به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 48 , از مجموع 48
  1. #41
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 04 [ 21:28]
    تاریخ عضویت
    1396-9-12
    نوشته ها
    207
    امتیاز
    11,940
    سطح
    71
    Points: 11,940, Level: 71
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    434

    تشکرشده 437 در 149 پست

    Rep Power
    50
    Array
    خانم احساس
    یه سری کارهای ریز و درشتی باید انجام بدین/ ندین که اول جلوی احساسات زیادیتون رو بگیرید. به مرور میتونید قوی هم بشید. کسی هم که میخواد انتقام بگیره یعنی هنوز بی تفاوت نیست و آسیب پذیره. اما برای کنترل احساسات و دراومدن از این فاز غم و غصه به عنوان مثال آهنگ ایرانی یا انگلیسی یا هر زبانی که بهش مسلطین یه مدت تا قوی بشید گوش ندین چه شاد چه غمگینش بیشتر احساساتیتون میکنه.
    کارهای هنری انجام ندین. نقاشی و شعر و گل و گل کاری و چه میدونم رمان عاشقانه و از این کارای خیلی صورتی و لطیف رو تعطیل کنید یه مدت.
    پای غم و غصه کسی نشینید مثلا اینجا تاپیک های مشکل دار مردم رو نخونید. با آدم های افسرده هم ترک معاشرت کنید یه مدت. حوصله تون سر رفته فیلم کمدی ببینید. فوتبال ببینید خانم منم اولش میگه از فوتبال خوشش نمیاد ولی وقتی میبینه از من بیشتر ابراز احساسات میکنه!
    با دوستاتون برید گردش و خرید.
    بستنی و شکلات تلخ بخورید.
    ظاهرتون رو تغییر بدید.
    کادوهایی که بهتون داده و هرچیزی که براتون خریده رو پک کنید پست کنید براش یا میتونید آتیش بزنید سوختنشو تماشا کنید حالشو ببرید. طلاهارو یا پس بدین یا بفروشید. بهرحال از دستشون خلاص بشید.
    برید سمت کار کشیدن از قوه تفکر و همینطور جسمتون. معما و پازل حل کنید. بازی های فکری انجام بدین. پازل هزار تیکه خیلی خوبه یه مدت سرتونو گرم میکنه.
    ورزش های هوازی انجام بدین که باعث افزایش سروتونین مغز و در نتیجه افزایش نشاطتون بشه.
    اگر بتونید یک ورزش رزمی هم شروع کنید که عالیه. بتونید از خودتون یک تاف گای تمام عیار بسازید دیگه اشکتون با هر حرفی که میخونید و میشنوید انقدر راحت درنمیاد. حرف بیخود بشنوید میزنین طرف رو هم ناک اوت میکنید. برای اعتماد به نفستون هم خیلی خوبه جسم قوی، روحیه و اعتماد به نفس قوی میاره براتون. اعتماد به نفس سالم و متواضعانه منظورمه.
    خواب شبتون رو درست کنید. بیداری شب هم جسم رو خیلی ضعیف میکنه هم روحیه و اراده رو.
    اگر شغل پیدا کردن براتون سخته اشکال نداره درس خوندن رو شروع کنید اگر درس هم الان حسشو ندارین بازم اشکالی نداره برید کلاس یه برنامه آموزشی داشته باشید مثلا یه نرم افزار یاد بگیرید که بازار کار هم داشته باشه و بهتون انگیزه بده مثلا هلو یاد بگیرید با این انگیزه که برید دنبال شغل حسابداری. یا هر چیز دیگه که احتمال میدید علاقه داشته باشید. چیزی که یکم فکر کردن بخواد و شمارو از رخوت دربیاره. نمیدونم رشته تون چیه ولی اگر علاقه دارید به صورت آزاد ریاضیات بخونید. مسئله حل کنید. اگر از ریاضیات مثل خانم من بدتون میاد یک زبان جدید یاد بگیرید.
    هرکاری میکنید بیکار نمونید فقط در روز. بیکاری سمه. یادآوری خاطرات تلخ و شیرین گذشته رو باید برای خودتون قدغن کنید و راهش اینه که ذهنتون بیکار نباشه.
    بعضی از این راه حل ها پیشنهاد خانمم بود راهکار یه دختر بااحساسه مثل خودتون برای دراومدن از ناراحتی و افسردگی. انجام بدین قطعا حالتون بهتر میشه. از کم شروع کنید مثلا فردا دوتا از اینارو انجام بدین و همینجوری هر روز تعدادشو بیشتر کنید. مشکل و ناراحتی ای هم بود که این بین بیاید از دوستان اینجا مشورت بگیرید.
    امیدوارم زودتر سرحال بشید.

