به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 82
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 شهریور 00 [ 17:32]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    193
    امتیاز
    7,864
    سطح
    59
    Points: 7,864, Level: 59
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 325 در 136 پست

    Rep Power
    45
    Array
    سلام ملودی عزیزم

    ببین عزیزم شما چند ماه با خانواده همسرتون قطع ارتباط کرده بودید اگر حتی انها ادمهای بی عیبی هم بودن با یک احوال پرسی یا احترام عید این مسئله از دلشون بیرون نمیرفت چه برسه به اینکه به گفته خودت با انها مشکلات زیادی هم داشتید.

    حالا اگر از این موضوع بگذریم , ملودی جان هیچ وقت نباید زمانی که عصبانی یا هیجانی یا ناراحت یا حتی خوشحالیم تصمیم های مهم زندگیمون را بگیریم . چون اون تصمیم ها منطقی نیستند.

    ایا به نظر شما تصمیمی مهم تر از طلاق هم وجود دارد.

    شما در یک ماه گذشته سه بار تصمیم گرفتی که طلاق بگیری هر سه بار هم زمانی بود که به شدت از دست همسرت ناراحت بودی (که حق هم داشتی ناراحت باشی)

    با توجه به رفتارهای قبلیتون مشخصه که شما هیجانی رفتار میکنید و هیجانی تصمیم میگیرد پس جدای از اینکه بخوای جدا بشی یا این زندگی را ادامه بدی سعی کن حداقل این موضوع را(هیجانی بودن خودت را) قبول کنی تا دفعه بعد که دچار هیجان شدی بتونی خودت را کنترل کنی و در ان تصمیمی نگیری.

    ملودی جان فعلا هیچ اقدامی برای طلاق نکن و موضوع را ادامه نده سعی کن در ارامش و بدور از هیجان زندگی و همسرت را تحلیل کنی و تصمیم نهاییت را بگیری .برای این کار زمان زیادی بگذار.

  2. 3 کاربر از پست مفید آنه ماری تشکرکرده اند .

    m.reza91 (سه شنبه 07 فروردین 97), tavalode arezoo (چهارشنبه 08 فروردین 97), ملودی 94 (سه شنبه 07 فروردین 97)

  3. #32
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 فروردین 97 [ 15:13]
    تاریخ عضویت
    1396-4-23
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    3,665
    سطح
    38
    Points: 3,665, Level: 38
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 81.0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience Points3 months registeredTagger First Class
    تشکرها
    241

    تشکرشده 277 در 110 پست

    Rep Power
    38
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط آنه ماری نمایش پست ها
    سلام ملودی عزیزم

    ببین عزیزم شما چند ماه با خانواده همسرتون قطع ارتباط کرده بودید اگر حتی انها ادمهای بی عیبی هم بودن با یک احوال پرسی یا احترام عید این مسئله از دلشون بیرون نمیرفت چه برسه به اینکه به گفته خودت با انها مشکلات زیادی هم داشتید.

    حالا اگر از این موضوع بگذریم , ملودی جان هیچ وقت نباید زمانی که عصبانی یا هیجانی یا ناراحت یا حتی خوشحالیم تصمیم های مهم زندگیمون را بگیریم . چون اون تصمیم ها منطقی نیستند.

    ایا به نظر شما تصمیمی مهم تر از طلاق هم وجود دارد.

    شما در یک ماه گذشته سه بار تصمیم گرفتی که طلاق بگیری هر سه بار هم زمانی بود که به شدت از دست همسرت ناراحت بودی (که حق هم داشتی ناراحت باشی)

    با توجه به رفتارهای قبلیتون مشخصه که شما هیجانی رفتار میکنید و هیجانی تصمیم میگیرد پس جدای از اینکه بخوای جدا بشی یا این زندگی را ادامه بدی سعی کن حداقل این موضوع را(هیجانی بودن خودت را) قبول کنی تا دفعه بعد که دچار هیجان شدی بتونی خودت را کنترل کنی و در ان تصمیمی نگیری.

    ملودی جان فعلا هیچ اقدامی برای طلاق نکن و موضوع را ادامه نده سعی کن در ارامش و بدور از هیجان زندگی و همسرت را تحلیل کنی و تصمیم نهاییت را بگیری .برای این کار زمان زیادی بگذار.
    بله آنه ماری عزیزم این حرفتون کاملا درسته

    دلیل صحت حرفتون هم اینه که الان یه جورایی سردرگم و پشیمونم ... نه اینکه به همسرم حق میدم و از دستش ناراحت نیستم نه ! از دستش فوق العاده ناراحت و دلخورم ... ولی از طرفی از هیجانی رفتار کردن خودمم ناراحت و پشیمونم ... و از اینکه بعد از سفر برنگشتم خونه خودم ... و الانم کلا راه خونه م برام بسته شده و باید بشینم ببینم چی میشه !!

