به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 16 از 32 نخستنخست ... 67891011121314151617181920212223242526 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 314
  1. #151
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    فرزندم کجاییی

    چقد این تمنای عشق بینوا گفت بهش رحم کنی ولی نکردی
    چقد بچه ام التماست کرد .. رفتی با گازوئیل برگشتی
    بفرما... چوب مدیر صدا نداره ..فقط میسوزه :) ههه

    سریعتر .. پست 148 .. حل شود کااامل ، منتظر هستیم ..

    خوب ...
    مقامات بالا ، بالای بالا ، بهشون میگن مقامات خیلی بالا
    mohamadreza164

    یک تمرین داده اند که حلش کنید ،

    بفرمایید ، خدمت شما :



    بدون اینکه دست خودتون رو از روی کاغذ بر دارین، بوسیله چهار خط پیوسته از روی همه نقطه ها عبور کنید، ( از هر نقطه فقط یکبار میشه رد شد)


    ** بی نهایت جان دیگه خودت مقامات خیلی بالا رو میشناسی دیگه ..
    از مسیر ویژه اتوبوس و بی آر تی هم عبور میکنن ، چه برسد به قوانین صندلی داغ !!
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !


    ویرایش توسط گیسو کمند : دوشنبه 14 اسفند 96 در ساعت 20:32

  2. 6 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    miss seven (دوشنبه 14 اسفند 96), paiize (دوشنبه 14 اسفند 96), فرشته اردیبهشت (دوشنبه 14 اسفند 96), الهه زیبایی ها (دوشنبه 14 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 20 اسفند 96), عشق آفرین (جمعه 18 اسفند 96)

  3. #152
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    بی نهایت جان حس میکنم الان یا روی چهارپایه هستی یا توی کابینت
    یا داری فسقلی رو میگیری که به دست و پا گیر نکنه

    گرینه هیچ کدام ، اصفهانم پیش پدر مادرم هستم و فقط دارم جوش می خورم کی تعمیرات تموم می شه و چه کنم با خونه تکونیه امسال.


    خوب عزیزم ... بنده با افتخار مجری شما هستم

    برای بنده هم جای بسی خوشحالیه اما می گم مگه سون جان مجری من نبود؟!!

    میفهمی که منظورمو ..

    متوجه هستم طلا


    نگران نباش درد نداره فقط میسوزه

    مگه می شه مگه داریم



    1 - در وصیت نامه ، نوشتید "زندگی رو سخت نگیرید ، ازش عبور کنید "


    این جمله از کجا میاد ? تفسیر کن .

    عبور از رنج و رسیدن به لذت


    قطعی بودن رنج در زندگی انسان ها یک تقدیر الهی است و ضرورت داره با رنج آشنا بشیم تا بتونیم یک برخورد منطقی با اون داشته باشیم. باید یاد بگیریم از رنج ها عبور کنیم تا به لذت نهایی که همون بندگی است برسیم چون ذاتا انسان یک موجود لذت طلب هست. اولین قدم برای عبور از رنج آگاهی است . اینکه آگاه باشیم قطعا در زندگی با رنج هایی روبه رو خواهیم شد .این آگاهی موجب می شه ما بتونیم رنج را کاهش بدیم و اون رو مدیریت کنیم و از اون عبور کنیم. وبه لذت برسیم. نهایت لذت ها ، لذت بندگی است.





    2 - گفتی یکی از آرزوهات " لذت یک بندگی عاشقانه " است ، چهطور ?


    یک حدیث قدسی هست که می فرماید :

    " من گنج پنهان بودم . دوست داشتم که آشکار شوم . پس خلق را آفریدم تا شناخته شوم "
    و این مهم ، میسر نخواهد شد ، جز آنکه ، انسان ، تنها به عبادت عاشقانه او جلوه گر شود .

    یک عبادت عاشقانه عبادتی است نه تجارت مابانه ، نه از روی ترس بلکه آراد از هر دوی این .

    در عشق ، نه معامله با معشوق است ، که از او بهشت بخواهیم و نه ترس از عذاب معشوق و جهنم . که در عشق ،هر چه هست معاشقه و همراهی است .

    با توجه به این جواب چون این جزو آرزوهام هست ، جواب سوال خانم صبا را اشتباه دادم در حقیقت اون چیزی بود که دلم می خواست باشم.
    10) فرض کنید بهتون بگن قیامتی وجود نداره! روش زندگی و لذت های دنیاتون تغییر می کنه؟ بله تغییر می کنه . چون ایمانم خیلی ناقصه.


    گیسو جان همگی حسابی دارید آشپالم می کنید.

    3 - از سون (7) پرسیدی ، "اشکالی نداره 7جان صدات کنم؟ " ،
    چرا باید اشکال داشته باشه ?

    برعکس بود از 7 جان پرسیدم اشکال نداره سون جان صدات کنم ، خوب شاید دوست داشته باشه 7 جان صداش کنم.

    ای ناقلا آره خوب از بس می شینم تو ذهنم همه چیزو آنالیز می کنم نکنه اشتباه کنم ، نکنه طرف ناراحت بشه ،وووو.....




