به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 80

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 12 مهر 98 [ 23:18]
    تاریخ عضویت
    1394-1-17
    نوشته ها
    172
    امتیاز
    7,231
    سطح
    56
    Points: 7,231, Level: 56
    Level completed: 41%, Points required for next Level: 119
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    411

    تشکرشده 310 در 114 پست

    Rep Power
    44
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Amir A نمایش پست ها
    تشکر آقا رضا از راهنمایی و صراحت حرفاتون. قبول دارم اینا برخورد فیزیکیه و خانمها هم به خاطر ساختار فیزیکیشون اذیت میشن با همین حد هم.


    تشکر دنیا خانم توصیه های کارآمدی میکنید که مشخصه از خرد و تجربه بسیاره. هر جمله تون یک نکته ست برای خودش
    یک سری از دوستانش هستن که من رابطه باهاشونو قدغن کردم براش و میدونه اگر بگه با اونا رفته جایی کلاهمون میره تو هم. وقتی یه حالت مظلوم به خودش میگیره و میگه تنها رفتم من میفهمم که با کسی رفته که ممنوع شده معاشرت باهاش. کلا دیگه بعد این همه مدت میتونم یه سری مواقع تشخیص بدم داره دروغ میگه از هول کردنشم میفهمم که خطایی کرده و میخواد مخفی کنه باید خودمو بزنم به اون راه که فکر کنم راست میگه
    مسئله همینه که از من اونقدرم نمیترسه که یه کاری که میگمو نکنه البته خیالشم راحته منم از واکنش قهر و جدایی اون شدیدا میترسم ولی اون فقط وقتی عصبانی باشم
    میترسه ازم و حرفمو گوش میده. باقی مواقع اصلا انگار به آینده و اینکه من بفهمم چی میشه فکر هم نمیکنه. من حتی فکر میکنم خیلی مواقع خط قرمزهارو رد میکنه ولی من خبردار نمیشم
    نازشو هم میکشم ولی تو مواقعی که جدیه یا باید یه کاری بکنه صبرم گاهی کم میاره مثلا سر همین جریان اینکه گفت قرص نمیتونم بخورم چون دردم میاد واقعا کفریم کرد چون دیگه مرزهای لوس بودن رو خیلی جابجا کرده بود و منم دیگه اعصابم بعد یه عالمه نازکشی و قربون صدقه نکشید.

    - - - Updated - - -


    ممنونم خانم یگانه زهرا از صحبت های دلگرم کننده تون که من شدیدا با استرس دم عروسی بهشون نیاز دارم
    بله ظاهر خیلی برای پایبندی آقایون مهمه راضی نباشن دنبال ارضاش از راه های دیگه میرن. من از وقتی خانمم رو دیدم هیچ زنی دیگه به چشمم نمیاد فقط خودشو در همه حال کامل و بی نقص میبینم اینو به خودشم بارها گفتم منتها چون با اشیا مثل ماشین و الماس مقایسه ش میکنم زیاد خوشش نمیاد کمتر از جواهرات که میگم ناراحت هم میشه
    مشاورم هم میگه زن من نرمی زیاد از من نمیخواد و همین که بتونم اشکشو درنیارم یا داد نزنم و نزنمش خوبه. منتها خودش هی تو دعواها بهم میگه من قلب و عاطفه ندارم یا وحشیم یا فقط برای رابطه جنسی میخواستمش یا میگه تو ماشینی و قلبت از آهنه برای همین از گریه ی من دلت نمیسوزه از این جور حرفای منفی. منم میگم حتما یه مدل دیگه میخواسته دیگه منو دوست نداره.
    از کجا شما خانمها میفهمین زن من منو دوست داره؟ من خودمم مثل آقا رضا فقط فکر میکنم داره منو تحمل میکنه و بخاطر آبرو یا چون دیگه دختر نیست عروسیو بهم نمیزنه.
    سر اون جریان کتک زدنش به مشاور گفته بود من احساس ندارم من به مشاور گفته بودم بیست ساله گریه نکردم سر مرگ مادرمم گریه نکردم ابراز احساساتم مشکل داره به این معنی نیست که احساس ندارم مشاور اینو به خانمم گفته بود بعدا خانمم به من یه بار گفت اگه تا آخر امروز یک قطره اشک از ته دلت بریزی اشک بدون کمک پیاز و دود منظورش بود گفت اونجوری قبول میکنم دوستم داری منم هرکاری کردم نتونستم اونم گفت پس دوستم نداری! خیلیم احساس بدی نسبت به خودم پیدا کردم سرش
    نمیدونم دقیقا چی کار کردم که منو قبول کرد. همینجوری خودم بودم فقط به من میگفت با بقیه فرق داری فکر کنم برای همین منو انتخاب کرد. دعوا هم با هم نمیکردیم چون توی یه جبهه بودیم و داشتیم تمام مدت با خانواده ش میجنگیدیم و نقشه میکشیدیم. خیلیم میگفت بهش خوش میگذره. منم اون مواقع یا رو سکوی نفتی بودم یا جزیره کار میکردم یا سربازی بودم و... مثل الان وقتم در کنترل خودم نبود و خیلی کم و به سختی همو از نزدیک میدیدیم قدر همو بیشتر میدونستیم.
    جمله مثبت اینجوری که شما گفتین نه بهش نگفتم تاحالا ولی مثلا راجع به دروغ بهش گفتم اگه راستشو بگی هرچی که باشه کاریت ندارم.