    ممنونم که برام نوشتین

    وقت مشاوره گرفتم که با مشاورم صحبت کنم و ایشون به من راهکار بدن ...
    ویرایش توسط ملودی 94 : سه شنبه 07 فروردین 97 در ساعت 21:30

  4. 2 کاربر از پست مفید ملودی 94 تشکرکرده اند .

    m.reza91 (سه شنبه 07 فروردین 97), آنه ماری (چهارشنبه 08 فروردین 97)

  5. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 99 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-9-13
    نوشته ها
    282
    امتیاز
    9,239
    سطح
    64
    Points: 9,239, Level: 64
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive5000 Experience Points
    تشکرها
    454

    تشکرشده 159 در 63 پست

    Rep Power
    48
    Array
    اين دعواي آخرتون بعد از مسافرت خيلي شبيه دعواي ما بود. منم بعد از يك مسافرت كه با دوستش رفتيم همش احساس بي توجهي ميكردم با اخم و اينا جواب دادم بعد از رسيدن به خونه يه دعوا شديدتر رخ داد. از همون روز مهرش از دلم افتاد و گفتم جدا ميشم كه كاش بيشتر ايرادهاي خودم رو برطرف ميكردم

    ملودي جان آينده بعد از طلاق خيلي مبهمه، درسته كه آينده براي همه نامعلومه ولي براي زن مطلقه تو اين جامعه و با اين طرز فكر خانواده ها خيلي بده
    همه آدمها يه جورايي تنهان ولي براي زن بعد از جدايي اين تنهايي خيلي عذاب آوره
    من خونوادم قبل از طلاق همش ميگفتن جدا شو ولي تا برگشتم رفتارشون ١٨٠درجه تغيير كرد. مادرم رو همه به عنوان يك زن فداكار ميشناسن ولي بعد از برگشتن من نذاشته يك روز نفس بكشم
    خاله ام بيمارستان بود خاستم برم سر بزنم ميگه چطور روت ميشه بياي( قبول دارم كه مادرم مشكل رواني داره ولي بعد ازبرگشتن من بد شده)
    عزيزم تاميتوني زندگيتو بساز
    نميخام مشكل خودمو به شما تعميم بدم ولي تا آدم خودش تجربه اش نكنه نميفهمه. تجربه ام برات گفتم كه يك نمونه واقعي رو ببيني
    (من هنوز درگير دادگام و خيلي كارم سخت شده)
    ویرایش توسط nasimmng : سه شنبه 07 فروردین 97 در ساعت 22:34

  6. 3 کاربر از پست مفید nasimmng تشکرکرده اند .

    m.reza91 (سه شنبه 07 فروردین 97), ملودی 94 (سه شنبه 07 فروردین 97), آنه ماری (چهارشنبه 08 فروردین 97)

  7. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 فروردین 97 [ 15:13]
    تاریخ عضویت
    1396-4-23
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    3,665
    سطح
    38
    Points: 3,665, Level: 38
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 81.0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience Points3 months registeredTagger First Class
    تشکرها
    241

    تشکرشده 277 در 110 پست

    Rep Power
    38
    Array
    آره نسیم عزیزم می فهمم چی میگی

    الان که اون تنش ها خوابیده و یکم آرومتر شدم همش دارم خودمو لعنت می کنم میگم ای کاش عقلمو به کار انداخته بودم باهاش نمیرفتم خونه دوستش ... اگه تو خونه خودمون می موندیم حتی اگه غر میزد و ناراحتی هم می کرد بازم بهتر از این بود که یه غریبه وسطمون باشه و هیزم بریزه تو آتیش دعوامون ...

    خیلی پشیمونم از این سفر ...

    اگه سفر نرفته بودیم می تونستم همون روز اول عید هم به دیدن پدرشوهر و مادرشوهرم برم و بالاخره شاید همسرمم آرومتر و بهتر رفتار می کرد و اوضاع بهتر میشد ...

    واقعا نمی دونم الان چکار باید بکنم !!!

