به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 15 , از مجموع 15

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 20 تیر 98 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1395-12-03
    نوشته ها
    132
    امتیاز
    3,601
    سطح
    37
    Points: 3,601, Level: 37
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 40.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 259 در 107 پست

    Rep Power
    36
    Array
    بهاره جان تسلیم بخشی از زندگیه دختر گل. فکرای خطرناک به ذهنت نرسه، تو و مامانشون الان تحت فشار هستین و ایشالا که اولا اتفاقای خوب براتون بیفته در ثانی همیشه به این فکر کن که نامزدت از ناراحتی تو حتی همین الانش هم ناراحته

    همیشه دلت روشن باشه به اتفاقای خوب حتی تو روزهای تاریک،کسی فردا رو ندیده شاید منی که الان سالم و هوشیارم و دارم با تو حرف میزنم فردا نباشم ولی نامزدت فردا به هوش بیاد

    خیلی خوبه که خانواده ات تو رو همراهی میکنند و این باعث میشه بتونی راحت برون ریزی داشته باشی

    یه دمنوش آرامشبخش بخور، یه آب خنک به سر و صورتت بزن. یه کوچولو مواظب سلامتی خودت هم باش.

  2. کاربر روبرو از پست مفید خندون تشکرکرده است .

    bahareh09 (دوشنبه 08 مرداد 97)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 اردیبهشت 98 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1397-4-28
    نوشته ها
    125
    امتیاز
    1,847
    سطح
    25
    Points: 1,847, Level: 25
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 53
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    69

    تشکرشده 94 در 49 پست

    Rep Power
    24
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط خندون نمایش پست ها
    بهاره جان تسلیم بخشی از زندگیه دختر گل. فکرای خطرناک به ذهنت نرسه، تو و مامانشون الان تحت فشار هستین و ایشالا که اولا اتفاقای خوب براتون بیفته در ثانی همیشه به این فکر کن که نامزدت از ناراحتی تو حتی همین الانش هم ناراحته

    همیشه دلت روشن باشه به اتفاقای خوب حتی تو روزهای تاریک،کسی فردا رو ندیده شاید منی که الان سالم و هوشیارم و دارم با تو حرف میزنم فردا نباشم ولی نامزدت فردا به هوش بیاد

    خیلی خوبه که خانواده ات تو رو همراهی میکنند و این باعث میشه بتونی راحت برون ریزی داشته باشی

    یه دمنوش آرامشبخش بخور، یه آب خنک به سر و صورتت بزن. یه کوچولو مواظب سلامتی خودت هم باش.
    مرسی از توصیه های خوبت خندون عزیزم
    ایشالا خودت همیشه سلامت باشی

    امروز بعد ظهری پدرشون گفتن که عشقم بازم ایست قلبی شد و البته برگردوندنش
    نمیدونم هم خوشحال شدم از برگشتش هم ناراحت از این وضعی که داره خیلی ناراحت کننده جلو میره..

    اتفاقا تنها راهی که شاید تو یه شرایطی بتونه کمکم کنه همین انتخاب مرگ یا خودکشیه
    امیدمه که بالاخره تو بدترین شرایطم یه راهی هنوز هست
    اگه این امیدم ازم بگیرن فقط اضطراب و استرسم چندبرابر میشه

    نمیدونم ایا واقعا ایشون الان چیزی حس میکنه؟
    بعضیا میگن آره و بعضیا میگن نه..
    آخه چون میگی از غم ما ناراحته خب خیلیم عاطفی بود از دیدن غم و غصه دیگرون به فکر میرفت میدیدیم اصلا حالتش عوض میشد..
    ولی من هرچی تو این مدت بالا سرش قربون صدقه رفتم و حرفای عاشقونه زدم و حتی نوازش و بوسه و.. هیچ واکنشی ندیدم..
    بخدا الان بغض داره خفم میکنه اینا رو برات مینویسم
    چی به سر گل ما اومد؟؟
    من عزیزدلمو میخوام

    من هرگز بدون اون این زندگیو نمیخوام اصلا چیزی وجود نداره برام دلخوشی باشه
    خانواده همراهن بله ولی مامان و بابام میتونستن از اولش جور دیگه باشن که الان خودشون غصه نخورن و شرمندگی نکشن
    عشقم یجورایی به گردن همه مون حق داشت ولی هیچوقت بخاطر خوبیایی که میکرد صداش درنمیومد
    همیشه بیصدا خوبی میکرد
    همه مون میدونیم مامانمم میدونه و.. بماند
    ولی خب الان دیگه همه خانوادم با من همدل شدن
    الان که من دارم جون میدم و شب و روزم سیاه شده
    زحمت کشیدن واقعا..