    4 - گفتی عروسکت که لباس آبی فیروزه ای داشت تنها اسباب بازی کودکیت بوده ،
    چرا تنها یعنی دیگه اسباب بازی نداشتی ? اگه نداشتی چرا ?

    من فرزند آخر بودم دیگه ذوق و شوق اسباب بازی خریدن برای من تمام شده بود از بس برای خواهر برادر هام اسباب بازی های گرون خریده بودند و یکیش رو سالم نگذاشته بودند سیاست اسباب بازی خریدنشون به من که رسید عوض شد.




    5 - گفتی یکی از مهارت هایی که باید آموخت " مهمان داری " است ،
    یک نقد در این حوزه بگو .

    به استقبال مهمان بریم.
    از تکلف و ریا دوری کنیم.
    بیش از اندازه سرگرم پذیرایی نشویم ، در کنار مهمان باشیم .
    همراهی با مهمان هنگام غذا خوردن.
    اسباب رفتن مهمان را فراهم نکنیم.
    و...


    یک نقد به آداب معاشرت بگو .

    مودب بودن

    با صدای بلند صحبت نکنیم

    وقت شناسی

    به کسی خیره نشیم

    اسرار زندگی مون را فاش نکنیم

    حد و حدود خودمون را بشناسیم.


    6 - با توجه به سوال شماره صفر ام ، تاپیک معنا و هدف ، با توجه به تربیت فرزندانتون ،
    پسر شما 23 سالشونه ، بسیار فعال و با استعداد هستند ( خدا جوانانمون رو حفظ و هدایت کنه انشالله )
    بی نهایت اشکم در اومد ولی ادامه میدم .. خیلی هم دوستت دارم ..


    پسرت بهت میگه ،
    مامان من یکسری توانایی ها دارم که در
    دفاع از وطن خیلی میتونم موثر باشم ، نمیتونم بمونم دلم اونجاست (مثلا مرز ) چون توانایی های خاصی دارم که به درد میخوره


    خوشحال میشی
    افتخار میکنی
    شکر میگی
    غمگین میشی
    احساس ترس
    احساس تنهایی
    ....
    حس ات رو بگو ؟

    این سوالت اشکمو در آورد. در حالت واقعی نمی ذارم بره.
    ولی در حالت ایده آلی که از خودم توقع دارم که به اونجا برسم اول گریه می کنم ، در آغوش می گیرمش ، و احساس غرور می کنم که چه خوب امانت داری کردم و یک نفس عمیق همراه با درد چدایی می کشم.

    7 - " گفتی خاک همدردی شما رو گرفته "
    به نظرت تا کی به همدردی سر میزنی ؟ چه موقع چرا ؟
    هستم فعلا تا زمانی که بیرونم کنن.
    اگر یه روزی به خودت بیایی ببینی 1 ساله نمیایی همدردی علتش چی میتونه باشه ؟
    نمی دونم.


    8 - دوران نوجوانی و مدرسه ات چهطوری بود ؟ در دوری از خانواده گذشت یک تنهایی مفرط.

    9 - مجری چیست ؟

    موجودی از رده انسان گونه ها که بر لبانش خنده های شیطانی آویزان است.
    مرسی گیسو جان کلی با سوالاتت دمبل زدم.
    ویرایش توسط بی نهایت : دوشنبه 14 اسفند 96 در ساعت 22:55

  4. 7 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    miss seven (دوشنبه 14 اسفند 96), paiize (دوشنبه 14 اسفند 96), فرشته اردیبهشت (دوشنبه 14 اسفند 96), گیسو کمند (دوشنبه 14 اسفند 96), الهه زیبایی ها (دوشنبه 14 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 20 اسفند 96), عشق آفرین (جمعه 18 اسفند 96)

  5. #153
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط باغبان نمایش پست ها

    با سلام

    سلام

    ممنون که در صندلی داغ شرکت کردید

    ببخشید دیر سئوال ارسال می کنم ،،،

    من هم ممنونم که در صندلی داغ بنده شرکت فرمودین.






    1) یه روز تو بیمارستان یه صحنه جالبی دیدم ،،، یه پسری روی ویلچر نشسته بود و داشت کارهای پذیرش بستری شدن پدر و مادر پیرش را انجام میداد
    اون پسر چهره شاد و خوشحالی داشت و با افتخار این صندلی ویلچر را حرکت می داد برا ی کمک به پدر و مادرش ،،،
    خیلی از مردم هم می خواستند کمک کنند ولی با افتخار می گفت وظیفه منه ،،،
    آدم واقعا لذت می برد ،،،
    اگه اتفاقی آموزنده ای دیدید که براتون جالب بوده برامون بذارید ؟( هر جا : مدرسه – دانشگاه – خیابون و ....)

