به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 314

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 04 [ 21:28]
    تاریخ عضویت
    1396-9-12
    نوشته ها
    207
    امتیاز
    11,940
    سطح
    71
    Points: 11,940, Level: 71
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    434

    تشکرشده 437 در 149 پست

    Rep Power
    50
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه زیبایی ها نمایش پست ها
    سلام به همگی

    جناب امیر خان امیدوارم حالتون حوب باشه

    می خوام خواهش کنم تصور کنید وکیل هستید.....وکیل پدری شدید که

    به خاطر سبک زندگی پدر و پدرانش رفتارهای ناهنجاری داشت و ناخوداگاه همین رفتار رو برای پسرش هم به ارث گذاشته بود

    و پسر به خاطر این سبک زندگی خیلی تلخی ها رو تجربه کرده بود.....تا رسید به جایی که پسر به خودش اومد و خواست تغییر کنه و مثل پدرش نباشه اما

    خیلی سخت بود و از طرفی اون تلخی ها هنوز به کامش بود....و حالا شاکی بود....

    با نبوغ و منطق و قدرت تحلیلی که دارید وکالت این پدر به شما سپرده شده.......این پدر به شما پناه اورده.....

    می خواد پسرش درکش کنه ....اون پسرش رو دوست داره ولی توی کلام حریف پسر نمیشه

    پسر رو متقاعد کنید....... از پدر دفاع کنید.....

    ببینیم چه میکنید

    متشکرم و برای شما و همسر محترمتون ارزوی زندگی شادی رو دارم
    سلام الهه خانم
    باید اعتراف کنم شما سخت ترین سوالی رو پرسیدین از من که نه فقط اینجا که فکر کنم در تمام عمرم کسی ازم نپرسیده بود!
    از دیروز فکر منو مشغول کردین و البته نه فقط برای جواب که درگیر یک عصبانیت شدید هم شده بودم. صبر کردم یکم آروم بشم بتونم با کلمات بهتری در این مورد جواب بنویسم.
    میدونم احتمالا کسی به معنای واقعی متوجه این پست من نمیشه و ممکنه تو دلتونم نکوهش کنید بهرحال اینم جواب آخرین سوال صندلی داغ بنده
    و امیدوارم من رو هم ببخشید اگر غیرارادی حرفی میزنم که به نظرتون قشنگ نیست برای آروم شدنم هم صبر کردم هم همه تلاشم رو کردم که الان بتونم بدون عصبانیت بنویسم.

    به فرض محالی که پدری که رو تن بچه چهار پنج ساله ش سیگار خاموش میکنه اصلا بتونه احساس دوست داشتن داشته باشه یا الان ذره ای پشیمون شده باشه
    میتونم به پسر پیشنهاد بدم که با یک محاکمه و مجازات عادلانه معادل با درد و عذابی که تحمل کرده موافقت کنه نه برای بخشش اونم فقط برای التیام و آرامش.
    منظورم از معادل، درد و شکنجه ای متناسب با سن و موقعیت و زمانه نه فقط قاعده چشم در برابر چشم!

    شاید اگه یه آدم بزرگ رو شب تا صبح تو کمد حبس کنید زیاد نترسه ولی یه بچه قوه تخیل خیلی قوی ای داره که هر ثانیه اون تو موندن براش مساویه با دیدن یه موجود ترسناک دم دار خبیث که میخواد بهش ضربه بزنه یا بکشتش و هیچ جایی هم برای فرار نیست و باید زل زدنا و دور و نزدیک شدنای اون موجودو تحمل کنه و فقط بترسه.
    هر پلک زدنش معادله با این فکر که این آخرین هواییه که داره میخوره و فکر میکنه تو فیلم دیده یکی تو یه جای بسته هوا تموم میکنه و میمیره یعنی این ثانیه هوا داشته و زنده بوده ثانیه بعد هوا تموم شده و دیگه مرده و هربار پلک میزنه که ببینه زنده ست هنوز اون موجود ترسناک جلوشه یا قراره بمیره خفه شدن براش یه اتفاق به سرعت یک پلک زدنه! و شما این حالت رو نه یک ساعت نه دو ساعت از زمانی که هوا تاریک میشه تا زمانی که فرداش خورشید درمیاد برای یه بچه پنج شیش ساله تجسم کنید.

    من میتونم به عنوان این وکیل تخیلی به این پسر و این موجود به اصطلاح دیگران پدر که حتی هیچ وقت اجازه نداده پدر صداش کنی یا کوچکترین نزدیکی و حسی با پسرهاش نداره این پیشنهاد رو بدم که تک تک اون شکنجه ها چه روحی چه جسمی چه داغ زدن چه کتک چه حبس چه بیرون انداختن تو سرما چه ضرب و شتم و شکنجه کسی که خیلی دوستش داری جلوی روت و... به شکلی معادل و متناسب با یک مرد گنده اجرا بشن.
    در این صورت هم باز از پسر نمیتونم بخوام که ببخشه و بگذره چون میدونم حتی معادلشم نمیتونه همون حسی که پسر سال ها تجربه کرده رو بهش بده فقط میتونم برای دفاع از اون پدر به پسرش بگم که اون یه لاابالی بی مسئولیت معتاد پسته حال بهم زنه که هیچ متوجه کاراش نبوده و حتی الانم براش مهم نیست خرج زندگیشو زنش بده و اصلا لیاقت اینو نداره که دستتو به خون آلوده کنی و نباید برای زنده گذاشتنش خودتو سرزنش کنی. اون لیاقت مرگ راحت رو نداشته و باید با زجر بمیره و تو هرکاری میکردی نمیتونستی زجری که لایقشه بهش بدی و بازم راضی نمیشدی.
    نباید زندگیتو با نفرت بهش خرابتر کنی چون لیاقت هیچ احساسی حتی حس نفرتت رو نداره
    با نفرت و حتی فکر کردن بهش داری اجازه میدی بازم بهت ضربه بزنه و باید جلوی تاثیرشو بالاخره یه روزی بگیری من فقط در این حالت یعنی با یک محاکمه و مجازات متناسب میتونم پسر رو متقاعد کنم که اونم نه برای بخشش که فقط برای یکم التیام و شاید آرامشه
    و از اونجایی که اون پدر مسلما با همچین مجازاتی موافقت نمیکنه این پرونده هم همیشه باز میمونه
    من وکیل خوبی نمیشدم و اصلا استعداد وکالت ندارم

    ممنونم از سوالات و وقتی که برای طراحی و پرسش و به چالش کشیدن من گذاشتین

    ویرایش توسط Amir A : یکشنبه 20 اسفند 96 در ساعت 05:42

  2. 6 کاربر از پست مفید Amir A تشکرکرده اند .

    miss seven (یکشنبه 20 اسفند 96), tavalode arezoo (یکشنبه 20 اسفند 96), گیسو کمند (یکشنبه 20 اسفند 96), اقای نجار (دوشنبه 17 اردیبهشت 97), الهه زیبایی ها (یکشنبه 20 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 20 اسفند 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.