  2. کاربر روبرو از پست مفید Amir A تشکرکرده است .

    ehsase97 (چهارشنبه 15 فروردین 97)

  3. #42
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 اردیبهشت 99 [ 06:10]
    تاریخ عضویت
    1396-1-02
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    1,874
    سطح
    25
    Points: 1,874, Level: 25
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Amir A نمایش پست ها
    خانم احساس
    یه سری کارهای ریز و درشتی باید انجام بدین/ ندین که اول جلوی احساسات زیادیتون رو بگیرید. به مرور میتونید قوی هم بشید. کسی هم که میخواد انتقام بگیره یعنی هنوز بی تفاوت نیست و آسیب پذیره. اما برای کنترل احساسات و دراومدن از این فاز غم و غصه به عنوان مثال آهنگ ایرانی یا انگلیسی یا هر زبانی که بهش مسلطین یه مدت تا قوی بشید گوش ندین چه شاد چه غمگینش بیشتر احساساتیتون میکنه.
    کارهای هنری انجام ندین. نقاشی و شعر و گل و گل کاری و چه میدونم رمان عاشقانه و از این کارای خیلی صورتی و لطیف رو تعطیل کنید یه مدت.
    پای غم و غصه کسی نشینید مثلا اینجا تاپیک های مشکل دار مردم رو نخونید. با آدم های افسرده هم ترک معاشرت کنید یه مدت. حوصله تون سر رفته فیلم کمدی ببینید. فوتبال ببینید خانم منم اولش میگه از فوتبال خوشش نمیاد ولی وقتی میبینه از من بیشتر ابراز احساسات میکنه!
    با دوستاتون برید گردش و خرید.
    بستنی و شکلات تلخ بخورید.
    ظاهرتون رو تغییر بدید.
    کادوهایی که بهتون داده و هرچیزی که براتون خریده رو پک کنید پست کنید براش یا میتونید آتیش بزنید سوختنشو تماشا کنید حالشو ببرید. طلاهارو یا پس بدین یا بفروشید. بهرحال از دستشون خلاص بشید.
    برید سمت کار کشیدن از قوه تفکر و همینطور جسمتون. معما و پازل حل کنید. بازی های فکری انجام بدین. پازل هزار تیکه خیلی خوبه یه مدت سرتونو گرم میکنه.
    ورزش های هوازی انجام بدین که باعث افزایش سروتونین مغز و در نتیجه افزایش نشاطتون بشه.
    اگر بتونید یک ورزش رزمی هم شروع کنید که عالیه. بتونید از خودتون یک تاف گای تمام عیار بسازید دیگه اشکتون با هر حرفی که میخونید و میشنوید انقدر راحت درنمیاد. حرف بیخود بشنوید میزنین طرف رو هم ناک اوت میکنید. برای اعتماد به نفستون هم خیلی خوبه جسم قوی، روحیه و اعتماد به نفس قوی میاره براتون. اعتماد به نفس سالم و متواضعانه منظورمه.
    خواب شبتون رو درست کنید. بیداری شب هم جسم رو خیلی ضعیف میکنه هم روحیه و اراده رو.
    اگر شغل پیدا کردن براتون سخته اشکال نداره درس خوندن رو شروع کنید اگر درس هم الان حسشو ندارین بازم اشکالی نداره برید کلاس یه برنامه آموزشی داشته باشید مثلا یه نرم افزار یاد بگیرید که بازار کار هم داشته باشه و بهتون انگیزه بده مثلا هلو یاد بگیرید با این انگیزه که برید دنبال شغل حسابداری. یا هر چیز دیگه که احتمال میدید علاقه داشته باشید. چیزی که یکم فکر کردن بخواد و شمارو از رخوت دربیاره. نمیدونم رشته تون چیه ولی اگر علاقه دارید به صورت آزاد ریاضیات بخونید. مسئله حل کنید. اگر از ریاضیات مثل خانم من بدتون میاد یک زبان جدید یاد بگیرید.
    هرکاری میکنید بیکار نمونید فقط در روز. بیکاری سمه. یادآوری خاطرات تلخ و شیرین گذشته رو باید برای خودتون قدغن کنید و راهش اینه که ذهنتون بیکار نباشه.
    بعضی از این راه حل ها پیشنهاد خانمم بود راهکار یه دختر بااحساسه مثل خودتون برای دراومدن از ناراحتی و افسردگی. انجام بدین قطعا حالتون بهتر میشه. از کم شروع کنید مثلا فردا دوتا از اینارو انجام بدین و همینجوری هر روز تعدادشو بیشتر کنید. مشکل و ناراحتی ای هم بود که این بین بیاید از دوستان اینجا مشورت بگیرید.
    امیدوارم زودتر سرحال بشید.
    ممنون نظر گذاشتید... راستش یک ساله همه تئوری های روان شناسی رو دارم مطالعه میکنم.. شدم مث یه پزشکی که علم درمان بیماری خودشو داره اما نمیتونه طبابت کنه!!! ینی من عمل کردن به چیزایی که یاد گرفتم این مدت به دلایلی سخته. مهم ترینش بد بودن شرایط آب و هوایی هستش. اما هر جور شده خودمو مجبور میکنم با هر ترفندی شده ذهنم رو مشغول چیزای دیگه ای کنم تا کمتر احساساتی بشم و مث دیوونه ها شروع به ابراز خشم و یا دلتنگی مسخره و احمقانه برای اون آقا با پیام دادن کنم.. اگر بتونم فیتیله ی احساسات م رو کامل پایین بکشم و نفرت و یا دلتنگی های احمقانه مو به صفر برسونم و راحت زندگی مو کنم ۶هیچ بازی رو بردم. چون هم حقمو ازش میگیرم هم ممکنه سمتم بیاد و من لهش میکنم و غرورم هم بهم بر میگرده. و کامل بازی رو میبرم. امیدوارم از پس دل نازک خودم بر بیام. و ارومش کنم