    البته خواهرم از اولش اوکی بود داداشا هم بله
    ولی ما اون سال که خواهرم تو دانشگاه با عشق نازنینم آشنا شد بعدش یه مصیبتی داشتیم با رفتارای افتضاح پدر مادرم و الان که یادم میاد از دست پدر مادرم خیلی عصبانی میشم
    ولی دیگه مرور اون روزا هیچ فرقی به روز سیاه من نداره
    من فقط عشقمو میخوام
    اون که حالش خوب بشه دیگه بقیه چیزا اهمیت ندارن الانشم ندارن
    فقط اون مهمه فقط

  4. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 مرداد 97 [ 15:28]
    تاریخ عضویت
    1397-3-28
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    400
    سطح
    7
    Points: 400, Level: 7
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    13

    تشکرشده 25 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام خدمت شما دوست عزیز
    من چند تا سوال داشتم لطفا در صورت امکان جواب بدین

    سه تا از ویژگیهای خوب این آقا که باعث شده به قول خودتون زندگیتون رو در گرو ایشون بدونید رو بگید

    لطفا در مورد رابطتون با این آقا که چند وقته میشناسیدشون و رابطا در چه حدیه توضیح بدین

    در مورد سن خودتون و ایشون و میزان تحصیلات

  5. کاربر روبرو از پست مفید نارجیس 2 تشکرکرده است .

    bahareh09 (شنبه 13 مرداد 97)

  6. #4
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    ایشون در اثر مصرف مواد مخدر به کما رفتن؟

    پدر مادر شما در جریان این موضوع هستند؟

    نظرشون چیه در این مورد؟

    از این نظر می پرسم که رفتار شما خیلی غیرطبیعیه.
    نمی گم غیر منطقی، چون متوجهم در این شرایط منطقی بودن خیلی سخته.

    حتی به جای این که بگید خودش مقصره که مواد مصرف می کرده یا حداقل بگید بد مصرف کرده ... می گید همه اش تقصیر ما شد ! اگه مامانش چند دقیقه زودتر رسیده بود و نجاتش داده بود اینطور نمی شد.

    شاید این پست برای شما قابل درک نباشه و تو این شرایط عصبانی هم بشید از این نوشته.
    اما من فکر می کنم شما در کنار همه ی نگرانیهات و دعاهات، خیلی فوری به یک مشاور و روانشناس مراجعه کن.
    نذار برای بعد از خوب شدن این آقا.
    همین حالا برو و سعی کن به کمک یک متخصص به خودت کمک کنی. برخوردتون با این اتفاق، با توجه به شرایط شما و ایشون، غیرعادیه.
    حتی ممکنه بقیه را اذیت کنه.
    وقتی کسی بیماره و بقیه مضطرب و پریشان، هم خود بیمار اذیت می شه و هم بقیه. آرامش و صبر شما برای بقیه هم کمک هست.

    امیدوارم که برای این آقا هم هر چی که خیر هست پیش بیاد.
    خودش و اطرافیانش زودتر به آرامش برسن و حالشون خوب بشه
    ویرایش توسط شیدا. : سه شنبه 09 مرداد 97 در ساعت 12:34

  7. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    میس بیوتی (چهارشنبه 10 مرداد 97)

  8. #5
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ 09:52]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    325,293
    سطح
    100
    Points: 325,293, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,885

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    با سلام و احترام
    بنده تاپیک شما را مطالعه کردم همانطور که خودتون اشاره کردید و گفتید حالتون خیلی بد هست.
    ظرفیت سایت ها و فضای مجازی بسیار محدود بوده و واقعا نمی توان عمق مشکل یک نفر را متوجه شد.لذا درمواردی مثل شما که مشکل عمیق و شدید هست و فرد خیلی اذیت می شود نمی توان کمک زیادی کرد.
    برای اینگونه موارد نیاز به مشاوره حضوری هست که دقیق بتوان رودر رو مراجع را درک کرد و به او کمک کرد.

    لذا توصیه بنده این است که به یک روانپزشک یا روانشناس بالینی مراجعه کنید و دقیقا مرحله به مرحله موضوع و فشارهای خود را مطرح و تمرین و تکنیک و روشهای او را به کارگیرید.

    همچنین ادامه این تاپیک را مناسب به حال شما نمی دانم چون طبیعی هست هر کاربری نسبت به برداشت از چند خط شما به شما پاسخ می دهد نه به اندازه مشکل شما و این می تواند حال شما را حتی بدتر بکند.

    حتی بنده به عنوان مشاور دراین فضا نمی توانم همه جوانب مشکل شما را متوجه شوم و اگر هم متوجه شوم شرایط اینجا برای پرداختن به همه آنها نیست.

  9. 2 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    bahareh09 (شنبه 13 مرداد 97), فرشته مهربان (شنبه 13 مرداد 97)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.