سلام به همه دوستان خوبم
در سال جدید برای همه دوستان بهترین احوال را آرزو می کنم.
Eramعزیز ممنون هستم از توجهت الان کمی بهتر م و در ادامه توضیح خواهم داد که چه شد.
آقای hamed_kr پستون برای بنده هم قوة قلبی بود و هم هدایت گر و بسیار ممنونم. نکات ارزنده ای در آن بود که حتما مد نظر خواهم گرفت.
آقای باغبان به نکته خوبی اشاره کردید یک قسمت از احوالات بنده بر می گرده به فشار بالای کاری خانه تکانی و اینکه خودم را محدود کرده بودم در زمان.
آقا امین حق با شماست بنده یک لیست بلند بالا از بایدها و نباید هایی دارم که فقط به عادت گونه آنها را انجام می دهم و از این بابت بسیار به من سخت می گذرد و به قول فرشته مهربان عزیز به خود بسیار سخت می گیرم.
و بیشتر از همین حیث سخت گیری به خودم هست که به دیگران مخصوصا همسرم سخت می گیرم.
این بایدها و نباید ها حتی در خود من باید عمیق و ریشه ای شود که این همه انجام دادن یا ندادن آنها چه از جانب خود من چه از جانب دیگران ذهن من را درگیر نکنه.
احوالات روزهای گذشته من به همین باید هایی بود که برای خودم تعریف کرده بودم و از این حیث به همسرم هم سخت می گرفتم نتایجش می شد مشاجرات مداومی که تمامی نداشتن.
پست حال و احوال فرشته مهربان عزیز همان مشکل من بود آرامشی که ایشان در پس نتوانستن ها، بی نظمی ها برای خودشان به ارمغان آورده بودند ومتاسفانه من نقطه مقابل فرشته مهربان بودم.
یعنی چی؟ فشار کاری بالا، نظم دهی سر یک زمان تعیین شده، رضایت نداشتن از پیشرفت کاری که خارج از توان من بود، رضایت نداشتن از احوالات خودم و در نتیجه متوقع بودن از همسرم که نهایتش می شد گلایه و غر زدن به همسرم که در پس این مشاجرات و درگیری و حرف هایی که دل رو آزرده می کنه.
احساس می کردم چرا این تاپیک را زدم تازه زندگی ام متشنج تر شده.
اما با بررسی و مشاوره ای که گرفتم این شد که؛
در شرایطی که فشار احساسی بالا باشه که این نشأت گرفته از سخت گیری های خودم بود موجب این بالا و پایینی ها می شود.
زندگی در جریانه. و باید یاد بگیرم آسان تر بگیرم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)