    یک هفته بود عقد کرده بودیم با همسرم رفتیم مشهد ، از زیارت برگشته بودیم و دم حرم منتظر بودیم که بقیه همراهانمون به ما ملحق بشن . یک خانم و آقای خیلی پیر ی اومدن کنارمون نشستند روی زمین یک کاسه و یک قاشق از کیفشون در آوردن وبا کمی ماست و آب و نون خشک تلیت آب دوغ درست کردند. با همون یک قاشق یکی در میون با هم غذاشون رو خوردند.
    من و همسرم بهت زده از این همه محبت وسادگی شده بودیم. به همسرم گفتم یعنی می شه من و تو پیر بشیم با هم بیایم مشهد همین جوری عاشقانه و بی تکلف تلیت آب دوغ بخوریم.

    حالا از متن بالا یه سئوال دیگه هم بوجود می یاد :


    چرا باغبان مثل بقیه برای کمک به اون پسر تلاش نکرد ؟

    - چون خودش مریض بود
    - چون می دونست تو فکر اون طرف چیه :)
    -چون می خواست زیبایی ببینه
    - چون حالش را نداشت :)
    -نمی دونم

    چون اون پسر نیازی به کمک نداشت .




    2 ) کدام راانتخاب می کنید :

    -خدا از ما رضایت کامل داره و می فرماید ازت راضیم ولی برو جهنم

    خدا از ما راضی نیست و می فرماید باشه برو بهشت-> خدای کریم ، رحیم و رحمان ، غفور ، و بنده گنهکار






    ..............................





    3 ) همه ی ما باید مسیر زندگیمون را طی کنیم ،،، کوله پشتی زندگیتون را : ( انتخاب گزینه مورد نظر )



    • سبک برداشتید
    • سنگین برداشتید
    • هنوز انتخاب نکردم کوله پشتی ام چطوری باشه







    ..............................
    هنوز انتخاب نکردم کوله پشتی ام چطوری باشه




    4 ) حال و احوال ا این روزهای خودتون را در قالب یه تصویر ( تشبیه ) برای ما به نمایش بگذارید :

    شبیه یک کرم ابریشم که داره تلاش می کنه از پیل بیرون بیاد






    5 ) اگر یه گل فروشی داشتید ،،اسم گل فروشی را چی می ذاشتید ؟

    گل فروشیه شادی



    6 ) اگر همسرتون بهتون بگه بهم حکم دادند که باید تو یه روستا زندگی کنیم ( روستا سرسبز و زیبا )
    چه واکنشی نشان میدهد ؟ برنامه زندگی تون در روستا؟

    قبول می کنم ، داشتن یک مزرعه ، کشاورزی ، خریدن اسب ، فراهم کردن امکانات آموزشی برای بچه ها ی خودم وسایر بچه های روستا .




    7 ) اولین چیزی که به ذهنتان میرسه :


    نقاشی :
    کودکی

    منیت و غرور :
    مرگ بر امریکا

    مریخ :
    سفر و نقل مکان

    قرمه سبزی :
    مادر شوهر مهربان

    مادر :
    آغوش امن

    اول ایتدایی :
    فرزند شهید

    تالار همدردی :
    فرشته مهربان

    شبکه های اجتماعی :
    فریب

    شهید عباس بابابی :
    پرواز و آزادگی




    8 ) به موارد زیر نمره بدید به خودتان ( از 0 تا 10 )


    * مهربانی : 10
    * احساسی بودن : 7
    *ولخرجی : 5
    *شادی : 2
    * پشتکار و تلاش : 4
    * کنترل خشم : 5
    *قاطعیت : 6
    * نظم : 8






    9 ) اگه الان خداوند به شما اجازه بده با دو تا فرشته بالاسرتون صحبت کنید ( فرشته ای که اعمال خوب و بد را می نویسنند )
    بهشون چی میگید ؟
    خدا قوت چه می کنید حوصلتون از من سر نرفت نمی خواین برید مرخصی . خدا صبرتون بده.


    10 ) یه نوشته از تصویر زیر که به ذهنتون میرسه برامون بذارید :









    خداوند زیباست و خالق زیبایی ها و چقدر این رنگ ها ، این نور زیباست.



    11) اولین اقدامی که یک خانوم راننده بعد از تصادف انجام می دهد چیست ؟

    - بیهوش می شود
    - با شوهرش تماس می گیرد
    - می گوید : آخ ببخشید می خواستم ترمز بگیرم اشتباهی گاز دادم
    - اول به خاطر سالم ماندنش یک دیگ شله زرد نذر می کند بعد هم عهد می کند که دیگر پشت رل ننشیند
    - جیغ میکشد
    - هیچکدام ( اگر این گزینه انتخاب کردید باید جواب مورد نظرتون را بگید )

    هیچکدام . پیاده می شه اول بررسی می کنه کسی صدمه جانی ندیده باشه و اگر کسی نیاز به کمک داره به ایشون کمک می کنه و اوقتی مطمئن شد که خدا رو شکر کسی زخمی نشده می ره دعوا، آقا چه خبرتونه مگه نمی بینید یک خانم پشت فرمونه . باید ملاحظه کنید و....










