سلام.
والا با چیزایی که شما گفتین به نظرم شوهرتون شما رو همینجوری که هستین دوست داره و اتفاقا روی تنظیمات کارخونه هم دوستتون داره. یعنی به نظر من این نیست که بگه زشتی به خودت برس. میگه نمیخوام موهات زبر بشه یعنی همون جنس طبیعی موهاتون رو دوست داره. نمیخوام مژه هات کوتاه شن یعنی همون مژه های خودت رو دوست دارم. میگه من اگر زمانی ازت خوشم نیاد خودم میگم یعنی نترس، من تو رو همینی که هستی دوست دارم.
به نظر من شما الکی روی قیافتون حساس شدین و این رو الکی به شوهرتون شوهرتون نسبت میدید.
مشکل اصلی شما فکر کنم بیشتر دهن و وقت آزاده که میشینید فکرای الکی میکنید. یک نارضایتی از خودتون حس میکنید که نمیدونید از چیه ولی در دسترس ترین چیزی که بتونید بهش گیر بدید و فکر کنید نارضایتیتون حتما از اینه، ظاهرتونه.
در صورتی که مشکلتون واقعا ظاهرتون نیست به نظر من.
شما گفتید 22 سالتونه.... سه ساله ازدواج کردین یعنی حدود 19 سالگی ازدواج کردین. یک سال هم عقد بودین یعنی 18 سالگی عقد کرده اید. و سه سال هم دوست بوده اید. یعنی از 15-16 سالگی دوست بوده اید. با این اوصاف فکر کنم شما حدود 7 ساله که تمرکزتون فقط بر ارتباط با این شوهرتون بوده و قضیه ازدواج و بر چیزها و جنبه های دیگه زندگیتون تمرکز نداشته اید و یک بعدی پیش رفته اید و همین رشد نیافتن بعدهای دیگه شخصیتیتون و تواناییهای بالقوه که دارید، داره آزارتون میده.
شما دانشگاه رفته اید؟ اگر رفته اید که چه بهتر. اگر نرفته اید به نظرم با شوهرتون صحبت کنید و بگید میخوام درس بخونم و ببینید چی میگه. به نطر من که موافقت خواهد کرد. یا اگر هم درس نشد، فعالیت دیگه ای که حس سودمندی بهتون بده مشغولش بشید.
در مورد شغل هم باید ببینید کلا با شاغل بودن همسر مشکل داره یا مشکلش محیط و شرایط شغل قبلی شما بوده. اگر مشکلش محیط و شرایطش بوده، ازش بخواید کمکتون کنه که شغلی با محیطی امن و در شان خودتون که ایشون هم رضایت داشته باشه پیدا کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)