  4. #43
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 اردیبهشت 99 [ 06:10]
    تاریخ عضویت
    1396-1-02
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    1,874
    سطح
    25
    Points: 1,874, Level: 25
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    حالم اصن خوب نیست..... تنفر و انتقام همه وجودم رو گرفته.... از طرفی کارای دادگاه که خوشبختانه دست وکیله همش اما بازم حتی یه امضا کردن هم برام پر از اعصاب خردی هستش. من حتی یه بارم دادگاه نرفتم و همه کارام رو وکیل برام انجام میده. اما اینکه مثلا الان که برا نفقه اقدام کردم بشه مث مطالبه مهریه که آون آقا هزار بار اعتراض زده و اخرش هنوز چندرغاز هم دستم نداده. بخواد برا نفقه هم اینقدر عذابم بده.حتی فکرش هم اعصابم رو خرد میکنه. خیییبببییییییلی سخته نفرت همه وجودت رو بگیره. و بخوای حق مسلم ت رو بگیری اما طرف بیشتر از قبل قلدری و اذیتت کنه. اصلااااااااااااااااا نمیتونم بذارم قصر در بره. دقیقا حس ولی دمی رو دارم که عزیزش (همه زندگیم قلبم حیثیت م آبروم غرورم و...رو با نهایت بی رحمی ازم گرفته آون آقا. تازه دلیلش هم من نبودم. دلیلش سر پوش گذاشتن روی مشکلات خودش بوده. و داستان رو به عروسی کشاند تا به راحتی همه تقصیر ها رو بندازه گردن طرف مقابل. و طرف مقابل رو بعدش تحت فشار بذاره برای توافق!!!) رو جلوش بی گناه دار زدند.و ازش میخوان. اروم باشه و ببخشه طرف مقابل را!! تازه آدمی که هنوز از قتلش پشیمون نیست. و بیشتر از قبل اذیت میکنه. دوس دارم اروم باشم. اما نمیتونم. لحظه شماری می کنم برای انتقام. برای له کردنش. تا آون روز چطور زندگی کنم؟ خسته ام.چرا کسی از اعضاء قدیمی برام نظر نمیذاره؟؟ ینی اینقدر مشکلم پیش و پا افتاده به نظر میاد؟؟؟ خودم که نفسم دیگه بالا نمیاد.... بس که فشار رومه. نمیدونم چرا از بیرون اینقدر اسون به نظر رسیده مشکلم تو همدردی!!!!!!

