به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 39

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohamad.reza164 نمایش پست ها
    سلام خانم بي نهايت

    چقدر سخت ميگيريد ، يكم راحت تر بگيد

    منظورم ادبياتي كه روان تر باشه، سليس تر باشه.




    منظورتون رو ميشه از اين دو تا بند بهتر بگيد؟
    سلام

    سعی می کنم راحت تر بگم.

    به عنوان مثال از همسرم گرفته تا نگهبان مجتمع، دوست و همسایه ،پست های دوستان در تالار ، در یک مهمانی و رفتار میزبان ، یک همسفر در تاکسی اونم یک مسیر کوتاه ، زمانی که با کسی که در ارتباطم ذهنم به صورت اتوماتیک وار در حال تحلیل اون فرد هست .

    یک تحلیل گر سیستم پیوسته به دنبال بررسی سیستم و پیدا کردن نقاط ضعف سیستم و نیازهای اون سیستم هست و همین طور به دنبال راه حل. این دید رو من نسبت به اطرافیانم دارم.
    مثل یک مدیری که انگار می خواد یک کسی رو استخدام کنه نشسته پشت میز ، و مراجعین رو بر انداز می کنه. واز بین این همه مراجعه کننده فقط یک نفر رو انتخاب می کنه.

    در صورتی که نه من مدیر هستم و نه دیگران مراجعه کننده ، گرچه به دیگران این رو نشون نمی دم اما در لایه احساسی حس خوبی برای برقراری ارتباط با آنها ندارم . و این موجب شده که افراد بسیار کم و خاصی از صافی ذهن من عبور کنند و همین موجب شده که ارتباط هایم بسیار محدود بشه.

    البته عقاید مذهبی وسیاسی ام هم سوراخ های این صافی رو تنگ تر کرده .

    سوال اصلا برام پیش اومده اصلا لزومی داره آیا دایره ارتباط های من وسیع بشه؟

    به عنوان مثال من با خانواده همسرم در ارتباط نیستم ، من حتی شماره جاری هام ، برادر شوهر هام و خواهر شوهر هام رو ندارم.

    خیلی از رفتارهاشون برای من قابل قبول نبود و همیشه بهشون انتقاد داشتم اونها غیر مذهبی هستند و به کل همه چیزمون با هم تفاوت داشت . اما بعد از این همه سال این رو نقطه ضعف خودم می دونم که چرا نتونستم با این همه تفاوت یک رابطه حداقلی رو باهاشون حفظ کنم.

    مثال می زنم مباحثی که بین اونها مطرح بود مباحثی بود همیشه ازقبیل ، رژیم لاغری ، جدید ترین مدل فشن مو ، ناخن ، مد لباس ، برای فلان مجلس مختلط طراحی فلان لباس، پیگیری سریال های ماهواره ای ، درکنار این ها مباحثی چون گله گذاری ها و حرف زدن پشت سر همدیگر ، کش پیدا کردن یک مساله بسیار ساده ، و......
    اتفاقا این رو هم بگم دوستشون دارم چون مهربونند ، شادند، پر انرژی هستند اما نمی تونستم با توجه به شخصیت ام و عقایدی که دارم یک رابطه پویا با هاشون داشته باشم چون حرف مشترکی باهاشون نداشتم.

    بهتر بگم نتونستم مدیریت کنم. اون منتقد درونی من اونها رو نپذیرفت.

    الان در مورد همسایه هامون به یک شکل دیگه .

    در مورد همسرم هم بیشتر نقدم بهش وارد بوده توی همه مواردجوری که اونقدر اشتباهات همسرم توی زندگیمون پررنگ شده ونقاط مثبت کم رنگ که همسرم خودش رو سراسر اشتباه می بینه وروی اعتماد به نفسش تاثیر گذاشته.
    به عنوان مثال الان من اصفهانم هم به من خیلی سخت داره می گذره هم به همسرم که اونجا دست تنها داره تعمیرات انجام می ده اون هم در این شرایط مالی که داریم عکس فرستادن از تغییرات توی عکس ها متوجه شدم که گل های سرامیک ها را کاشی کار توجه نکرده و سرامیک ها بدون در نظر گرفتم نقش گل ها کار شده ، خوب عکس العمل من در این شرایط این بوده که همسرم باید بیشتر حواسش رو جمع می کرده که چنین اشتباه فاحشی رخ نده ، چرا سرامیک کار اینقدر سهل انگاری کرده ، چرا همسرم بی توجه بوده .
    کاری هست که شده چرا من باید اینقدر درونا اذیت بشم ؟ به جای اینکه به همسرم بگم عزیزم خسته نباشی خیلی اذیت داری می شین معلومه خیلی خسته شدین که دیگه گل ها رو چپ و راست کار کردید !!! به همسرم گفتم آخه حواستون کجا بوده؟

    اثر این حرف می دونم چی می شه یک تخریب چند ریشتری برای همسرم که باز هم یک اشتباه دیگه .

