به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 255

Threaded View

  1. #11
    ((( مشاور خانواده ))) آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 05 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    زندگي دفتري از خاطره‌هاست
    خاطراتي شيرين
    خاطراتي مغشوش
    خاطراتي كه ز تلخي، رگ جان مي‌گسلد
    ما زاقليمي پاك
    كه بهشتش نامند
    به چنين رهگذري آمده‌ايم
    گذري دنيا نام
    كه زنامش پيداست
    مايه‌ي پستي‌هاست



    ما زاقليم ازل
    ناشناسانه بدين ديرخراب آمده‌ايم
    چو يكي تشنه به ديدار سراب آمده‌ايم
    ما در آن روز نخست
    تك و تنها بوديم
    خبري از زن و معشوق نبود
    سخني از پدر و مادر و دلبند نبود
    يك زمان دانستيم
    پدر و مادر و معشوقه و فرزندي هست
    خواهر و همسر دلبندي هست
    روزي از راه رسيد
    كه پدر لحظه‌ي بدرودش بود
    ناله در سينه تنگ
    اشك در چشم غم آلودش بود
    جز غم و رنج توانكاه نداشت
    سينه‌اش سنگين بود
    قوت آه نداشت
    با نگاهش مي‌گفت:
    پس از آن خستگي و پيري و بيماري‌ها
    دفتر عمر پدر را بستند
    لحظه‌اي رفت و از آن خسته نگاه
    اثري هيچ نبود
    پدرم چشم غم آلوده حيرانش را بست و ديگر نگشود





    زندگي دفتري از خاطره‌هاست
    خاطراتي شيرين
    خاطراتي مغشوش
    خاطراتي كه ز تلخي، رگ جان مي‌گسلد
    روزي از راه رسيد
    كه چنين روز مباد
    روز ويرانگر سخت
    روزطوفاني تلخ
    كه به درياي وجودم همه طوفان انگیخت
    زورق كوچك بشكسته ما
    در دل موج خروشنده دريا افتاد
    كاخ اميد، فرو ریخت مرا
    مادر از پا افتاد
    در نگاهش خواندم
    مادر خسته تن خسته دلم
    زمن آهنگ جدايي دارد
    حالت غم زده‌اش
    چشم ماتم زده‌اش
    با من گفت
    كه از اين بند گران عزم رهايي دارد
    مادرم آنگه چو خورشيد به ما گرمي داد
    پيش چشمم افسرد
    باغ سرسبز اميدم پژمرد
    اشک، نه، هستي من گشت در جانم و از ديده به رخساره دوید
    مادرم رفت
    و به تاريكي شبها گفتم
    زلب بام پرید آفتابم




    زندگي دفتري از خاطره‌هاست
    خاطراتي شيرين
    خاطراتي مغشوش
    خاطراتي كه ز تلخي، رگ جان مي‌گسلد
    لحظه اي مي آيد
    لحظه اي صبر شكن
    كه يتيمي، سرراهي گريد
    پدري نيست كه گردي زرخش برگيرد
    مادري نيست كه درمانده يتيم
    جاي در دامن مادر گيرد





    زندگي دفتري از خاطره هاست
    خاطراتي شيرين
    كه دو دلداده ي شاد
    دور از چشم حسود
    دست در دست و نگه در نگه و روي به روي
    بوسه ها از لب هم مي‌گيرند
    همه تن روح شوند
    نغمه زندگي آغاز كنند
    به جهاني كه بود پاكتر از صبح بهار
    گرم پرواز كنند
    لحظه‌اي مي آيد
    لحظه‌اي محنت خيز
    كه شبي دردآلود
    عاشق خسته دلي ناله‌ي غمناك كند
    پيش چشمي كه از آن اشك تعب مي‌ريزد
    يار دلخواهش را
    در دل خاك كند





    زندگي دفتري از خاطره‌هاست
    خاطراتي شيرين
    خاطراتي مغشوش
    خاطراتي كه ز تلخي، رگ جان مي‌گسلد
    يك زمان دانستيم
    پدر و مادر و معشوقه و فرزندي هست
    خواهر و همسر دلبندي هست
    يك زمان مي بينيم
    پدر و مادر و معشوقه و فرزندي نيست
    خواهر و همسر دلبندي نيست
    ما همه همسفريم
    كاروان مي‌رود آهسته به راه
    مقصدش سوي خداست
    همه از سوي خدا آمده‌ايم
    باز هم رهسپر كوي خداييم همه
    ما همه همسفريم
    ليك در راه سفر
    غم و شادي به‌هم است
    ساعتي در ره اين دشت غريب
    مي‌رسد راهرو خسته به خرمكده‌اي
    لحظه‌اي در دل اين وادي پير
    مي‌رسد همسفري شاد به ماتمكده‌اي





    زندگي دفتري از خاطره‌هاست
    خاطراتي شيرين
    خاطراتي مغشوش
    خاطراتي كه ز تلخي، رگ جان مي‌گسلد
    يك نفر در شب كام
    يك نفر در دل خاك
    يك نفر همدم خوشبختي‌هاست
    يك نفر همسفر سختي‌هاست
    چشم تا باز كنيم
    عمرمان مي‌گذرد
    وز سر تخت مراد
    پاي بر تخته‌ي تابوت گذاريم همه
    ما همه همسفريم
    پدر خسته به راه
    مادر بخت سياه
    سوگواران، پسر و دختر تنها
    عاشقاني كه زهم دور شدند
    دختراني كه چو گل پژمردند
    كودكاني كه به غربت زدگي
    خفته در گور شدند
    همگي همسفريم
    تا ببينيم كجا
    باز كجا
    چشممان بار دگر، بسوي هم باز شود
    در جهاني كه در آن راه ندارد اندوه
    زندگي با همه ي معني خويش
    از نو آغاز شود





    زندگي دفتري از خاطره‌هاست
    خاطراتي شيرين
    خاطراتي مغشوش
    خاطراتي كه ز تلخي، رگ جان مي‌گسلد
    ما زاقليمي پاك
    كه بهشتش نامند
    به چنين رهگذري آمده‌ايم
    گذري دنيا نام
    كه زنامش پيداست
    مايه‌ي پستي‌هاست



  2. 4 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    m.reza91 (شنبه 12 خرداد 97), فرشته مهربان (چهارشنبه 26 اردیبهشت 97), آویژه (دوشنبه 24 اردیبهشت 97), طاهره (چهارشنبه 26 اردیبهشت 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. عذاب وجدان بی پایان منو به مرز جنون رسونده
    توسط عشق آفرین در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: شنبه 08 شهریور 93, 12:17
  2. سوژه‌ای به شیرینی چند همسری!
    توسط lord.hamed در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 24 دی 92, 23:02
  3. سوژه خنده های ایرانی (عکس )
    توسط کنجکاو در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 38
    آخرين نوشته: چهارشنبه 06 دی 91, 12:16
  4. در سوگ حامد 65 !
    توسط meysamm در انجمن مسائل واخبار اعضاء و تالار
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 11 تیر 90, 04:14

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.