    - - - Updated - - -



    ممنونم خانم پاییزه از حرفای خیلی خوبتون
    من با هرکسی دیگه ازدواج میکردم از اینم ممکن بود بدتر بشه. غیر از همون ایل و تبار خودم
    مرسی که از دید خانمم مسئله رو باز کردین و گفتین. چقدر به نظر خانمها توجه و مراقبت بد میاد
    من نوازشش هم کردم کلی قربون صدقه ش رفته بودم بریم دکتر قبول نکرد دارو گرفتم باز نیم ساعت منتشو کشیدم داروهارو بخوره خودشو بیخودی لوس میکرد
    بعد اینکه قاطی کردم ولی خراب کردم بهش گفتم به درک نمیخوری و التماسم کنی دکترم نمیریم و از این حرفا البته همه اینا در حد پنج دقیقه هم نبود و دوباره نازشو کشیدم.
    حق با شماست هل دادن از کتک زدنم بدتره ممکنه اتفاقی بیفته. قوی هم نیست دست بهش میزنی راحت می افته. نمیخوام دیگه اتفاق بیفته اینم
    نمیدونین من خودم چقدر احتیاج دارم از این استرس ها دربیام از اینکه یه حرفو چندبار باید بهش بگم و تازه بازم باید مراقب باشم گوش کنه و اگرم گوش نکرد اعصابمو بتوم کنترل کنم خسته م
    راجع به مثال ها هم دستتون درد نکنه. ولی یعنی زن ها تا این حد زبون بازی و فریب میخوان؟ من تا چیزی واقعا باورم نباشه الکی نمیتونم بگم
    مثلا در جواب دلم گرفت به جای اون جمله فانتزی تخیلی اشکالش چیه بگیم حاضر شو بریم بیرون؟ این که خیلی بهتر و عملی تره تا وعده اولین فرصت گشت و گذار در عالم رویا! من که کارمو دلش بگیره زمین میذارم براش ارزشی نداره فقط جمله های تخیلی احساسی به درد نخور باید بتونم بگم؟
    یا مثلا جواب اینکه من بدبختم زن تو شدم من ازش میپرسم چرا فکر میکنی بدبختی و پیش خودم میگم خب اگه توضیح بده حلش میکنیم
    ضایع نیست مرد بگه دلم از غصه آب میشه؟؟؟؟؟
    یا دلت میاد منو تنها بذاری!؟؟
    یا زن بگه با من بحث نکن حوصله ندارم! مرد هم بگه ببخشید؟؟؟ یه خورده ذلت بار نیست؟
    کلا زن ها یعنی انقدر یه مردو خوار و ذلیل دوست دارن؟ البته جمله های دیگه ای که معنی منفی حرف خانم رو برداشت مثبت میکرد خیلی خوب بود
    من میتونم جمله هاشو مثبت جواب بدم ولی اصلا نمیتونم به دروغ و چاپلوسی حرفی بهش بزنم اونم تعریف و تمجید خیلی دوست داره ولی من تو دهنم نمیاد الکی حرفی بزنم که قلبا بهش ایمان ندارم
    من فکر میکنم علت رفتار خانمتون فقط طرز تربیتشه و اینکه محدود نبوده و الان هم نمیتونه محدودیت های شما رو تحمل کنه.برای همین به ارتباطاتش به خاطر شما پایان نمیده چون سخته براش. اگر بخواد به مرور این مورد درست میشه.
    حالا شما باید ببینید چی میخواید ازش:۱-دروغ بگه که دعواتون نشه.۲-راست بگه که دعواتون بشه. از اونجایی که کاری که بخواد رو میکنه پس شما برای هرکاری که کرده دعوا در پیش دارین.پس بهتره که دروغ بگه تا از دعوا جلوگیری بشه😞 از نظر خودش البته.