    الان می فهمم چرا همسرم در سورپرایز کردن من اینقدر اکتیو هست چون من آدم سخت گیری هستم و تمام تلاشش این هست که احساس رضایت من رو به دست بیاره.

    ولی درونا من راضی نیستم با تمام تلاش هایی که در این رابطه روی خودم انجام دام و از لحاظ تکنیکی سعی کردم درست رفتار کنم ولی این احساس درونی ام منتقل شده و نتیجه اش شده اینکه همسرم عقیده داره من ایشون رو تحقیر می کنم.

    توی مهمانی ها همیشه شنونده هستم ، از جلب توجه بیزارم چون خودم یک منتقد قوی هستم همیشه نگرانم که رفتارم موجب انتقاد دیگران بشه. به همین دلیل بسیار محافظه کارم.

    اتفاقا توی تستم گفته بود خودنما هستم .یکی از خودنمایی های من می تونه این باشه که نمی خوام مورد نقد واقع بشم . از نقد شدن مضطرب می شم. به خاطر همین خیلی آهسته و روی خط راه می رم .انگار همیشه با یک کفش پاشنه بلند در حال رفتن هستم و باید دایم مراقب باشم که درست راه برم که زمین نخورم.


    دلم می خواد اینقدر سخت گیر نباشم. اینقدر تحلیل نکنم. بی نظمی برام اینقدر مهم نباشه. اشتباهات دیگرون اینقدر به چشم من نیاد.از اشتباه کردن خودم اینقدر نترسم. بدبین نباشم. در روابطم با دیگران سیال باشم بدون اینکه عقاید و اصولم رو زیر پا بذارم.

    عاشق عشق ورزیدنم به همه اطرافیانم اما مانع دارم.
    ویرایش توسط بی نهایت : یکشنبه 06 اسفند 96 در ساعت 16:40

  2. 3 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    mohamad.reza164 (یکشنبه 06 اسفند 96), paiize (دوشنبه 07 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 06 اسفند 96)

  3. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    سلام

    علی رغم اینکه مشکلتون رو خیلی جلو بردید اما خود مشکل خیلی ساده و قابل حله ،
    تنها پیچیدگیش اینه زیادی طولانی شده و جلوی عمیق شدنش گرفته نشده که به لایه های زیرین شما نفوذ نکنه .
    ( ورود به ناخودآگاه )

    به طور کلی :
    به نظرم چند تا بحث کلی هست که باید با تمرین و شناخت عنوان این مباحث، از ناخودآگاهتون بیرونشون کنید .

    1- تعصب
    2- پذیرش
    3 - نگاه از بالا به پایین
    4- امر به معروف و نهی از منکر
    5- نیازسنجی رابطه

    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    به طور کلی :

    تعصب :

    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نهایت نمایش پست ها
    ظاهر مذهبی و عقاید سیاسیم موجب شده که نتونم با کسانی که در این زمینه با من هم عقیده نیستند یک تعامل پویا و بعضا در مواردی صمیمی داشته باشم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نهایت نمایش پست ها
    به عنوان مثال از نگهبان مجتمع و مسافر تاکسی ، ذهنم به صورت اتوماتیک وار در حال تحلیل اون فرد هست .
    فرض کنیم او بی دین است ، شما دیندار ، در روابطتون بهش نیاز دارید ؟
    به شما چقدر مربوط است ؟

    نگاه از بالا و تعصب و پذیرش

    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نهایت نمایش پست ها
    در لایه احساسی حس خوبی برای برقراری ارتباط با آنها ندارم .
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نهایت نمایش پست ها
    اون منتقد درونی من اونها رو نپذیرفت.
    نگاه از بالا و تعصب و پذیرش و امر به معروف

    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نهایت نمایش پست ها
    خیلی از رفتارهاشون برای من قابل قبول نبود و همیشه بهشون انتقاد داشتم اونها غیر مذهبی هستند و به کل همه چیزمون با هم تفاوت داشت
    به عنوان مثال من با خانواده همسرم در ارتباط نیستم ، من حتی شماره جاری هام ، برادر شوهر هام و خواهر شوهر هام رو ندارم.