    متشکرم .
    من هم متشکرم.
    ویرایش توسط بی نهایت : دوشنبه 14 اسفند 96 در ساعت 23:35

  6. 6 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    miss seven (سه شنبه 15 اسفند 96), paiize (دوشنبه 14 اسفند 96), گیسو کمند (سه شنبه 15 اسفند 96), الهه زیبایی ها (دوشنبه 14 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 20 اسفند 96), عشق آفرین (جمعه 18 اسفند 96)

  7. #154
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    اول از همه تشکر می کنم از همه دوستانی که به بنده محبت داشتند و صندلی داغی به این مفرحی برای من تدارک دیدن. سورپرایزی بود در نوع خودش.

    و عذر خواهی می کنم بابت تاخیر در جواب دادنم می دونم که درکم می کنید . آخه نمی خوام سرسری جواب بدم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط عشق آفرین نمایش پست ها
    سلام بانو بى نهايت. دوسِت داريم بى نهايت بانو

    مرسی عشق آفرین جان شما که دوست داشتنی ترینی



    1. بى نهايت جان شما به من بگو 24 ساعت گذشته رو چگونه گذروندى. (كامل ، هم اتفاقات هم حس و حالات)

    الان چون مهمانم برنامم زیاد متنوع نیست ، کمک مادرم نظافت منزل انجام دادیم ، مادرم که تشکر کرد با شرمندگی گفتم در مقابل خوبیهات این هیچه . مادرم را بوسیدم . پدرم با وجود سن بالاشون چون یک کار اداری داشتم من رو بردن خیابون ، وقتی کارم تمام شد از پدرم تشکر کردم . بعد از زدن تاپیکم بیشتر حواسم رو جمع می کنم که تشکر کنم. پدرم می خواست جواب آزمایشش را بگیره پیش قدم شدم گفتم بدید من بگیرم . احساس خوشحالی داشتم که یک کار کوچیک برای پدرم انجام دادم. چلسمه خریدم برای بچه های خواهرم رفتم منزلشون . به امور بچه ها رسیدگی کردم. براشون کیک پختم . بردمشون حیاط باهاشون بازی کردم. برادرم صبح پسرم رو رسوند مدرسه ، با روی خوش ازش تشکر کردم و حال خانمش را پرسیدم و ازش بابت مهمونی چند روز پیش تشکر کردم. هم زمان در رحمت به روم باز شد و دو تا از خاله هام و دو تا از دوستام با من تماس گرفتند ، خیلی بشاش تر از همیشه باهاشون برخورد کردم و وقتی گفتم در رحمت باز شده همشون از این همه شادی من انرژی گرفتند و ابراز کردند که دوستم دارند.

    واقعا ها شادی و تشکر کردن موجب شده دوست داشتنی تر بشم.



    2. خداوند، پدر مادر، همسر و فرزندانت... لطفا هر كدوم رو مخاطب قرار بده و جمله اى كه دوست دارى بگى يا خواستى بگى اما قورتش دادى رو بهشون بگو.

    خدایا به من از در کرم و بخششت رفتار کن نه عدالتت.

    پدر خوبم برات طول عمر با عزت و سلامتی می خوام .

    مادر مهربانم بهشت چگونه می تونه پاسخ گوی این هم خوبی ات باشد.

    همسرجان ، چطور مطوری ، دلم برات تنگ شده. خدا قوت.

    پسر گلی ها یه رحمی به مامان، بابا بکنید کمتر خرابکاری کنید.

    دخمل نازم چقدر تو لوسی ، بهت حسودیم می شه آخه دل بابایی رو بدجور بردی.


    3. خاطره انگيزترين آهنگى كه تا به حال گوش دادى چى بوده و چرا؟

    دریا از نیما چهرازی ،


    4. مى تونى حق و حقوقت رو راحت مطالبه كنى ؟

    تا حدی بله



    5. تا به حال فرزندانت رو تنبيه فيزيكى كردى؟ سرشون داد زدى؟ كلا تنبيه شون ميكنى يا نه؟

    متاسفانه خیلی داد می زنم . اون قدر سرو صدا توی خونه ما زیاده که گاهی صدای آرومه من شنیده نمی شه. در مورد تنبیه توی سوال یکی ازدوستان جواب دادم.



    6. اگه فرزندانت در آينده بخوان به فعاليت هاى خطيرى نظير چتربازى، رالى، سقوط آزاد، غواصى بپردازند، همراهيشون مى كنى يا مانع ميشى؟
    رالی و سقوط آزاد رو مانعشون می شم ولی غواصی و چتر بازی رو نه.


    7. خيلى از افراد جامعه تصورشون اينه كه اكثر هنرمندان مشكلات روح و روان دارن. به نظر شما اين تصور از كجا مياد؟ شما هم همچين نظرى دارى؟
    من این رو اولین باره دارم می شنوم. من چنین نظری ندارم.

    ولی این رو می دونم که زندگی هنرمندان حاشیه هاش زیاده.



    8. نقش و وظيفه بى نهايت در جامعه، در قبال آيندگان چى هست؟

    اینکه فرزندان خوبی تربیت کنم. خیلی از بزرگ مردان تاریخ که اثر گذار بوده اند ، دست پرورده تربیت صحیح یک مادر بوده اند.