    از طرفی هم یادم میفته که توی زندگی هم که باهاش بودم خیلی اذیتم می کرد ... سر یه جاروی خونه، سر یه خرید ساده از سوپری، سر یه دیدار با خانواده م ... حتی سر یه کلام حرف باهاش مشکل داشتم ... مدام ازم ایراد میگرفت و ناراحتی می کرد ... اصلا انگار از درون ناراحته این آدم و همیشه طلبکاره و با هیچی هم راضی نمیشه !!!

    بعد یادم میفته مثلا وقتی خوابم میبرد میومد آروم پتو می کشید روم دلم براش تنگ میشه میگم بالاخره ته دلش دوستم داشت ...

    نمی دونم اصلا گیج شدم ...

    پدرم دوباره پشتمو گرفته که بهتره طلاقتو بگیری و نجات بیای و میگه این آدم نرمالی نیست و ارزش زندگی نداره ... مادرم میگه اگه بخوای درست بشه باید خییییلی صبوری کنی مثلا چند ساااال تا یواش یواش بشه مرد زندگی ... خواهرم میگه البته رفتارهاش بده و حق داری ولی اگه می خوای زندگی کنی نباید از رفتارهاش دلخور بشی و باید صرفا کار درست رو انجام بدی و راه درست روبری تا اونم به مرور زمان به شیوه و سبک تو عادت کنه و بهم میگه کارت درست نبوده تو فرودگاه ولش کردی اومدی باید تحمل می کردی با هم بر می گشتین ...

    خودمم موندم گیج و سردرگم ... چند باااار تکرار شده این وضعیت ...

    مشاورم واسه امروز وقت بهم نداد شاید فردا بتونم مشاوره و راهکار بگیرم ...

    خدا خودش کمکم کنه ...
    ویرایش توسط ملودی 94 : سه شنبه 07 فروردین 97 در ساعت 23:14

  8. 3 کاربر از پست مفید ملودی 94 تشکرکرده اند .

    m.reza91 (سه شنبه 07 فروردین 97), nasimmng (سه شنبه 07 فروردین 97), آنه ماری (چهارشنبه 08 فروردین 97)

  9. #35
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 99 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-9-13
    نوشته ها
    282
    امتیاز
    9,239
    سطح
    64
    Points: 9,239, Level: 64
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive5000 Experience Points
    تشکرها
    454

    تشکرشده 159 در 63 پست

    Rep Power
    48
    Array
    ملودي جان مدير آموزشگاهم ميكفت مرد بايد دو چيز داشته باشه : عقل و ادب
    وقتي منو دلداري ميداد ميگفت مرده كه فاعله يعني مرد بايد زندگي رو بخاد
    هيچ اقدام حقوقي حداقل تا چندماه نكن لطفا اشتباه من رو نكن من خيلي زود مهرمو اجرا گذاشتم(گرچه بنظرم ديگه حرمتي بينمون نمونده بود) ولي بايد بيشتر صبر كني
    ویرایش توسط nasimmng : سه شنبه 07 فروردین 97 در ساعت 23:14

  10. 3 کاربر از پست مفید nasimmng تشکرکرده اند .

    tavalode arezoo (چهارشنبه 08 فروردین 97), ملودی 94 (سه شنبه 07 فروردین 97), آنه ماری (چهارشنبه 08 فروردین 97)

  11. #36
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 فروردین 97 [ 15:13]
    تاریخ عضویت
    1396-4-23
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    3,665
    سطح
    38
    Points: 3,665, Level: 38
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 81.0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience Points3 months registeredTagger First Class
    تشکرها
    241