    نگاه از بالا و تعصب و پذیرش
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نهایت نمایش پست ها
    مباحثی که بین اونها مطرح بود مباحثی بود همیشه ازقبیل ، رژیم لاغری ، جدید ترین مدل فشن مو ، ناخن ، مد لباس ، برای فلان مجلس مختلط طراحی فلان لباس، پیگیری سریال های ماهواره ای ، درکنار این ها مباحثی چون گله گذاری ها و حرف زدن پشت سر همدیگر ، کش پیدا کردن یک مساله بسیار ساده ، و......
    اتفاقا این رو هم بگم دوستشون دارم اما نمی تونستم با توجه به شخصیت ام و عقایدی که دارم یک رابطه داشته باشم چون حرف مشترکی باهاشون نداشتم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نهایت نمایش پست ها
    سوال اصلا برام پیش اومده اصلا لزومی داره آیا دایره ارتباط های من وسیع بشه؟
    پاسخ :

    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نهایت نمایش پست ها
    نیاز دارم شاد باشم ، و این شادی وانرژی را به دیگران انتقال دهم.
    ادامه در پست بعد ..
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !



  4. 6 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    mercedes62 (یکشنبه 06 اسفند 96), mohamad.reza164 (یکشنبه 06 اسفند 96), paiize (دوشنبه 07 اسفند 96), فرشته مهربان (چهارشنبه 09 اسفند 96), بی نهایت (یکشنبه 06 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 06 اسفند 96)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    خانم بی نهایت

    چرا الگوهایی مثل ائمه خیلی راحتتر می توانستند یک گناهکار را بپذیرند و با ایشان مهربان باشند و ارتباط داشته باشند
    اما یاران امام خیلی براشون پذیرش افراد گنه کار سخت بود و حتی شاید برخورد تند هم با ایشان داشتند ؟

    برخورد انسانهای بزرگ با انسانهای معمولی همواره در کمال مهر بوده ،

    نوشته اصلی توسط بی نهایت
    در لایه احساسی حس خوبی برای برقراری ارتباط با آنها ندارم .
    قطعا اهداف شما و ارزشهایتان متعالی است !

    زبانم لال من شما را با یارانی که نمیتوانستند گنهکاران را بپذیرند مقایسه نمی کنم و
    صدالبته افراد اطرافتان را با گنهکاران مقایسه نمی کنم

    دقت بفرمایید ، ائمه را الگوی شما قرار دادم و برخورد بزرگواران را ،،

    فیلم اخراجی ها را شاید دیده باشید ،
    رابطه فرمانده ای که نماز شبش در اوج خستگی جبهه به راه بود با مجید سوزوکی که به واجبات اعتنایی نداشت .

    آیا دو قطب این رابطه شخصیت نزدیک به همی داشتند ؟ اعتقادات یکسانی داشتند ؟
    هدف یکی خدا بود و هدف دیگری فریب دادن پدره دختر مورد علاقه اش !

    ادامه دارد .....
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !



  6. 7 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    mohamad.reza164 (یکشنبه 06 اسفند 96), paiize (دوشنبه 07 اسفند 96), tavalode arezoo (یکشنبه 06 اسفند 96), فرشته مهربان (چهارشنبه 09 اسفند 96), بی نهایت (یکشنبه 06 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 06 اسفند 96), صبا_2009 (یکشنبه 06 اسفند 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تمرکز همسرم روی حاشیه هاست نه اصل زندگی ، باید چکار کنم ؟؟
    توسط ملودی 94 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 81
    آخرين نوشته: چهارشنبه 22 فروردین 97, 14:27
  2. حساست من روی شوهرم
    توسط hedika در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 06 شهریور 94, 19:24
  3. سیاست زنانه و حرف شنوی همسرم از من....چیکار کنم؟
    توسط ziiba در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 27
    آخرين نوشته: چهارشنبه 01 خرداد 92, 11:22
  4. شکست عشقی و تاثیری که روی من گذاشته
    توسط newfolder در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: چهارشنبه 17 آبان 91, 17:24
  5. وقتی با شکست روبرو می شوی
    توسط Niloo55 در انجمن رنج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 12 تیر 88, 10:14

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.