    9. صبح كه از خواب بيدار مى شى، معمولا اول از همه به چى فكر مى كنى؟

    یه خورده بذارید بخوابم خیلی کمبود خواب دارم.


    10. براى خودت يه نامه عاشقانه سه خطى بنويس. (كمتر نشه ها)

    بی نهایت عزیزم ،

    دستم را بگیر ، وبه سمت نور با من قدم بردار،

    دنیای بیرون بسیار زیبا است بیا با هم برویم ،

    چمن های این مزرعه خنک می کند پاهای کرخت شده ات را ، نترس ،

    راه رفتن در این چمنزار کم کم پآن ها را قوی خواهد کرد ، تو مستحق دویدن هستی.

    نگاه کن شبنم را ، صورتت را جلو ببر بگذار غصه هایت را با خود بشوید و ببرد. تو مستحق شاد بودن هستی.

    گل را نگاه کن چگونه دلربایی می کند منتظر است که توبوی خوشش را بستایی. وبا خود به ارمغان ببری،

    ای گل خوش بوی من ، بگذار من هم بوی تو را به صحرا ارمغان ببرم.


    موفق باشى عزيزم.

    مرسی عشق آفرین گلم ، سوال آخر خیلی بهم مزه داد.

    به جای آتش ممنونم که منو با سوالاهای لطیفت روحم رو خنک و شاد کردی.
    ویرایش توسط بی نهایت : سه شنبه 15 اسفند 96 در ساعت 18:33

  8. 5 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    miss seven (سه شنبه 15 اسفند 96), paiize (چهارشنبه 16 اسفند 96), گیسو کمند (چهارشنبه 16 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 20 اسفند 96), عشق آفرین (جمعه 18 اسفند 96)

  9. #155
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها

    مقامات بالا ، بالای بالا ، بهشون میگن مقامات خیلی بالا
    mohamadreza164

    یک تمرین داده اند که حلش کنید ،

    بفرمایید ، خدمت شما :



    بدون اینکه دست خودتون رو از روی کاغذ بر دارین، بوسیله چهار خط پیوسته از روی همه نقطه ها عبور کنید، ( از هر نقطه فقط یکبار میشه رد شد)

    با چهارتا خط نمی شه با پنج خط راست می شه.
    اگر با چهارتا میشه خودشون زحمت بکشن جواب را بدن ما هم بهره ببریم.
    .

  10. 7 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    miss seven (سه شنبه 15 اسفند 96), mohamad.reza164 (سه شنبه 15 اسفند 96), paiize (چهارشنبه 16 اسفند 96), sia518 (سه شنبه 15 اسفند 96), گیسو کمند (چهارشنبه 16 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 20 اسفند 96), عشق آفرین (جمعه 18 اسفند 96)

  11. #156
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 24 آذر 98 [ 23:02]
    تاریخ عضویت
    1394-1-24
    نوشته ها
    762
    امتیاز
    26,356
    سطح
    97
    Points: 26,356, Level: 97
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 994
    Overall activity: 57.0%
    دستاوردها:
    OverdriveRecommendation Second ClassTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,761

    تشکرشده 2,595 در 691 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    217
    Array


    سلام، قرار نبود چند روز اخیر بیام همدردی برای همین خانم گیسوکمند که مجری شما بودن این سوال رو فرستادن و الان هم که اومدم گفتم جواب رو بگم.


  12. 8 کاربر از پست مفید mohamad.reza164 تشکرکرده اند .

    miss seven (سه شنبه 15 اسفند 96), paiize (چهارشنبه 16 اسفند 96), sia518 (سه شنبه 15 اسفند 96), گیسو کمند (چهارشنبه 16 اسفند 96), اثر راشومون (چهارشنبه 16 اسفند 96), بی نهایت (سه شنبه 15 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 20 اسفند 96), عشق آفرین (جمعه 18 اسفند 96)

  13. #157
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    از خانم بی نهایت عزیز تشکر میکنیم ، پاسخ های قشنگ ، داغ و پر رمز و رازی بود .
    و همه دوستانی که درصندلی داغ بی نهایت شرکت کردند ، عرض اراد خدمت شما سروران

    -----------------------------------------------------------------

    از امروز تا جمعه 18 اسفند ماه به مدت سه روز


    در خدمت آقای ارباب جذبه ، عاشق خانواده ، دونده پرقدرت ... هستیم


    جناب Amir A
    ...................................


    مجری : آقای sia518


    از شما دعوت میکنیم ، با حضور گرمتان چالشی پرهیجان ، مفرح و دااغ رقم بزنید .
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !



