من در خدمت شما هستم.
اختیار دارید این حرفا کدومه. من که جذبه ای نشون ندادم اینجا. اصلا قدرتی ندارم اینجا که بخواد جذبه هم داشته باشه یه سری آدم از پشت سیستم و گوشی هر بلایی میتونید سرم بیارید.
شرکت من جریانش چندتا دلیل داشت که دست به دست هم داد. من تصمیم داشتم شرکت نفت استخدام بشم امتحان دادم قبول شدم تمام شرایط رو هم داشتم براشون گزینه خیلی خوبی هم بودم تو مصاحبه علنا گفتن به جرم سنی مذهب بودن ردم. البته من بعدا به خاطر خانواده خانمم شیعه شدم ولی دیگه جرقه ش از اونجا زده شد که از زندگی کارمندی و حقوق بگیری دربیام چند روز بعدش با دوتا از رفیقای صمیمی دوره دانشگاه دور هم جمع بودیم و هرکدوم مشکلات مالی خاص خودمون رو داشتیم و دیدیم این بهترین راهه دیگه تصمیم قطعی گرفته شد برای خودمون کار کنیم اول بدون ثبت شرکت به چندتا کارخونه که میشناختیم خودمون پیشنهاد دادیم و دیدیم رو حساب تجربه استقبال کردن بعد کم کم اعتمادها جلب شد و ما هم دیگه شرکت زدیم و جالبه الان همون اداراتی که یه زمان برامون غول بودن میان سراغمون و میخوان براشون کار کنیم.
یه دلیل بامزه شم این بود که من یه سگی پیدا کردم یه جا که شرایط بدی داشت و تصمیم گرفتم نگهش دارم و تو خونه نمیشد خیلی پارس میکرد و مجبور شدم دفتر بزنم تو حیاط شرکت نگهش دارم. :) اینم شکلک
اجازه میدم اون آقا عصبانتیشو خالی کنه به کار خودم میرسم باهاش حرف نمیزنم وقتی خسته شد ازش میپرسم چی شده کی حالشو گرفته و چه کمکی از من براش برمیاد و سعی میکنم اگه مسئله مزخرف و کوچیکی هم هست باهاش ابراز همدردی کنم چون مسلما واسه اون مهم بوده که بهمش ریخته. ترجیحا از اون محیطی هم که داغون کرده میبرمش بیرون چون دیدن کاری که کرده هم ناراحتش میکنه. البته اگه تو عصبانیت بخواد به منم حمله کنه جوابش اول یکم مشت و کتک کاریه بعد که خالی شد این مراحل دیگه.
خب معمولا به اینکه چرا اونجارو دوربرگردون زدن یا چرا پل نزدن، چرا چراغ قرمز روی یه عدد ایستاد، چرا راه مردمو الکی طولانی میکنن، باز شهرداری داره برای دهمین بار تو یه سال یه مسیری رو بیخودی آسفالت میکنه و جای این چرا چاله چوله های اونورو درست نمیکنن و از این دست مسائل فکر میکنم. از آلودگی زمین و هوا و ترافیک و گاهی دور شدن راهم یا پشت چراغ قرمز خیلی منتظر موندن و راه ندادن بعضیا تو رانندگی هم عصبانی میشم. از رفتار مغازه داری که فکر کنه میتونه با چرب زبونی سرم گول بماله عصبانی که نمیشم ولی از این رفتار و کلا از اینجور آدم ها بدم میاد. از برخورد ساده و دوستانه و بااحترام مردم خوشحال میشم.از گل و گل کاری در سطح شهر هم خوشحال میشم. از معتادهای کنار خیابون عصبانی میشم و اگه ازم پول بخوان فحش میخورن فقط. از همه چی بدتر از دیدن بچه هایی که دستفروشی یا گدایی میکنن خیلی ناراحت میشم و منو به فکر میبرن.
زنم رو بسوزونید.
رفته باشی مسافرت درگیر کار نباشی چندتا اسب خوشگل تو یه زمین چند هکتاری داشته باشی بعد یه سوارکاری درست حسابی جلوی ویلای فول امکاناتی که داری بشینی کنار زنت در صلح و آرامش از باغ و درخت و منظره کوه رو به روت و نسیم ملایمی که میوزه لذت ببری.
نه متاسفانه من زیاد اهل صرفه جویی نیستم بیشتر به بریز و بپاش علاقه دارم. زمانی که وضعم خوب نبود خب ناچارا صرفه جویی هم میکردم ممکن بود خودم دو سه روزم غذا نخورم بتونم یه نیاز واجبی رو تهیه کنم یا کفش مناسب نداشتم با کتونی میرفتم عروسی ملت.
با حرف خالی که نمیشه. با فرض اینکه من با شما رابطه صمیمانه ای دارم وقتی بفهمم همچین مشکلی پیش اومده باهاتون تماس میگیرم میگم گیسو کمند حاضر شو دارم میام دنبالت بریم بیرون حق هم نداری بگی نمیام بهرحال میبرمت. میریم جایی که میدونم دوست داری اگر بازی و فعالیتی باشه بهتره سعی میکنم فکرتو چندساعت منحرف کنم بعد اینا اگه خواستی باهات حرفم میزنم اگه همچنان تو لک بودی کنارت ساکت میشینم تا زمانی که حس کنم خودت مایلی حرف بزنیم درس اخلاق و پند و نصیحت این مواقع فایده نداره تنها حرفایی که میشه و باید زد اینه که میدونم شرایط فلان فلان شده ایه ولی میگذره تو از پسش برمیای همونطور که سر فلان جریان خیلی خوب براومدی. میدونی که میتونی رو من همه جوره حساب کنی دو نصفه شبم کارم داشتی زنگ بزن میام من هواتو دارم و امثال این حرفا.
جوک رو که نمیشه نوشت و خیلی بامزه بشه لحن بیان مهمه. شما بامزه بخونین حالا:
یه روز حضرت سلیمان میره پیش لاشخور بهش میگه لاشخور حیوونای دیگه خیلی از دستت شکارن ها، میگن هروقت باهاشون میری کافه دنگتو حساب نمیکنی.
(اینو میتونین جایی نمیخواین کسی رو مهمون کنید همون اول تعریف کنید که لاشخور بازی درنیارن)
یا یکی دیگه
هیچ میدونستین میتونید با فشردن همزمان شیفت و آلت سلمان فارسی رو به سلمان انگلیسی تغییر بدین؟
من برای زنمم خیلی به ندرت از شکلک استفاده میکنم. بیشتر در همین حده :)












علاقه مندی ها (Bookmarks)