    تشکرشده 277 در 110 پست

    Rep Power
    38
    Array
    سلام دوستان
    بالاخره تونستم با مشاورم که این مدت تحت نظرش بودیم وقت مشاوره آنلاین بگیرم و ایشون گفتن پیشنهادم جداییه چون شخصیت های شما با هم همخوانی نداره و به هم آسیب میزنید ...واقعیت خییییییلی منقلب شدم اصلا حالم بد شد من نمی دونم اخه این چه جور مشاوره دادنه من راهکار خواسته بودم ... دوستان به نظرتون واقعا به حرفش عمل کنم ؟؟آدم تو کار این مشاورها میمونه ما کلی واسه مشاوره قبل از ازدواج هزینه کردیم و رفتیم و آمدیم و تست دادیم و گفتن شما شخصیتتون همخوانی داره و ازدواجتون مشکلی نداره ... بعدش به ایییینهمه مشکل برخوردیم !همون موقع تقریبا همزمان با ازدواج ما زوج دیگه ای از اقوام بودن که رفته بودن مشاوره و ازدواجشون رو کلا منع کرده بودن اما چون همدیگه رو دوست داشتن به حرف مشاور اهمیت ندادن و ازدواج کردن و الان خیلی با هم خوب و خوشبختن و تو این مدت حتی یک بار به مشکل برنخوردن اونوقت ما ...من کاری که کردم به پدرم گفتم با پدرشوهرم در مورد طلاق و این چیزا هیچ صحبتی نکنه و اگه ایشون باهاشون تماس گرفتن قضیه رو واگذار کنه به خودم ...بلاک گوشیمو روی همسرم باز کردم و صرفا بخاطر رها کردنش توی فرودگاه یک پیام عذرخواهی براش فرستادم و گفتم قبول دارم کارم درست نبوده ( چون مشاور هم اینو گفت) ...بعد از اونم دیگه خبری چیزی نشد و ایشون بلاکشون رو من باز نکردن ...دوستان این مشاوره حالمو خراب تر کرده انگار نظرات بچه های تالار بهتر و کاربردی تره برام ... تو رو خدا برام بنویسین الان کار درست چیه باید چکار کنم ؟
    ویرایش توسط ملودی 94 : چهارشنبه 08 فروردین 97 در ساعت 13:47

  12. کاربر روبرو از پست مفید ملودی 94 تشکرکرده است .

    آنه ماری (چهارشنبه 08 فروردین 97)

  13. #37
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 شهریور 00 [ 17:32]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    193
    امتیاز
    7,864
    سطح
    59
    Points: 7,864, Level: 59
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 325 در 136 پست

    Rep Power
    45
    Array
    اتفاقا ملودی جان مشاورتون حرف امیدوار کننده ای زده گفته شخصیت شما دو نفر با هم همخوانی ندارد .

    اگر گفته بود همسرتون شخصیت بدی دارند و اینجور شما اسیب میبینید اونوقت جای ناراحتی داشت چون کاری از دست شما بر نمیامد.

    ولی وقتی گفته شخصیت شما دو نفر با هم همخوانی ندارد پس اگر شما شخصیت خودتون را تغییر بدهید می توانید زندگیتون را حفظ کنید.

    ببین ملودی جان یه مثال میزنم.
    در این سفر اخیر همسر شما رفتارهای نابالغانه از خودش نشون داد و درمقابل هم شما رفتارهای نابالغانه نشون دادید.در نتیجه هر دو به هم اسیب زدید.
    اما اگر شما در مقابل رفتارهای نادرست همسرتون اون رفتار درست را انجام میدادید. در نتیجه الان اینجایی نبودید که حالا هستید.احتمالا از دست همسرتون خیلی دلخور بودید ولی در فکر درست کردن مشکلتون بودید نه جدایی.

    همسرتون در این سفر رفتارهای کاملا اشتباهی از خودش نشون داد هیچکس هیچوقت کارهای اون را تایید نمیکند ولی شما هم خیلی هیجانی برخورد کردید.

    ملودی جان خدای نکرده فکر نکنید دارم شما را متهم میکنم. نه مطمعنن شما ویژگیهای اخلاقی و شخصیتی خیلی خوبی هم دارید که کاملا از روی نوشته هایتان مشخص هست ولی در کنارش ضعفهایی هم دارید که اون ضعفها مشکلات بزرگی برای شما ایجاد کرده اند.

    ولی خبر خوب اینه که شما میتونید تغییر کنید.پس زندگیتون هم میتونه تغییر کنه و درست بشه.

    نگران نباش همسر شما هم مثل خود شما هیجانی رفتار کرده صبر کنید تا خشمش فرو بشینه اونوقت خودش سراغتون میاد.

    ملودی جان من نمیگم جدا بشو یا در این زندگی بمون این تصمیم را باید خودت بگیری ولی الان با این حالی که شما دارید زمان مناسبی برای تصمیم گیری طلاق نیست.

  14. 5 کاربر از پست مفید آنه ماری تشکرکرده اند .

    m.reza91 (پنجشنبه 09 فروردین 97), tavalode arezoo (چهارشنبه 08 فروردین 97), ملودی 94 (چهارشنبه 08 فروردین 97), باغبان (چهارشنبه 08 فروردین 97), صبا_2009 (چهارشنبه 08 فروردین 97)

  15. #38
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array
    ملودی جان
    منم نمیگم جدا شو یا حرف مشاور برای جدا شدن قطعیت داشته باشه واست.