  14. 6 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    Amir A (چهارشنبه 16 اسفند 96), miss seven (پنجشنبه 17 اسفند 96), paiize (چهارشنبه 16 اسفند 96), sia518 (جمعه 18 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 20 اسفند 96), عشق آفرین (جمعه 18 اسفند 96)

  15. #158
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    امیر خان ، خوشحالیم که خدمتتون هستیم

    امـــــــــا شما واقعا خیلی جذبه دارید
    وقتی میخواستیم دعوتتون کنیم بیایید صندلی داغ شرکت کنید
    وااای نمیدونید که ....
    اون پشت مشتا توی خصوصی با پاییزه و صبا داستان داشتیم :) یادش خیر ..
    آخرش پاییزه شجاع (تنها سردار) اومد و دعوت کرد

    پاییزه که پست دعوت رو نوشت و ارسال رو زد ....، همه ی ما ... الفرااار


    1 - امیر خان چی شما رو به مسیر شغلی فعلیتون کشوند ، چی شد که شرکتتون شد این ؟
    منظور اون جرقه های اولیه و تفکری که قبلا در مورد شغل داشتید و اتفاقی که افتاد و خلاصه تعریف کنید .

    2 - من عصبانیم ، داغونم ، دعوام شده ، شما وارد اتاق من میشی ( من یه آقا هستم )
    من دارم به دیوار میکوبم ، دارم پرونده های روی میزمو پرت میکنم ، دارم فحش میدم ،
    منو آروم کنید ، ( باید منو آروم کنید) یه ماموریته اصلا .

    3 - در مسیری که معمولا عبور میکنید ، خیابانها ، مردم ، پیر و جوان ، بیکار و کاسب ، پولدار و فقیر و رفتار ها و اتفاقات ....
    چیزی هست که شما رو به فکر ببره ؟ از چیزی ناراحت میشید ؟ از چیزی خوشحال میشید ؟ کامل شرح بدهید .

    4 - یک وصیت نامه بنویسید .

    5 - یک روز خوب و رویایی را برامون تعریف کنید ( مثلا برای من : زیر یه درخت دراز کشیدم دارم آسمونو نگاه میکنم و همراهه ..... )

    6 - صرفه جویی در زندگی شما جایی دارد ؟ کجاها ؟ مثال..

    7 - گیسو کمند شکست عشقی خورده ( غلط کرده ، عمرااا ) ، فکر میکنه دنیا به آخر رسیده ( صدسال سیاه )
    ناامیده و میگه دیگه برای چی کار کنم چرا باشگاه برم دیگه نمیخوام ازدواج کنم فقط دیگه به اهداف معنویش و کمک به خلق الله فکر میکنه
    ( بازم غلط میکنه ، بمیره هم باید توی قبر تلاش کنه و به فانتزی های قشنگ و عشقولانش هم فکر کنه )

    حالا شما اون گیسو کمنده خارج از پرانتز رو متقاعد کنید که نباید ناامید بشه و فرصت های قشنگی داره باید به خودش برسه .

    8 - یک جوک خیلی جالب و خنده دار برای ما تعریف بفرمایید ( شما هیچوقت از شکلک استفاده نمیکنید )

    ممنون از حضورتون .
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !



  16. 6 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    Amir A (چهارشنبه 16 اسفند 96), miss seven (پنجشنبه 17 اسفند 96), paiize (چهارشنبه 16 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 20 اسفند 96), عشق آفرین (جمعه 18 اسفند 96), صبا_2009 (چهارشنبه 16 اسفند 96)

  17. #159
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    بالاخره نوبت امیرخان شد!
    سلام آقاامیر
    امیدوارم ازاین صندلی داغ بیشترین بهره روببری وتجربه های جدیدی روکسب کنید.
    1.آخرین باری که خیلی خندیدی ازته دل کی بود؟چرا؟

    2.تاحالا شده کارعاشقانه ای درحق خودتون بکنید؟چی بوده؟اگه هم که نه بگیددوست دارید چطوربه خودتون عشق بورزید؟

    3.فرض کنیدانوزمجردهستید واسه اینکه به کسی نزدیک بشید برای ازداوج چه کارهایی میکنید؟(کاری کردید که پشیمون باشید یامثلا پیش خودتون بگید کاش این حرف روزده بودم یا...)
    4.تعریف تون ازخداروواسمون بگید.
    5.یک نامه عاشقانه به خدا بنویسید.(پنج خط)

    6.تاحالا چندبارگل خریدید؟به چه مناسبت؟واسه کی؟
    7.بهترین دوستتون روچطورخطاب میکنید؟اگه بخواین باهاش درددل کنید چی میگید؟
    8.لحظه ای توی ذهنتون هست که خیلی آرامش اون لحظه به یادتون مونده باشه؟کی بود؟چرا؟

    9.فرق بین آرامش واقعی وآرامش کاذب چیه؟بامثال توضیح بدید واسمون؟

    10.یک خاطره شیرین ازدوران گذشته؟(نگید هیچی که نمیشه خوب فکرکنید وشیرینترینش روبگید.)

    ممنونم ازپاسخ گوییتون.
    سعی میکنم هرچه زودتربیام وتوی تاپیکتون جواب سوالتون روبدم.
    عمر که بی عشق رفت

    هیچ حسابش مگیر...