    حالا اگر بخواید هم راست بگه هم شما به خواسته تون برسین کارتون یکم سخته.اول اگر راستشو گفت عصبانی نشید.مثلا عکسشو با دوستاش و کارگرا تو پیجش دیدین.نگین با دوستات رفتی و دعوا و گریه و ... بگین نظر دوستات در مورد خونه چی بود؟ اینجوری شما رو مقابل خودش نمیبینه.اینو بگین راستشو میگه.بعد بگین کجاها رفتین و چیکارا کردین.در حال حاضر تا شاهد عینی نباشه نمیتونین از زیر زبونش چیزی بکشین بیرون! اگر بخواین راستشو بگه چاره ی دیگه ای ندارین چون در ارتباط زیاد با دوستان خیلی تحت تاثیرشون قرار میگیره و باید این ارتباط کم کم ،کم بشه. این مراحل شاید طولانی و خسته کننده باشه ولی برای نتیجه گرفتن شما هر تلاشی رو میکنید و این قابل تحسینه. بعد گذشت یک مدت که ببینه شما یکم کمتر دعوا میکنید توی گفتن حقیقت راحتتر میشه و شما کارتون اونجا شروع میشه که حالا باید چیکار کنید تا ارتباطتشو کاهش بدین.البته الان که تقریبا نیمه مجرده وقت آزادش زیاده تو زندگی که برید وقتش پرتر از سابق میشه و ناخودآگاه ارتباط کم میشه.
    اینکه دوستتون داره که مشخصه.الان کمتر کسی به اینکه بعد عقد دختر مونده باشه بها میده و اینکه خانواده اش پشتشن. اینکه این همه برخورد فیزیکی دارین و حالا کلی بعدش گریه چرا دعوام میکنی؟ چرا دوستم نداری؟ یعنی دوستتون داره اگر نداشت که براش مهم نبود چیکار میکنید.نهایتش با خودش میگفت یکم سروصدا میکنه اروم میشه خودش.نه اینکه حالا به شیوه خودش(رفتارهای خانمتونم پر اشکال هستش!) میخواد آرومتون کنه خب یعنی دوستتون داره دیگه.
    در ضمن یک چیزی بگم توی قربون صدقه رفتن و بیان احساسات اعتدال رو رعایت کنید! از اینجا و توی مهربونیتون شروع کنید شاید توی دعوا هم بتونین جلوی خودتونو کمی بگیرین و هر چیزی نگین. لازم نیست مدام ابراز محبت کلامی باشه.ابراز محبت خیلی خوبه ها...خیلی .ولی به اندازه. چون اگر اندازه نباشه مثل قضیه بیماریش به قول خودتون مرزهای لوس بودن خیلی جابجا میشن و واقعا هم کفر ادم در میاد.پس سعی کنید به اندازه باشه لطفا.چون خانمتون امکان لوس شدنش زیاده و دوباره یک دعوای دیگه...

  2. 2 کاربر از پست مفید donya. تشکرکرده اند .

    Amir A (شنبه 26 اسفند 96), mercedes62 (شنبه 26 اسفند 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. لطفا راهنماییم کنید
    توسط bita2 در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: پنجشنبه 31 مرداد 92, 12:17
  2. راهنماییم کنید لطفاً
    توسط roze siah در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: پنجشنبه 10 مرداد 92, 10:02
  3. می خوام ارشد حتما حتما قبول شم البته با این شرایط.... لطفا راهنماییم کنید
    توسط sami92 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: یکشنبه 02 تیر 92, 12:07
  4. راهنماییم کنید همسرم را برگردونم
    توسط نازنین آریایی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 73
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 خرداد 92, 00:46
  5. آیا درانتخابم اشتباه کردم یانه؟(لطفا راهنماییم کنین)
    توسط هیلان در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 09 فروردین 90, 14:04

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.