    کاری هم به این زندگیت ندارم کلا در مورد خودت چیزی که من متوجه شدم اینه که اعتراض و عصبانیت رو بد نشون میدی.
    کلا اهل سکوت کردن و بی جواب گذاشتن حرفی نیستی و این آفت زندگیت هست.

    تو نوشته هات بارها گفتی من خیلی منطقی و آروم بهش فلان پیشنهاد رو دادم یا ... ولی به نظر میاد این آرامش و منطق به طرف مقابلت منتقل نمیشه. تا حدی که دوست همسرت به خودش اجازه داده به شما پیام بده و به رفتارت مستقیما اعتراض کنه.

    از اون طرف هم شما باید بپذیری همسرت شخصیتش منفعله؛ چه تو خونه خودتون؛ چه تو خونه پدرش؛ چه تو مسافرت؛ ولی شما هی یادت میره و سر این مساله به هم میریزی.
    این قهر کردنا و بلاک کردنا و طلاق طلاق کردن تو هر قهری از سمت شما اصلا خوب نیست. ۵۰% این زندگی مال شماس. ببین با خودت چندچندی. دیگه تا الان همسرت همه ویژگی های منفیش رو نشون داده؛ اگر نمی خوایش؛ نمی تونی تحملش کنی خب نرو باهاش زندگی کن. نه اینکه تلاش رو تلاش که بهش برسی بعد ۱۰ روز که گذشت تازه یادت بیاد که اخلاقای منفیش رو به سختی میشه تحمل کرد. بعد دوباره بری قهر و دوباره دلتنگی و دوباره تلاش و باز هم این چرخه.

    رفتارات هیجان محوره و وقتی عصبانی میشی تصمیم های مهم میگیری. رو ثبات خلقیاتت کار کن. چه طلاق بگیری چه ادامه بدی لازمه که وقتی تصمیمی میگیری ۴روز بعد ازش پشیمون نشی. رو این کار کن.

  16. 6 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    m.reza91 (پنجشنبه 09 فروردین 97), tavalode arezoo (پنجشنبه 09 فروردین 97), ملودی 94 (چهارشنبه 08 فروردین 97), آنه ماری (شنبه 11 فروردین 97), باغبان (چهارشنبه 08 فروردین 97), زن ایرانی (جمعه 10 فروردین 97)

  17. #39
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 فروردین 97 [ 15:13]
    تاریخ عضویت
    1396-4-23
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    3,665
    سطح
    38
    Points: 3,665, Level: 38
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 81.0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience Points3 months registeredTagger First Class
    تشکرها
    241

    تشکرشده 277 در 110 پست

    Rep Power
    38
    Array
    ممنونم ازت آنه ماری عزیزم

    چقدر قشنگ برام نوشتی ...

    شما مثل خواهر خودم حرف میزنی ...

    دقیقا دارم همین کارو می کنم تا بتونم به دور از تنش و عصبانیت تصمیم بگیرم ...

    نگران نباش همسر شما هم مثل خود شما هیجانی رفتار کرده صبر کنید تا خشمش فرو بشینه اونوقت خودش سراغتون میاد.

    آنه ماری عزیزم دقیقا قسمت نگران کننده ماجرا برام همینه چون می بینم هیچ راهی برای ارتباط باز نمی کنه بر خلاف همیشه که دنبالم میومد و برای بازگشتم تلاش می کرد ... این عکس العملش خییییلی داره نگرانم می کنه همش با خودم میگم نکنه چون این ماجرا چندین بار تکرار شده دیگه هیچوقت باهام ارتباط برقرار نکنه و بره به سمت جدایی ... باور کن تمام این هفته که به سرکارم میرفتم اصلا هیچ تمرکزی روی کارم نداشتم حالم خوب نبود ...

    یعنی واقعا دوباره میشه همه چیز درست بشه ؟؟

    دارم به این فکر می کنم که به روانپزشک مراجعه کنم و برای این حالات هیجانیم دارو بگیرم ... نظرتون چیه ؟؟ چون تا حالا بارها متوجه این معضل خودم شدم اما هیچ جوری نتونستم درستش کنم ... وقتی برمی گردم خونه خودم دوباره با چند بار بدرفتاری های همسرم یا تنش ها و مسائل پیش بینی نشده دوباره داغ می کنم و میزنه به سرم که ترکش کنم !!!