  18. 5 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    Amir A (چهارشنبه 16 اسفند 96), miss seven (پنجشنبه 17 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 20 اسفند 96), عشق آفرین (جمعه 18 اسفند 96), صبا_2009 (چهارشنبه 16 اسفند 96)

  19. #160
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 04 [ 21:28]
    تاریخ عضویت
    1396-9-12
    نوشته ها
    207
    امتیاز
    11,940
    سطح
    71
    Points: 11,940, Level: 71
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    434

    تشکرشده 437 در 149 پست

    Rep Power
    50
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    امیر خان ، خوشحالیم که خدمتتون هستیم
    من در خدمت شما هستم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    امـــــــــا شما واقعا خیلی جذبه دارید

    وقتی میخواستیم دعوتتون کنیم بیایید صندلی داغ شرکت کنید
    وااای نمیدونید که ....

    اون پشت مشتا توی خصوصی با پاییزه و صبا داستان داشتیم :) یادش خیر ..
    آخرش پاییزه شجاع (تنها سردار) اومد و دعوت کرد

    پاییزه که پست دعوت رو نوشت و ارسال رو زد ....، همه ی ما ... الفرااار
    اختیار دارید این حرفا کدومه. من که جذبه ای نشون ندادم اینجا. اصلا قدرتی ندارم اینجا که بخواد جذبه هم داشته باشه یه سری آدم از پشت سیستم و گوشی هر بلایی میتونید سرم بیارید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    1 - امیر خان چی شما رو به مسیر شغلی فعلیتون کشوند ، چی شد که شرکتتون شد این ؟
    منظور اون جرقه های اولیه و تفکری که قبلا در مورد شغل داشتید و اتفاقی که افتاد و خلاصه تعریف کنید .
    شرکت من جریانش چندتا دلیل داشت که دست به دست هم داد. من تصمیم داشتم شرکت نفت استخدام بشم امتحان دادم قبول شدم تمام شرایط رو هم داشتم براشون گزینه خیلی خوبی هم بودم تو مصاحبه علنا گفتن به جرم سنی مذهب بودن ردم. البته من بعدا به خاطر خانواده خانمم شیعه شدم ولی دیگه جرقه ش از اونجا زده شد که از زندگی کارمندی و حقوق بگیری دربیام چند روز بعدش با دوتا از رفیقای صمیمی دوره دانشگاه دور هم جمع بودیم و هرکدوم مشکلات مالی خاص خودمون رو داشتیم و دیدیم این بهترین راهه دیگه تصمیم قطعی گرفته شد برای خودمون کار کنیم اول بدون ثبت شرکت به چندتا کارخونه که میشناختیم خودمون پیشنهاد دادیم و دیدیم رو حساب تجربه استقبال کردن بعد کم کم اعتمادها جلب شد و ما هم دیگه شرکت زدیم و جالبه الان همون اداراتی که یه زمان برامون غول بودن میان سراغمون و میخوان براشون کار کنیم.
    یه دلیل بامزه شم این بود که من یه سگی پیدا کردم یه جا که شرایط بدی داشت و تصمیم گرفتم نگهش دارم و تو خونه نمیشد خیلی پارس میکرد و مجبور شدم دفتر بزنم تو حیاط شرکت نگهش دارم. :) اینم شکلک