  5. #44
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 تیر 97 [ 10:10]
    تاریخ عضویت
    1396-11-02
    نوشته ها
    627
    امتیاز
    9,101
    سطح
    64
    Points: 9,101, Level: 64
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 249
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocial3 months registered5000 Experience Points
    تشکرها
    199

    تشکرشده 1,077 در 458 پست

    Rep Power
    124
    Array
    احساس عزیز
    کارای قانون رو که وکیل انجام میده بقول خودتودن. مابقیش یکسری مسایل هست که توی دل شما مونده ، بحق بوده که انتظار داشتین همسرتون متوجهش باشن.
    حرف زیاد هست اما من نظرم اینه که مسایل دلی رو بسپار بخدا و ذهنت رو آزاد کن.

    اگر ذهن آزاد و آرامی داشته باشی انشالاه پس از این دوران باز شادی ها برمیگردن و باز خوشبختی سراغ شما میاد.

    اونوقت میتونین به آدمهای خوب فکر کنین، به زندگی بهتر فکر کنین.

    شما حق مسایل عاطفی رو به کسی سپردین که خالقه و قدرت و قضاوت در دست خودشه.. دیگه خیالتون باید راحت باشه.

    این دوران هم میگذره و یک تجربه باقی میمونه و یک انتخاب درست.
    از خدا سعادت و خوشبختی برای شما میخوام. خوشبختی در آینده ی نزدیک در شکلی جدید باز به قلبتون بر میگرده



    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

    قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ

    مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ

    وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ

    وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ

    وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَد



  6. #45
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    هوا سرد است ، تاریک است ، سیاهی همنشین ماست
    تباهی در کنار ماست ، ببین ظلمی که در دنیاست ،،
    چه حاصل از سخن گفتن ازین ظلم و سخن گفتن
    و چشمان را همی بستن همی به راه خود رفتن .

    احساس عزیز در شرایط سختی هستی
    روزهایی پر استرس و گاه در قعر ناامیدی ، فکر کردن به یک آینده ترسناک ، خوب میفهمم احساست رو .نمیدانم چقدر صحبت در این مرحله برای شما موثر است ،
    نمیدانم از عذابی که کشیده ای به اندازه کافی خسته شده ای ، یا بهتر بگویم به اندازه کافی اذیت شدی ؟
    شنیدید می گویند یک معتاد تا زمانی که پول مواد دارد و درد نمیکشد ، نمی تواند ترک کند !؟
    معتادی ترک می کند که حتی بی خانمان شده باشد بی پول بی غذا انقدر سرما و گرما و مصیبت کشیده باشد
    که خسته شده باشد خسته از خود و شرایطش .

    فکر می کنی به اندازه کافی از شرایطت خسته شدی ؟ یا نه ، هنوز جا داری ؟
    هنوز میخواهی مثل یک انسان محتاج بیچاره بی عزت منتظر بمانی که یک نفر بیاد حالت رو خوب کنه ،
    کسی که حتی قدرت بیان نمودن دردش رو نداره
    یا حداقل تو برایش انقدر بی اهمیت هستی که حاضر نیست حداقل حقوق و انصاف و انسانیت را برایت رعایت کند !!