    ممنونم ازت صبای عزیزم

    آره درست میگین دقیقا همینطوریه ... متاسفانه این نقطه ضعف منه که هنوز نتونستم اصلاحش کنم ... قبول دارم کاملا ولی نمی دونم چطوری باید درستش کنم !!

    متاسفانه حتی مشاور هم همش میگه شخصیت شما اینطوریه و اونطوریه ولی هیچوقت یه راهکار عملی نمیده !!

    به پیشنهاد همسرم قبل از سفرمون دو تا کتاب تهیه کرده بودیم که راهکار عملی میداد که شاید با مطالعه ش مشکلمون تا حدی حل شه که متاسفانه رفتیم سفر و قضیه اینجوری شد و فرصت نشد با هم مطالعه کنیم ...

    درست میگین نمی تونم کارهاش و رفتارهاش رو تحمل کنم و عصبانی میشم ولی دو روز هم که نمی بینمش دلم براش تنگ میشه !! چون با همه این تلخی ها روزهای خوبم داشتیم با هم ...

    در مورد منفعل بودن همسرمم کاملا درست میگین ... ولی یه مشکلم اینه که وقتی خودم برنامه ریزی رو به دست میگیرم مدام اعتراض می کنه که تو شدی همه کاره این زندگی و من تو این زندگی اختیاری ندارم و هیچ کاره ام ... اینو دیگه واقعا نمی دونم چطوری مدیریتش کنم ؟؟

    میشه لطفا اگه راهکار عملی دارید راهنماییم کنید؟؟
    ویرایش توسط ملودی 94 : چهارشنبه 08 فروردین 97 در ساعت 23:19

  18. 4 کاربر از پست مفید ملودی 94 تشکرکرده اند .

    m.reza91 (پنجشنبه 09 فروردین 97), آنه ماری (شنبه 11 فروردین 97), باغبان (چهارشنبه 08 فروردین 97), صبا_2009 (چهارشنبه 08 فروردین 97)

  19. #40
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array
    ملودی جان

    الان که عصبانی نیستی.یه جدول درست کن.
    تمام ویژگی های مثبت همسرت رو تو یه ستون بنویس.
    تمام ویژگی های منفیش هم بنویس. حتی اونایی که وقتی خسته و عصبانی هستی میاد تو ذهنت.

    یه جدول دیگه هم درست کن تمام دلایلت که شامل ترسها و ... میشه رو برای ادامه زندگی بنویس
    یه ستون رو هم با چیزهایی که تشویقت می کنه به طلاق چه الان و چه تو مواقع عصبانیت پر کن.

    بعد همش رو بگذار کنار هم. ببین چه آینده ای برای زندگیت میبینی. همسرت قرار نیست هیچ تغییری کنه آیا توان ادامه دادن باهاش رو داری؟ چقدر می تونی خودت رو تغییر بدی و در عین حال راضی باشی؟ خسته شدنت و کم آوردنها و بی حرمتی ها و دل شکستن ها وقتی در مقابل خوبی هاش قرار میگیره؛ قدرتش بیشتره یا کمتر؟

    چند روز این جدول کشیدن ها و نوشتن ها رو تکرار کن. من پیشنهادم ۱۴ روز هست. ببین روز آخر نوشته هات با روز اول چقدر فرق کرده. چیا توش ثابته و چیا تغییر کرده.
    این تمرین کمکت می کنه بدور از هیجان زندگیت رو تحلیل کنی.

  20. 3 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    m.reza91 (پنجشنبه 09 فروردین 97), ملودی 94 (پنجشنبه 09 فروردین 97), آنه ماری (شنبه 11 فروردین 97)


 
صفحه 4 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دو روی سکه من!!! دافعه ام بیشتر از جاذبه ام هست . راه حل!!
    توسط بی نهایت در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 38
    آخرين نوشته: سه شنبه 07 فروردین 97, 23:03
  2. حساست من روی شوهرم
    توسط hedika در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 06 شهریور 94, 19:24
  3. شکست عشقی و تاثیری که روی من گذاشته
    توسط newfolder در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: چهارشنبه 17 آبان 91, 17:24
  4. +چگونه تمام کردن یک ارتباط دختر و پسر(چه درست چه نادرست) ؟؟
    توسط setare_tk در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: پنجشنبه 17 تیر 89, 16:18
  5. چگونه تمام کردن یک ارتباط دختر و پسر(چه درست چه نادرست) ؟؟
    توسط setare_tk در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 17 اردیبهشت 87, 11:52

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.