام سوزن سوزن میشه بدنم سسته سرم گیج میره
تا اون حالش خوب نشه حال منم همینه گمونم هی دارم بدتر افتضاح ترم میشم

راستی همگی ببخشین اگه چیزی بنویسین و من اینجا با تاخیر جواب بدم علتش محدودیت ارسال پست روزانه هست که گویا جزو قوانین سایته
جهت اطلاع عرض کردم که کسی خدا نکرده به حساب بی توجهیم نذاره
اگه حالش خوب بشه و حالم خوب بشه انشاالله در خدمت همه تون خواهم بود