    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    2 - من عصبانیم ، داغونم ، دعوام شده ، شما وارد اتاق من میشی ( من یه آقا هستم )
    من دارم به دیوار میکوبم ، دارم پرونده های روی میزمو پرت میکنم ، دارم فحش میدم ،
    منو آروم کنید ، ( باید منو آروم کنید) یه ماموریته اصلا .
    اجازه میدم اون آقا عصبانتیشو خالی کنه به کار خودم میرسم باهاش حرف نمیزنم وقتی خسته شد ازش میپرسم چی شده کی حالشو گرفته و چه کمکی از من براش برمیاد و سعی میکنم اگه مسئله مزخرف و کوچیکی هم هست باهاش ابراز همدردی کنم چون مسلما واسه اون مهم بوده که بهمش ریخته. ترجیحا از اون محیطی هم که داغون کرده میبرمش بیرون چون دیدن کاری که کرده هم ناراحتش میکنه. البته اگه تو عصبانیت بخواد به منم حمله کنه جوابش اول یکم مشت و کتک کاریه بعد که خالی شد این مراحل دیگه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    3 - در مسیری که معمولا عبور میکنید ، خیابانها ، مردم ، پیر و جوان ، بیکار و کاسب ، پولدار و فقیر و رفتار ها و اتفاقات ....
    چیزی هست که شما رو به فکر ببره ؟ از چیزی ناراحت میشید ؟ از چیزی خوشحال میشید ؟ کامل شرح بدهید .
    خب معمولا به اینکه چرا اونجارو دوربرگردون زدن یا چرا پل نزدن، چرا چراغ قرمز روی یه عدد ایستاد، چرا راه مردمو الکی طولانی میکنن، باز شهرداری داره برای دهمین بار تو یه سال یه مسیری رو بیخودی آسفالت میکنه و جای این چرا چاله چوله های اونورو درست نمیکنن و از این دست مسائل فکر میکنم. از آلودگی زمین و هوا و ترافیک و گاهی دور شدن راهم یا پشت چراغ قرمز خیلی منتظر موندن و راه ندادن بعضیا تو رانندگی هم عصبانی میشم. از رفتار مغازه داری که فکر کنه میتونه با چرب زبونی سرم گول بماله عصبانی که نمیشم ولی از این رفتار و کلا از اینجور آدم ها بدم میاد. از برخورد ساده و دوستانه و بااحترام مردم خوشحال میشم.از گل و گل کاری در سطح شهر هم خوشحال میشم. از معتادهای کنار خیابون عصبانی میشم و اگه ازم پول بخوان فحش میخورن فقط. از همه چی بدتر از دیدن بچه هایی که دستفروشی یا گدایی میکنن خیلی ناراحت میشم و منو به فکر میبرن.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    4 - یک وصیت نامه بنویسید .
    زنم رو بسوزونید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    5 - یک روز خوب و رویایی را برامون تعریف کنید ( مثلا برای من : زیر یه درخت دراز کشیدم دارم آسمونو نگاه میکنم و همراهه ..... )
    رفته باشی مسافرت درگیر کار نباشی چندتا اسب خوشگل تو یه زمین چند هکتاری داشته باشی بعد یه سوارکاری درست حسابی جلوی ویلای فول امکاناتی که داری بشینی کنار زنت در صلح و آرامش از باغ و درخت و منظره کوه رو به روت و نسیم ملایمی که میوزه لذت ببری.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    6 - صرفه جویی در زندگی شما جایی دارد ؟ کجاها ؟ مثال..
    نه متاسفانه من زیاد اهل صرفه جویی نیستم بیشتر به بریز و بپاش علاقه دارم. زمانی که وضعم خوب نبود خب ناچارا صرفه جویی هم میکردم ممکن بود خودم دو سه روزم غذا نخورم بتونم یه نیاز واجبی رو تهیه کنم یا کفش مناسب نداشتم با کتونی میرفتم عروسی ملت.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    7 - گیسو کمند شکست عشقی خورده ( غلط کرده ، عمرااا ) ، فکر میکنه دنیا به آخر رسیده ( صدسال سیاه )
    ناامیده و میگه دیگه برای چی کار کنم چرا باشگاه برم دیگه نمیخوام ازدواج کنم فقط دیگه به اهداف معنویش و کمک به خلق الله فکر میکنه
    ( بازم غلط میکنه ، بمیره هم باید توی قبر تلاش کنه و به فانتزی های قشنگ و عشقولانش هم فکر کنه )

    حالا شما اون گیسو کمنده خارج از پرانتز رو متقاعد کنید که نباید ناامید بشه و فرصت های قشنگی داره باید به خودش برسه .
    با حرف خالی که نمیشه. با فرض اینکه من با شما رابطه صمیمانه ای دارم وقتی بفهمم همچین مشکلی پیش اومده باهاتون تماس میگیرم میگم گیسو کمند حاضر شو دارم میام دنبالت بریم بیرون حق هم نداری بگی نمیام بهرحال میبرمت. میریم جایی که میدونم دوست داری اگر بازی و فعالیتی باشه بهتره سعی میکنم فکرتو چندساعت منحرف کنم بعد اینا اگه خواستی باهات حرفم میزنم اگه همچنان تو لک بودی کنارت ساکت میشینم تا زمانی که حس کنم خودت مایلی حرف بزنیم درس اخلاق و پند و نصیحت این مواقع فایده نداره تنها حرفایی که میشه و باید زد اینه که میدونم شرایط فلان فلان شده ایه ولی میگذره تو از پسش برمیای همونطور که سر فلان جریان خیلی خوب براومدی. میدونی که میتونی رو من همه جوره حساب کنی دو نصفه شبم کارم داشتی زنگ بزن میام من هواتو دارم و امثال این حرفا.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    8 - یک جوک خیلی جالب و خنده دار برای ما تعریف بفرمایید ( شما هیچوقت از شکلک استفاده نمیکنید )
    جوک رو که نمیشه نوشت و خیلی بامزه بشه لحن بیان مهمه. شما بامزه بخونین حالا:

    یه روز حضرت سلیمان میره پیش لاشخور بهش میگه لاشخور حیوونای دیگه خیلی از دستت شکارن ها، میگن هروقت باهاشون میری کافه دنگتو حساب نمیکنی.
    (اینو میتونین جایی نمیخواین کسی رو مهمون کنید همون اول تعریف کنید که لاشخور بازی درنیارن)
    یا یکی دیگه
    هیچ میدونستین میتونید با فشردن همزمان شیفت و آلت سلمان فارسی رو به سلمان انگلیسی تغییر بدین؟



    من برای زنمم خیلی به ندرت از شکلک استفاده میکنم. بیشتر در همین حده :)

  20. 4 کاربر از پست مفید Amir A تشکرکرده اند .

    miss seven (چهارشنبه 16 اسفند 96), paiize (پنجشنبه 17 اسفند 96), sia518 (چهارشنبه 16 اسفند 96), عشق آفرین (جمعه 18 اسفند 96)


 
صفحه 16 از 32 نخستنخست ... 67891011121314151617181920212223242526 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.