    ببین داری به کجا میری احساس جان !
    ببین چی رو به حراج گذاشتی ! رو ح و روان و عمرت رو !
    میدونی چیه احساس جان
    اصلا قرار نیست خودتو با یه آدم غرق در مشکلات و بدبختی مقایسه کنی ، نه اصلا ،
    ولی یکم از دور نگاه کن ، شرایطت رو بشناس ، عمق مشکلت و قدرت خودت رو بشناس :
    راه دور رو نمیگم ، برو نزدیکترین بیمارستان محلتون ، برو دادگاه ، برو جلوی یه زندان ،
    یه روز برو پیش یه وکیل و موکلاش رو ببین مشکلاتشون رو ببین
    یکی توی این دنیا یه بچه سرطانی داره که هیچ علاجی برای مشکلش نیست و بچه هر روز جلوی چشم مادرش داره زجر میکشه ،
    تازه مادره باید راه بیوافته برای تامین هزینه های بچه و هزار تا گرفتاری دیگه ،
    پدر یه خانواده که چند تا بچه قد و نیم قد داره برای یه پرونده ساختگی باید زندان باشه و خانوادش چقد مشقت های مالی و اجتماعی تحمل کنند ،

    حالا شما نشستی میگی چرا فلانی منو نخواست ؟!
    درد شما درمون نداره ؟!

    اون پدر بدبختی که توی زندان هست و کاسه چه کنم به دست گرفته ، بیچاره و مجبوره یا شما ؟!
    زیبایی داری سالمی ، جوانی ، انرژی داری ، استقلال داری آزادی
    یعنی اسیر بیماری و فقر و مسئولیت بچه و بی سوادی و .. نیستی
    اینهمه امکانات داری ولی مخلص کلام :
    خودت خودتو اسیر کردی .
    اینطور نباشه که 20 سال دیگه که به این روزت فکر میکنی و این آقا رو یادت رفت ، فراموش کردی اتفاقات بینتون اصلا چی بوده ،
    ولی نتونی خودتو به خاطر ظلمی که خودت در حق خودت روا داشتی ببخشی !
    و بگی یه آدم که یه روز اسمش رفت توی شناسنامه امو بعدش باطل شد ، همه عمر و فلسفه زندگی منو نابود کرد .

    در پست بعدم یکی از پست های خودم بعد از جدایی رو میگذارم ان شاالله کمکتون کنه .
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !



  7. 2 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    آیـدا (جمعه 17 فروردین 97), بارن (پنجشنبه 16 فروردین 97)

  8. #46
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 اردیبهشت 99 [ 06:10]
    تاریخ عضویت
    1396-1-02
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    1,874
    سطح
    25
    Points: 1,874, Level: 25
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون گیسو کمند عزیز. من تمام پست هاتو قبلا خونده بودم. مرسی که برام نظرگذاشتی. راستش هوای دل من بهاریه. ینی گاهی آفتابی و یه دفعه بارونی میشه. پرسیده بوذی که هنوز جا دارم یا نه؟ راستش سر هیچ زندگیم اینجوری شد. اما از بعد عروسی دیگه تحمل تحقیر رو ندارم چون هر وقت بهش پیام میدادم. ۸۰درصد مواقع منو مقصر این وقایع میدونست. و تحقیرم میکرد. ببینید زندگی من به خاطر تصمیم اشتباه یه آدم خراب شد. آدمی که پشیمون شده بود از ازدواج اما عروسی گرفت و خونه. تا همه بگن پس تقصیر من بود. اخه آون آقا یه عقد ناموفق هم داشت قبل من. نمیدونم چرا همه میگن خب اسمش پاک میشه از شناسنامه ت و... ینی مشکل من اسمشه؟ مشکل من قلبم هستش که بازی خورد... در عرض ۲۴ساعت از با شکوه ترین لحظه زندگیم به ته جهنم افتادم اونم بی هیچ گناهی. اما شرایط رو آون آقا جوری جلو برد که همه تقصیر ها بیفته گردن من. این جدایی رو زندگی بعدیم هم اثر بدی میذاره. کاش حداقل دلیلی پیدا میشذ مثلا میکفتیم اختلاف داشتیم و.... اما امااینآقا جوری نقشه کشید. که همه تقصیرات متوجه من باشه. امروز از آون روزاس که حوصله خودمم ندارم. ببخشید حالم خوب نیست.

    سحر عزیز ممنون. حرفات واقعا بهم آرامش داد. قسمت عاطفی رو میسپرم دست خدا... ببینم چیکار میکنه...

  9. کاربر روبرو از پست مفید ehsase97 تشکرکرده است .

    گیسو کمند (چهارشنبه 15 فروردین 97)

  10. #47
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    نمیدونم چرا همه میگن خب اسمش پاک میشه از شناسنامه ت و... ینی مشکل من اسمشه؟ مشکل من قلبم هستش که بازی خورد...
    احساس عزیز
    این پاک شدن اسم از شناسنامه یه اصطلاحه ،
    گفتید این شناسنامه یا تجربه ، ازدواج بعدی تون رو هم تحت تاثیر قرار میده ،
    آیا الان مجرد نبودید و تجربه اولتون نبود ? الان چرا این ازدواج ناموفق بود?
    در نتیجه ربطی به تجربه چندم نداره ،
    همانطور که خیلی ها دنبال چهره ، پول ، تجملات و.. هستند ،
    خیلی ها نیز به دنبال اصالت و شخصیت و یه زندگی آرام هستند ،
    پس با این افکار ، حس " قربانی بودن " رو از خودتون دور کنید .

    فرمودید مشکلتون اینه که بازی خوردید و قلبتون هست ،
    عزیزم شما دیگه خودت به خودت ضربه نزن ، مراقب خودت باش ،
    دیگران به فکر خودشونن ، پیه احساس و علایق خودشونن
    ما باید خودمون هوای دلمون رو داشته باشیم ،
    ممکن بود شما این وصلت رو ادامه میدادید ، قلب و احساستون طور دیگه ای در زندگی ضربه میخورد ،
    چرا اینطور نگاه نمیکنید که چقدر خوب که زندگی نکردید ،
    چقدر خوب که همین اول تکلیفتون با این زندگی مشخص شد ،
    اگر وابستگی بوجود می آمد ، خیانت میدید ، یه بچه میومد به این زندگی ، اونوقت تحمل این تحقیر ها را داشتی ?

    لذا شما نگاهتون رو تغییر بدید ،
    برای هر مطلبی که ذهنتان را نوشخوار میدهد و اذیتتان میکند ، موجب حس بیچارگی ، تحقیر، قربانی شدن و.. دارد ،
    همینگونه (مثل دو نمونه بالا ) برای خودتان آنالیز کنید ، از جنبه های مختلف بررسی کنید ، تا آن را برای خودتان حل کنید یا حتی به چشم نقطه قوت ببینید .

    احساس عزیز ، خودت رو دریاب ، از خودت غافل نشو ،
    او بهت ضربه زد ، او یک غریبه است ، تو نشوی مصداق ، خنجر دوست برای خودت !
    بهترین انتقام اینه خیلی شیک ازین زندگی بری و به خودت برسی

    زخم هاتو مداوا کن ، احساس جان ،، نگذار عفونی بشه و بوی گند بگیره ،
    این شکست رو بپذیر که پیروزی های بعدی رو از دست ندی ،،
    هزینه رشد ات رو همینجا پرداخت کن احساس جان .

    دلخوشیه این جهان لذت یک آن بود
    آنچه تو را خوشتر است ، راه به آنم بده .
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !



  11. کاربر روبرو از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده است .

    بارن (پنجشنبه 16 فروردین 97)

  12. #48
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نامزدی قبلی همسرتون چرا به هم خورده؟
    در چه سطحی بوده؟ عقد رسمی؟


    تو مراسم عروسی مشکلی بین شما پیش اومده بود که شب عروسی جدا خوابیدید؟
    همسرتون حالش بد شد، یعنی چی؟ چطور شد؟ تشخیص دکتر چی بود و براش چیکار کردند؟
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا


 
صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. مها جرت بعد از ازدواج؟؟؟؟؟
    توسط SIMA99 در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: شنبه 03 اسفند 87, 19:18
  2. واقعا ارزش داره؟؟؟؟؟
    توسط majroh در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 22 اردیبهشت 87, 17:57

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.